اسلایدر

علامه نورانی-علامه ناشناخته(ذوالمعارج)
 
نوشته شده توسط : مرتضی کرامتی



:: موضوعات مرتبط: درمحضرفیلسوفان
تاریخ انتشار : جمعه هفتم مهر 1391 |
نوشته شده توسط : مرتضی کرامتی
زندگی نامه بزرگترین فیلسوف معاصرعلامه نورانی

يادمان فیلسوفی  از تبار عالمان قم و نجف 


  در محضر مراجع معروف ثلاث تلمذ نمود/ در نجف اشرف از محضر بزرگاني چون آيات عظام خويي، حکيم و شيرازي بهره برد/ آيت‌الله‌العظمي بروجردي کتاب العقدوالحل او را تأييد کرد/ وي شرح مکاسب را به تشويق امام خميني (ره) نوشت/ آيت‌الله‌العظمي گلپايگاني کتاب عقايدي او را مورد تقدير قرار داد. 

آنچه گذشت گوشه‌اي از زندگي پرافتخار عالمي از تبار شاگردان مکتب امام صادق (ع) است که تا آخرين روزهاي زندگي قلم را بر زمين نگذاشت و همواره بر اي اعتلاي مکتب اهل بيت (ع) تلاش نمود.

مرحوم آيت‌الله مصطفي نوراني اردبيلي از جمله عالماني است که در مکتب اهل بيت (ع) نزج گرفت و عمر خود را در پاسداري از آن صرف نمود.

مرکز خبر حوزه، به مناسبت فرارسيدن ايام سالگرد رحلت اين عالم رباني گوشه‌اي از زندگي وي را منعکس مي‌کند.

آيت‌الله مصطفي نوراني اردبيلي (ره) در سال 1305 شمسي در روستاي تقي ديزج از توابع اردبيل، در يک خانواده اهل علم به دنيا آمد.

ملا شکرالله پدر وي از علماي برجسته آن ديار بود. ابتدا در محضر پدر بزرگوار خود تلمذ کرد و سپس از برادر بزرگتر خود ملاعيسي بهره علمي برد.

اين عالم رباني بعد از فراگيري مقدمات عرب و علوم ديني در سن هفده سالگي وارد مدرسه ملاابراهيم اردبيل شد و در محضر عالمان آن ديار زانوي تلمذ زد.

مرحوم آيت‌الله‌نوراني در بيست و پنج‌سالگي وارد شهر علم و اجتهاد قم، شد و از محضر بزرگاني چون آيت‌الله حجت، آيت‌الله صدر و آيت‌الله خوانساري که به آيات ثلاث معروف بودند، بهره برد.

اين عالم وارسته پس از کسب توشه علمي از قم، جهت بهره‌مندي از فضاي علمي و معنوي نجف در جوار بارگاه اميرالمؤمنين(ع)، رحل اقامت ‌افکند و از دروس آيات عظام حکيم، خويي و شيرازي شاهرودي استفاده نموده وي همچنين از درس آيت‌الله العظمي بروجردي و امام راحل کسب فيض نمود و ضمن تقرير درس امام راحل و با اشاره و راهنمايي ايشان شرح مکاسب را نگاشت و منتشر نمود.

*علاقه وافر به نويسندگي

مرحوم آيت‌الله‌ نوراني از دوران جواني به تأليف و تحقيق و نشر معارف اهل بيت (ع) علاقه وافري داشت، از اين رو موفق شد در سن بيست و پنج‌سالگي کتاب «القعد والحل»، به رشته تحرير درآورد و با تأسيس مؤسسه‌اي با نام «مکتب اهل بيت (ع)» حرکت علمي و فرهنگي را پي‌ريزي کرد و خود را وقف تحصيل،‌ تدريس و نشر علوم اهل بيت (ع) نمود.

وي فعاليت علمي خود را در اين مؤسسه در سه بخش حوزوي،‌ علوم اسلامي و دايرةالمعارف علمي اسلامي متمرکز نمود.

در بخش حوزوي به مباحثي چون صرف و نحو، منطق، بلاغت، درايت، رجال،‌فقه، فلسفه و... همت گماشت و در بخش علوم اسلامي که با علوم روز منطبق شده بود، شامل اقتصاد روان‌شناسي، جامعه‌شناسي رياضيات، طبيعيات و طب پرداخت که از دستاوردهاي آن مي‌توان به دايرةالمعارف طب اسلامي بر اساس آيات و روايات و منطبق با طب قديم جمع‌آوري شده است و شامل بيش از ده‌هزار صفحه و در سه بخش بهداشت گياهان دارويي و امراض و معالجات است اشاره کرد.

آن عالم فرهيخته در طول زندگاني با برکت خود موفق به تأليف و تصنيف بيش از يک‌صدو شصت کتاب شد.

*مبارزه عليه طاغوت

وي در طول دوران انقلاب و قيام اسلامي مردم ايران، همگام با امت اسلامي در خيزش دادخواهانه مردم شرکت جست و زجر تبعيد و زندان‌هاي بروجن، شهرضا، نجف‌آباد، ‌اصفهان،‌ قم، گنبد کاووس و... را براي مبارزه عليه ظلم و استبداد به جان خريد.

لزوم حفظ انقلاب اسلامي و دستاوردها و ارزش‌هاي ديني و مکتبي آن از اموري بود که به شدت مورد اهتمام و توجه مرحوم آيت‌الله نوراني بود. او بر اين باور بود اکنون که استکبار جهاني و ايادي آن اين انقلاب و ولايت فقيه را هدف قرار داده‌اند،‌همه بايد احساس خطر کنند،‌وي نيز اين خطر را احساس نموده بود و درخواست مردم محترم دارالارشاد اردبيل را علي‌رغم مشغله‌هاي علمي، فرهنگي و تحقيقاتي براي نمايندگي در مجلس خبرگان رهبري را پذيرفت.

آن عالم وارسته چنان به تحقيق علمي و حفظ معارف و احاديث اهل بيت (ع) علاقه داشت که از لحظات عمر ارزشمند خود جهت کسب دانش و بهره‌مندي از اين ميراث گرانسنگ بهره مي‌برد.

حجت‌الاسلام سيدمحمد مجاهد، يکي از شاگردان وي، مي‌گويد که همسر ايشان به بنده گفت: سه ماه قبل از فوت ايشان و در ايامي که در بستر بيماري بودند، يک شب از بستر برخاست و تقاضاي قلم و کاغذ نمود و گفت؛ حديثي به ذهنم رسيده مي‌خواهم يادداشت کنم. وقتي از او سؤال کردم با توجه به کسالتي که داريد چه ضرورتي براي نگارش حديث وجود دارد، شما که يک عمر حديث نگاشته‌ايد، الان کمي استراحت کنيد. ‌پاسخ داد که وظيفه و رسالت ما حفظ معارف اهل بيت (ع) است. شايد بعد از مرگ من کسي آن را ببيند و عمل کند.

آن مرحوم خود را وقف اسلام و اهل بيت (ع) نموده بود و خالصانه در اين مسير حرکت مي‌کرد، اهتمام ايشان به تدريس و تحقيق به حدي بود که در دوران زعامت آيت‌الله‌العظمي بروجردي، مرحوم نوراني به واسطه کثرت مطالعه و تحقيق و نگارش بيمار شدند و اطباء او را از تحقيق و تدريس منع کردند، ولي به واسطه علاقه فراوان به مطالعه در همان دوران بيماري شرح 5 جلدي بر محرمات را نگاشت.

آيت‌الله نوراني بر لزوم آشناکردن جوانان با معارف اهل بيت (ع) تأکيد مي‌نمود و انحطاط و گسترش فساد در جامعه را ناشي از کمرنگ‌شدن معارف ديني ارزيابي مي‌نمود و تصريح مي‌کرد که ما هر چه داريم از مکتب اهل بيت (ع) و امام صادق داريم، در حالي که برخي جوانان که از حقايق غافل هستند، فکر مي‌کنند مبدأ علوم اروپا است.

*توصيه‌هاي آن مرحوم

آيت‌الله حاج شيخ مصطفي نوراني اردبيلي‌(ره) در کتاب وظايف يک مبلغ آورده است: روحانيون بايد از اوقات و فرصت‌هاي مناسب همواره استفاده کنند و وقت خود را تلف ننمايند، لباس کسي که روحانيت به تن کرده، هدايت افراد و جامعه را يک وظيفه عمومي و جديد در ذمه خود بدانند، بخصوص در اين دوران پر آشوب و...

با اين وضع اسف‌انگيز، دهات دور دست که پاي مبلغ بدانجا نرسيده و يک مبلغ لايق و برجسته به آنجاها اعزام نشده وظيفه ديني خود را با رفتن به چنين مکان‌هايي ادا کنند برخي از مکان‌ها هست که يا مبلغ به آنجا نرسيده و يا تنها به گرياندن و روضه خواندن قناعت کرده‌اند و يا آن دهات به وسيله تعزيه خوان‌ها و شبيه خوانان اداره شده و احکام اسلام و قوانين عاليه الهي بطور کامل به آنها ابلاغ نشده است، بايد براي رضاي خدا در وقت مناسب به مناطق دوردست سفر کرده و نتيجه معنوي بدست بياورند در اين زمان که مبشران مسيحي، مبلغين وهابي و... نسل جوان را به سوي پرتگاه ضلالت و گمراهي مي‌کشد، بر ماست که براي بيداري آنها از اين مهلکه قيام کنيم و آنان را از اين پرتگاه نجات دهيم.

*کتابي که آيت‌الله گلپايگاني  از آن تمجيد نمود

مرحوم آيت‌الله نوراني در خاطرات خود مي‌نويسد: حدود چهل سال قبل به فکر تحقيق و نوشتن اصول عقايد و ايدئولوژي افتادم که هم براي خودم و هم براي ديگران مفيد باشد و ابتدا مکاتب و اديان و سپس مذاهب را مورد بررسي قرار دادم و يادداشت‌ها را بعدا به صورت کتاب درآوردم و در همان زمان به چاپ آن اقدام نمودم، وقتي کتاب زير چاپ بود، مرحوم آيت‌الله گلپايگاني (ره) مرا خواستند و فرمود: چند نفر از طلاب حوزه را جمع کنيد و يک کتاب اعتقادت بنويسيد، من عذر خواستم و عرض کردم: من ديگر ذوقي به اين کار ندارم؛ زيرا يک کتاب در مورد اعتقادات نوشته‌ام و اکنون زير چاپ است، ايشان فرمود: پس از چاپ، يک نسخه را به من بدهيد وقتي کتاب چاپ شد و يک نسخه را به ايشان دادم آقا مرا خواست و فرمود: همان قصدي که داشتم شما در اين کتاب انجام داده‌اي و اديان و مذاهب باطله را رد کرده‌اي و دين حق و مذهب درست را ثابت کرده‌اي، سپس ايشان يک پارچه قبايي به من دادند و سيصد تومان ماهانه حسب‌الامر ايشان به من پرداخت مي‌کردند.

*لطف آيت‌الله العظمي بروجردي

 در اولين نوشته‌ اينجانب به نام‌ (العقد والحل) تحقيقي درباره صيغه‌هاي نکاح که تعرض به «استعمال ماده‌ زوج با لفظ در لغت» داشتم، روزي در بيروني منزل مرحوم آيت‌الله العظمي بروجردي بودم و تعدادي از علما در خصوص مطالب آن کتاب اشکالاتي به من کردند تا اينکه مرحوم حاج محمد حسن، فرزند بزرگ آن مرحوم مرا به حضور آقا برد و ايشان از من پرسيدند؛ آيا تحقيق شما در اين مورد کامل است؟ عرض کردم: آري، پس از تامل، پانصد تومان جهت آن کتاب به من دادند و از قضا هزينه چاپ آن کتاب در آن وقت درست همان اندازه بود.

*تبحر آيت‌الله نوراني در طب اسلامي

حجت‌الاسلام احمد قاضي زاهدي گلپايگاني، حکايتي از مرحوم آيت‌الله مصطفي نوراني نقل مي‌کند ،فردي به نام حاج عبدالله اسفندياري که در خصوص طب  مورد عنايتي از سوي امام زمان عج قرار گرفته بود ، از خراسان به قم آمد و مدت 2 سال در  مؤسسه مکتب اهل بيت (ع) قم حضور داشت و تمام دانستني‌هاي خود را در خصوص طب اسلامي عرضه نمود و سپس به خراسان بازگشت ، بعد از بازگشت حاج‌عبدالله اسفندياري، مرحوم آيت‌الله ‌نوراني گفتار وي را در قالب ده‌هزار صفحه تحت عنوان طب اسلامي گردآوري کرد.

*نگارش کتاب به‌ تشويق امام راحل

آن مرحوم مي‌گويد: اينجانب شرح مکاسب را به تشويق مرحوم حضرت امام خميني‌(ره) نوشتم، زيرا حدود چهل و پنج سال قبل که در درس خارج مکاسب آن جناب حاضر مي‌شدم، تقريرات درس ايشان را مي‌نوشتم و پس از تکميل مکاسب محرمه، آن را به حضرت امام‌(ره) ارائه نمودم و عرض کردم: ببينيد اگر قابل چاپ باشد تقريظي بنويسيد تا آن را چاپ کنم ايشان نوشته خودش را نيز که در آن زمينه بود به من دادند و فرمود؛ شما نيز مطالعه کنيد، اگر نقصي داشته باشد تکميل نماييد، من آن را بردم و استفاده نمودم پس از 25 روز آوردم و عرض کردم حضرتعالي نوشته مرا مطالعه کرديد؟ فرمود: آري. گفتم: چه طور بود؟ فرمود: خوب است عرض کردم پس تقريظي بر آن بنويسيد تا چاپ کنم؟ فرمود: نه، عرض کردم: چرا؟ در صورتي که مي‌فرماييد خوب است؟ فرمود: چون تو اقوال ديگر فقها را نيز در آنجا نوشته‌‌اي بهتر است شما مکاسب را شرح کنيد. عرض کردم من نمي‌توانم! فرمود: تو مي‌تواني.

 البته شيوه ايشان اين بود که طلاب را تشويق بر علم‌آموزي مي‌کردند لذا روزي در بيروني منزل ايشان نشسته بوديم به چند نفر از ما اشاره کرد و فرمود: شما سه نفر نبايد تقليد کنيد.

.

*غروب غم‌انگيز

آيت‌الله نوراني سرانجام در آبان‌ 1382 مطابق 4رمضان‌المبارک 1424 بعد از نماز ظهر و عصر به ديدار معبودش شتافت و در گلزار شهداي شيخان قم به خاک سپرده شد.

همچنين در پي ارتحال آن عالم برجسته اطلاعيه‌اي از هيئت‌رييسه مجلس خبرگان رهبري و نيز اطلاعيه مشترکي از سوي جامعه مدرسين حوزه و شوراي عالي حوزه علميه قم و نيز دبيرخانه مجلس خبرگان رهبري در تعظيم و تکريم از جايگاه آن عالم فرهيخته منتشر شد.

 



:: موضوعات مرتبط: درمحضرفیلسوفان
تاریخ انتشار : جمعه هفتم مهر 1391 |
نوشته شده توسط : مرتضی کرامتی

روایت آیت‌الله خامنه‌ای از اولین دیدار با علامه جعفری

در آقاى جعفرى (رحمةاللَّه عليه) خصوصيات برجسته‌اى بود كه به‌نظر من همه‌ى اينها براى نسل جوان و پژوهنده و اهل علم و تحقيق الگوست. ايشان آن وقتى كه كارهاى تحقيقى خودشان را شروع كردند، خيلى جوان بودند.

البته من حدود سالهاى سى‌وچهار و سى‌وپنج بود كه ايشان را شناختم. ايشان تازه از نجف آمده بودند و جوان و فاضل و اهل تحقيق و فعّال و پر شور و مورد احترام بزرگان ما - مانند مرحوم آقاى ميلانى و بعضى از آقايان ديگر در مشهد - و نيز مورد احترام طلّاب بودند. اخوانشان هم در مشهد بودند؛ مثل آقاى آميرزا جعفر كه مرد بسيار با صفا و با معنويت و با روحى است. بله؛ عرض مى‌كردم كه ايشان هم به مناسبتى به مشهد آمده بودند و چند ماه يا يك سال - درست يادم نيست - در مشهد ماندند. ما از آن‌جا با ايشان آشنا شديم. در ايشان واقعاً روح تحقيق و تفحّص و نشاط و شور علمى مشاهده مى‌شد.
http://farsi.khamenei.ir/ndata/news/8394/H/khamenei-jafari.jpg
اين روحيه، از دوران جوانى تا پايان عمر ادامه داشت. آن وقت ايشان تقريباً سى و چند ساله بودند. همه‌ى اين شور جوانى، در كار علمى و فكرى و بحث و نوشتن و تحقيق و مطالعه و اين‌گونه كارها صرف مى‌شد و البته حافظه‌ى فوق‌العاده و استعداد علمى ايشان هم به جاى خود محفوظ بود. اين حالت تا همين آخر هم ادامه داشت كه اين چيز عجيبى است. يعنى در عين اين‌كه ايشان يك مرد هفتاد و چند ساله بودند، ولى تا آخرين بارى كه ايشان را ديديم - به گمانم يك سال، يا هفت، هشت ماه پيش بود كه ايشان را ما زيارت كرديم - باز انسان همان حالت و همان شور و همان تحرّك را در ايشان مى‌ديد.

اين خيلى باارزش و قيمتى است كه انسان نگذارد گذشت زمان و حوادث گوناگون، شور و تحرّك و تهيّجى را كه خداى متعال در او قرار داده و مى‌تواند آن را مثل يك سرمايه‌ى گرانبها براى پيشرفتهاى گوناگون در ميدانهاى مختلف مصرف كند، از بين ببرد. به‌هرحال وجود ايشان، حقيقتاً وجود ذى‌قيمتى بود و براى اسلام و مسلمين و نظام اسلامى ارزش داشت. ايشان تا آخر هم كار كردند؛ يعنى واقعاً آقاى جعفرى هيچ وقت از كارافتاده و كنار نشسته و بيكاره نشدند و دائم مشغول كار و تلاش و تحرّك بودند. خداوند ان‌شاءاللَّه درجاتشان را عالى كند.

بيانات در ديدار خانواده و مسؤولان ستاد برگزارى مراسم ارتحال استاد علامه محمدتقى جعفرى (ره) 17/09/1377

:: موضوعات مرتبط: درمحضرفیلسوفان
تاریخ انتشار : جمعه هفتم مهر 1391 |
نوشته شده توسط : مرتضی کرامتی



:: موضوعات مرتبط: گالری عکس، درمحضرفیلسوفان
تاریخ انتشار : جمعه هفتم مهر 1391 |
نوشته شده توسط : مرتضی کرامتی
تفکیک چیست ؟ آیا مطالب عرفا کشک است

برای تفکیک معنایی وجود دارد که اگر مراد آقایان از تفکیک آن معنا باشد خیلی راحت می‌توان با تفکیک و تفکیکیان کنار آمد و اصلا نزاعی در کار نیست و مشکلی به وجود نمی‌آید. چراکه با توجه به آن معنا، خود فلاسفه اسلامی و عارفان مسلمان، بزرگترین تفکیکیان خواهند بود.

و آن معنا این است که آنچه را که عارفان و فلاسفه مسلمان با کشف و استدلال به آن رسیده‌اند، هر چه که باشد از صدر تا ذیل، از مسائل اصلی و امهات گرفته تا مسائل فرعی و جزئیات، همه محصول فعالیت فکری، عقلی و تهذیب و تزکیه و شهود یک انسان غیر معصوم است و نمی‌توان آنرا در عرض سخن ناب و پاک و معصومانه انسان کامل معصوم قرار داد.

سخن و گفتار یا شهود کسی که با وحی رابطه مستقیم دارد کجا و فعالیت فکری و شهودی یک انسان غیر معصوم کجا! پس اگر مراد از تفکیک این است که من همین جا اعلام می‌کنم و هیچ ابایی هم ندارم که ما بزرگترین تفکیکی هستیم! حتی بیشتر از آنچه که اهل تفکیک می‌گویند به این مطلب معتقدیم.

چه سخنی صادقانه‌تر و چه عبارتی گویاتر از این سخن وعبارت حضرت استاد علامه حسن زاده آملی به عنوان یک عارف و فیلسوف مسلمان که بارها و بارها فرموده‌اند اگر ما فرض کنیم تمام بنی نوع بشر و بنی نوع انسان بشوند افلاطون، ارسطو، فارابی، بو علی، خواجه نصیر الدین طوسی، ملا صدرا، انیشتین و همه و همه جزو نوابغ باشند و اصلا آدم معمولی در دنیا نداشته باشیم و همگی از این سنخ آدمها باشند باز هم این آیه قرآن کریم صادق است که فرمود: «هُوَ الَّذي بَعَثَ فِي الْأُمِّيِّينَ رَسُولاً مِنْهُمْ يَتْلُوا عَلَيْهِمْ آياتِهِ وَ يُزَكِّيهِمْ وَ يُعَلِّمُهُمُ الْكِتابَ وَ الْحِكْمَةَ وَ إِنْ كانُوا مِنْ قَبْلُ لَفي‏ ضَلالٍ مُبينٍ ؛ او كسى است كه در ميان جمعيت درس نخوانده رسولى از خودشان برانگيخت كه آياتش را بر آنها مى‏خواند و آنها را تزكيه مى‏كند و به آنان كتاب (قرآن) و حكمت مى‏آموزد هر چند پيش از آن در گمراهى آشكارى بودند» (جمعه/2)

هر کسی هر چه که باشد در برابر انسان کامل معصوم، امی و بی‌سواد است. آیا آقایان اهل تفکیک سخنی بالاتر از این هم دارند و بهتر از این می‌خواهند راجع به تفکیک سخن بگویند؟ این بزرگوار که عمری را در فلسفه و عرفان گذرانیده و با همه برنامه‌ها و فعالیتهای علمی که دارد می‌گوید همه در برابر پیغمبر خدا امّی هستند. پس اگر مراد از تفکیک این باشد که ما خودمان بزرگترین تفکیکی عالم هستیم.

اما اگر مراد از تفکیک، بی‌اعتبار جلوه دادن و به قول بعضی، کشک دانستن حاصل زحمت‌های فلاسفه و عارفان خصوصا فلاسفه وعارفان مسلمان است همانطور که از ظاهر بلکه صریح بعضی ازعبارات استفاده می شود، در این صورت قول به تفکیک عین بی‌انصافی و از مصادیق بارز ظلم خواهد بود.  

زمانی یکی از آقایان در یک سخنرانی نزدیک ایام ماه مبارک رمضان که طلاب می‌خواستند به تبلیغ بروند خطاب به آنها توصیه‌ای کرده بودند و فرموده بودند شما هر روز بر خودتان این را یک وظیفه و یک امر واجب تلقی کنید که یک صفحه از صفحات بحارالانوار را مطالعه کنید؛ نوری که در صفحات بحار هست در کتاب شفای بو علی نیست.

این سخن چه معنایی را می‌خواهد به شنونده القا کند؟ اگر مراد این است که ما توقعی را که از آیات و روایات اهل بیت عصمت و طهارت علیهم‌السلام داریم هُوَ هُوَ نمی‌توانیم همان توقع را از عبارات یک انسان غیر معصوم و لو فیلسوف داشته باشیم، این حرفِ کاملا صحیح است، چون آن کجا و این کجا! بو علی سینا یک انسان غیر معصومی است که فعالیت فکری کرده و به نتایجی رسیده، او کجا و یک انسان معصوم کجا که سخن او متن واقع و نورانیت محض است.

ولی باید این نکته را متوجه بود که اصلا چه کسی چنان توقعی را از سخن غیر معصوم دارد که شما بیایید آن را نفی کنید. اصولا چنین ادعایی وجود نداشته و ندارد بلکه این شما هستید که سخن غیر معصوم را در کنار سخن معصوم گذاشته و این دو را با هم مقایسه می‌کنید و با این کار به سخن معصوم جسارت می‌کنید چون کنار هم گذاشتن این دو و مقایسه کردن این دو با هم کار غلطی است و به تعبیری جسارت به مکتب اهل بیت عصمت و طهارت علیهم‌السلام است. شما می‌آیید و مطالب غیر معصوم را در کنار مطالب معصوم می‌گذارید و بعد می‌گویید نوری که اینجا هست آنجا نیست. اصلا گذاشتن اینها در عرض هم کار غیر قابل دفاعی است.

ولی اگر مراد از آن سخنان و عبارات این است که همه آنچه که درکتاب شفا و امثال شفاست کشک است و بی اعتباراست. انصافا این سخن، خلاف انصاف و از مصادیق ظلم است. چون حکیمانی مثل  بو علی سینا، ملا صدرا و دیگر حکیمان صدرایی در عالم اسلام و فلاسفه‌ای متاله و لو غیر مسلمان که توحید را، نبوت را، وحقانیت مکتب انبیا را آنگونه مستدل برای دیگران بیان کرده‌اند، درست نیست اینطور در حقشان بی‌انصافی و ظلم شود.

آنها گرچه نتوانسته‌اند با تکیه بر عقل صرف و کشف غیرمعصومانه خود بدون کمک گرفتن از انبیاء و اولیاء معصوم به دقائق مبدا و معاد راه پیدا کنند اما در حد توان خود، فعالیت کرده و زحمت کشیده‌اند و در راستای آن بزرگان و بزرگواران حرکت کرده و می کنند و نیز به نتایج خوب و مطلوبی رسیده و می‌رسند، حال شما در مقابل آن همه تلاش و زحمت بگویید همه اینها کشک است. کجای این انصاف است؟ انسان باید در اظهار نظر عادل باشد و حق را به حق‌دار داده و همیشه حق را مورد توجه قرار دهد. و عشق به اهل بیت عصمت و طهارت علیهم‌السلام که در دل همه ما ریشه دیرینه دارد نباید ایجاب کند که ما به دیگران ظلم کرده و متاع آنها را غیرمنصفانه ارزیابی کنیم.

ما باید ببینیم ائمه معصومین سلام الله علیهم اجمعین چطور با کمالات دیگران برخورد می‌کردند و در عین آنکه خودشان در رأس کمالات و خوبی‌ها بودند در مقام ارزیابی کمالات دیگران چه رفتاری را در پیش می‌گرفتند. حضرت امام صادق علیه‌السلام در کتاب توحید مفضل از ارسطاطالیس (ارسطو) نام می‌برد و می‌فرماید: عده‌ای قائل به صُدفه و اتفاق بودند و برای این عقیده، به امور خارج از طور طبیعی؛ مثل افراد شش انگشتی یا ناقص الخلقه‌ها و امثال این امور استدلال می‌کردند. در مقابل آنها شخصی به نام ارسطاطالیس با توجه به امور طبیعی که از ثبات و دوام و وحدت صنع برخوردارند اثبات کرد که  پدیده‌های یاد شده به خاطر عوارضی است که درمسیر امور طبیعی پیش می‌آید و آنها را از مسیر خود منحرف می‌کند و این خود شاهدی است بر وجود یک نظام علی و معلولی در عالم  و دلالت می‌کند بر اینکه در عالم حساب و کتابی وجود دارد و گاهی اوقات که در این حساب و کتاب به هر دلیلی اختلالی به وجود می‌آید پدیده‌های یاد شده مشاهده می‌گردد و این خود بهترین دلیل است بر اینکه در نظام آفرینش علیت حاکم است و چیزی بر اساس اتفاق و صُدفه به وجود نمی‌آید.

این مطلب را امام صادق علیه‌السلام در حالی برای مفضل بیان می‌‌کند که خود یک امام معصوم است و فوق مقایسه با ارسطو است و این یعنی اگر کسی حرف قابل قبولی دارد باید آن را گفت و نقل کرد و نباید به بهانه اینکه او در رتبه از ما پایین‌تر است او را کنار بزنیم و بگوییم آنچه او می‌گوید کشک است.

بنابراین نباید با مطرح کردن تفکیک، انبیاء و اولیاء را به نفع خود مصادره کرد و دیگران را علی‌رغم کمالاتی که دارند کوبید و آنها را از راه آن بزرگواران منحرف دانست.

به تفکیکیان عرض می‌کنم اگر مرادتان از تفکیک معنای اول از دو معنایی که ذکر شد باشد که ما بهتر از شما این معنی را می‌فهمیم و به آن اعتقاد داریم و معترفیم و اگر معنای دوم مراد شماست که  خلاف انصاف است  بخواهیم به بهانه تکیه بر حقانیت اهل بیت عصمت و طهارت علیهم‌السلام دیگران را تحقیر کنیم. هر چند که متاع احدی را نمی‌توان  با متاع انسانهای کامل و معصوم مقایسه کرد.سایت معظم له



:: موضوعات مرتبط: درمحضرفیلسوفان
تاریخ انتشار : جمعه هفتم مهر 1391 |
نوشته شده توسط : مرتضی کرامتی

اكثر دوستداران جناب استاد صمدی با جلسات ایشان آشنائی دارند و حتی برخی از بیانات ایشان را بارها گوش داده اند.

یكی از این درس ها مربوط به جلسات طهارت در حدود ۱۵ سال قبل باز می گردد
در جلسات پایانی این دوره مباحثی مطرح می شود درباره "عین ثابت" و روی آن بحث می شود و جناب استاد برای مثال زدن از افرادی اسم می برند كه جزء كثیف ترین انسان ها بوده اند
شمر و یزید
و با تكرار این كه این یك مثال است و حتی لفظ شاید و احتمالات را بارها تكرار می كنند كه راه بر هر نوع شبهه پراكنی بسته باشد
اما مخالفان جدی عرفان اسلامی با تقطیع بیانات و القاء خاص به مخاطبان خود این شبهه را آوردند كه استاد صمدی آملی شمر و یزید را بهشتی اعلام كرده اند و با زیركی من بعد تمام جهنیان تاریخ را هم در ذیل این مثال به بهشت بردند
تا جائی كه شنیده شد برخی از مراجع عظام هم نسبت به این ادعا واكنش منفی نشان دادند
البته بر هیچ كسی میزان عشق و محبت جناب استاد صمدی به اهل بیت علیهم السلام پوشیده نیست
و كم كم نام مبارك جناب علامه به عنوان مرج چنین القاءاتی برده شد و توهین وسیعی در سطح محافل مجازی و حقیقی به بزرگان عرفان دامن زده شد
الحمدلله رب العالمین حضرت آیت الله علامه جناب حسن زاده آملی پیام قاطع و روشنی را نوشتند و متعاقب آن جناب استاد صمدی هم به پیروی از استاد خویش نظر صریح خود درباره دشمنان اهل بیت علیهم السلام را در مرقومه ای منتشر نمودند تا پایانی باشد بر یك آغاز
آغازی كه علیرغم تلخی باعث رشد و بالندگی و شكوفائی فكری و ذهنی و تعالی روحی عاقلان و سالكان این مرز و بوم می شود ان شاء الله

متن پیام جناب علامه و استاد صمدی در ذیل تقدیم می گردد :

بسم الله الرحمن الرحیم

این متمسک به ذیل ولایت امام امیرالمومنین علی‌بن ابی‌طالب و حضرت صدیقه طاهره فاطمه زهرا و اولاد طاهرینشان علیهم السلام با اعلام برائت و بیزاری از قاطبه دشمنان، معاندان و غاصبان حقوق حقه اهل بیت عصمت و طهارت صلوات الله علیهم اجمعین معروض می‌دارد:
شنیده ام برخی از کسانی که در درس و بحثهای حقیر حضور پیدا کرده‌اند، بر اثر عدم تلقی صحیح مطالب و خلط مباحث برداشت‌های ناصحیح خود را که مخالف با حقایق دین مبین اسلام و اقتضائات تولی و تبری است من جمله در تعریف بهشتیان به من نسبت داده‌‌اند، از این روی صریحا اعلام می‌کنم این گونه نسبت‌ها به حقیر ربطی نداشته و ندارد.


والسلام علیکم و رحمةالله و برکاته

حسن حسن زاده آملی، بیستم جمادی الثانی ۱۴۳۳ مطابق با ۱۳۹۱/۲/۲۲


بسم الله الرحمن الرحیم

خبرگزاری فارس: حجت الاسلام والمسلمین صمدی آملی برای تنویر افکار عمومی و در پاسخ به برخی حاشیه‌ها توضیحی منتشر کرد و نوشت: تولّی و تبّری اصل مسلّم ما شیعیان خالص امامیه‌ اثنی عشریه است.

به گزارش خبرگزاری فارس، حجت الاسلام والمسلمین داود صمدی آملی در پی ایجاد برخی مباحث حاشیه‌ای درباره مساله «تشکیک در ماهیت» (عین ثابت)، عوض شدن «عین ثابت» متن زیر را برای خبرگزاری فارس ارسال کرده است که عینا منتشر می‌شود :

بسم الله الرحمن الرحیم

اخیراً موضوعاتی مطرح شده مبنی بر این که اینجانب حدوداً پانزده سال قبل در جلسه‌ای درسی و علمی و در قالب مثال از اسامی افرادی کثیف استفاده کردم که سبب برداشت‌های ناصحیح گردیده است. اینجانب اعلام می‌دارم براساس نصوص قرآنی و روایی جهنمی بودن و خلود آنها در قعر جهنم امری محرز و مسلم است که شک بردار نیست. واصل تولی به ولایت بلافصل حضرت امام امیرالمؤمنین علیه السلام و اولاد طاهرین‌شان تا حضرت بقیة‌الله الاعظم مهدی فاطمی عجل‌الله تعالی فرجه الشریف، و تبری جستن از دشمنان و غاصبان حقوق حقه الهیه‌ آنان به نصّ قرآن کریم و روایات، یعنی اصل اصیل و پایدار تولّی و تبّری اصل مسلّم ما شیعیان خالص امامیه‌ اثنی عشریه است که موجب تعالی روح انسانی و موهبت الهی است که شیعه اهل بیت علیهم السلام بدان مفتخر است.

میزان ما براساس حدیث شریف و متواتر از جناب رسول‌الله الاعظم صلّی‌الله علیه وآله و سلم همان ثقلین کتاب الله و عترت، اهل بیت علیم السلام است و تا قیام قیامت هم خواهد بود.

الحمدالله الذی جعلنا من المتمسّکین بولایتهم و محبتهم اجمعین
والسلام علیکم و رحمة‌الله و برکاته
بیست و دوم جمادی الثانی 1433 ق مطابق 1391.2.24 ش
داود صمدی آملی


همین جا از همه عزیزانم كه در این چند ماهه دائماً با ارسال سوال و پیام درباره این موضوع و انتشار مغرضانه بیانات درسی استاد و ابراز توهین به ساعت علم و عرفان ، ابراز نگرانی می فرمودند نیز تشكر می نمایم و البته ما همیشه عرض كرده بودیم كه شرح موضوع را به زودی از جانب استاد گرانقدر و بزرگ مان خواهیم شنید كه الحمدلله پیام حضرت علامه نیز بر جان همه مشتاقان اهل بیت علیهم السلام یك نیرو و حیات فراوانی را به همراه داشت.
خداوند هر دو این بزرگان و علاقمندان و شاگردان شان را از هر گزندی محفوظ داشته و اسباب رشد و تكامل ما را هم به بركت وجود این بزرگان فراهم گرداند ان شاءالله


:: موضوعات مرتبط: درمحضرفیلسوفان
تاریخ انتشار : جمعه هفتم مهر 1391 |
نوشته شده توسط : مرتضی کرامتی

نگاهی به زندگی‌نامه حضرت استاد حسن رمضانی

حضرت استاد حسن رمضانی به سال 1336 هـ.ش در روستای قدمگاه نیشابور (استان خراسان) به دنیا آمد.

پس از گذراندن دوران تحصیلات ابتدایی و دبیرستان به خاطر علاقه و دلبستگی به حوزه، وارد مدرسه آیت الله العظمی میلانی (قدس سره) شد. تحصیلات حوزوی این استاد فرزانه پس از اندکی توقف ـ که دوران خیلی سختی بود ـ در مدرسه آقای مصباح ادامه پیدا کرد. ایشان در این مدرسه کتاب‌های جامع المقدّمات، سیوطی و مغنی را طی سه سال در محضر استادان مربوطه تتلمذ کرد.

حضرت استاد، سپس به مدرسه بعثت تحت اشراف آیت الله میرزا حسنعلی مروارید (قدس سره) مراجعه کرد و در آن مدرسه کتاب‌های معالم، شرح لمعه، اصول الفقه، رسائل و مکاسب را در محضر اساتیدی همچون عبد الجواد غرویان، شیخ مرتضی و شیخ مهدی مروارید و ... دامت براکاتهم استفاده کرد.

از دیگر اساتید ایشان در مشهد حضرت آیت الله عزالدین زنجانی (دام ظله) است که بدایه الحکمه ، نهایه الحکمه و شرح منظومه حکیم سبزواری را در محضر ایشان استفاده کرده است.

این زمان مصادف با اوج گرفتن مسائل انقلاب اسلامی ایران بود که حضرت استاد نیز در این فعّالیّت‌های انقلابی شرکت می‌کرد.

پس از انقلاب و استقرار نظام مقدّس جمهوری اسلامی نیز ایشان در کنار درس و بحث مناسب با زمان و نیازهای موجود فعّالیّت‌های انقلابی را که شامل سخنرانی، اجرای کلاس‌های فرهنگی در مساجد و شرکت در اردوهای آموزشی و به عهده گرفتن امام جماعت فرودگاه مشهد و ... بود شدت بخشید و بعدها نیز مسئولیت هیئت بدوی بازسازی نیروهای انسانی در اداره کل راه و ترابری استان خراسان را تقبل کرد که مدت اشتغال ایشان در این سمت 2 ماه بیشتر طول نکشید چرا که علاقه به تحصیل در حوزه علمیّه قم دل ایشان را ربوده بود و لذا پس از سر و سامان دادن به کارها استعفای خود را نوشت و در سال 1361 به قصد ادامه تحصیل به شهر مقدس قم هجرت کرد.

ایشان پس از ورود به قم ابتدا نزد اساتیدی همچون آقا سیّد علی محقق داماد و آیت الله علوی گرگانی (دامت براکاتهما) تتمه درس سطح را که شامل بخشی از مکاسب و کفایه بود خواند و سپس در درس خارج حضرت آیت الله فاضل لنکرانی (رحمة الله علیه) در فقه و اصول، آیت الله مکارم شیرازی در اصول، آیت الله جناتی شاهرودی و آیت الله میرزا هاشم آملی (رحمة الله علیه) در فقه شرکت کرد.

حضرت استاد رمضانی، از محضر حضرت آیت الله بهاء الدینی (رضوان الله علیه) و مرحوم حیدر آقا معجزه (رضوان الله علیه) نیز استفاده‌ها کرده است.

اصلی‌ترین و مهمترین استاد ایشان در هیئت، فلسفه و عرفان، حضرت آیت الله علّامه حسن زاده آملی دامت برکات وجوده الشریف بوده است و حضرت استاد با حضرت علامه، رابطه نزدیکی دارد.

استاد رمضانی از نگاه علامه حسن زاده آملی

حضرت علامه حسن زاده آملی در سال 1373 شمسی در مقدمه‌ای بر کتاب «مروری بر آثار استاد علامه حسن زاده آملی»، استاد رمضانی را چنین وصف می‌کنند: «از آغاز تا انجام آن را (کتاب مروری بر آثار علامه، که نوشته استاد رمضانی است) ديده ام، و بر حسن صنيعت مؤلف آن آفرين گفته‏‌ام. البته انجاز چنين امرى بلكه به مراتب فراتر آن را از مثل ايشان توقع دارم، چه اين كه در تحلى به منقبتين علم و عمل مورد اعتماد من است؛ و ساليانى در محاضر دروس و بحثم به حدت دقت و جودت قريحه و حسن سليقه و استقامت فكرتش آگاهى يافتم و خود اكنون از فضلاى گرانقدر حوزه است، و بحمد الله سبحانه به تدريس و تعليم اشتغال دارد وفقه الله المتعالى الى مرضاته.»

20 دی ماه 1373

تدریس و فعالیتهای علمی استاد
حضرت استاد درباره تدریس خود می‌نویسد: «ما تدریس را در مشهد، مدرسه آقای مصباح آغاز کردیم. اولین کتابی را که تدریس کردیم کتاب صرف میر بود. پس از آن در مدرسه آیت الله مروارید، دروسی را چون سیوطی، منطق و مختصر المعانی، به مدت 5 سال تدریس نمودم.»

استاد گرانقدر و فرزانه حوزه علمیه، دروسی را که تاکنون در حوزه علمیّه قم تدریس داشته‌اند و برخی از آنها هنوز هم ادامه دارد عبارتند از:

مغنی اللبیب

المنطق

بدایة الحکمه و نهایة الحکمه (دست‌کم دو دوره)

شرح الاشارات و التنبیهات (چندین دوره کامل)

الهیات شفاء

برهان شفاء

الشواهد الربوبیه

الحکمة المتعالیة فی الاسفار العقلیة الاربعة (یک دوره کامل)

تهمید القواعد ابن ترکه (چهار دوره کامل)

شرح فصوص الحکم (سه دوره کامل ، دوره چهارم آغاز شده است)

مصباح الانس شرح مفتاح الغیب

تشریح الافلاک (دو دوره کامل، دوره سوم آغاز شده است)

شرح چغمینی

مقاله اولای اصول اقلیدس (دو دوره)

شرح و بررسی مثنوی معنوی و ...


فعالیت در مرکز فرهنگ و معارف قرآن کریم
حضرت استاد در این‌باره می‌نویسند: «یکی از فعّالیّت‌هایی که در حال حاضر به آن خیلی اهمیّت می‌دهم و برایش ارزش خاصی قائلم عضویت در هیئت تحریریه فلسفه و کلام مرکز فرهنگ و معارف قرآن قسمت دایره المعارف قرآن کریم است که تا این زمان ادامه دارد و ان‌شاء الله امیدوارم توفیق پی گرفتن آن را از این پس نیز داشته باشم که در خدمت قرآن بودن و کار قرآنی کردن توفیق بزرگی است و نمی‌توان دیگر فعّالیّت‌های علمی را با آن مقایسه کرد.»

شاگردان حضرت استاد

حضرت استاد حسن رمضانی از استادان برجسته حکمت ، عرفان نظری و عملی حوزه علمیه قم محسوب می‌شود و شاگردان فاضل و دانشمندی را تربیت کرده‌اند که در حوزه‌های علمیه قم، نجف و ... مشغول تدریس علوم عقلی و عرفانی هستند.منبع سایت معظم له



:: موضوعات مرتبط: زندگی نامه علماوعرفا وشعرا، درمحضرفیلسوفان
تاریخ انتشار : جمعه هفتم مهر 1391 |
نوشته شده توسط : مرتضی کرامتی

آیا آیت‌الله سیستانی گفت‌وگوی خود با استاد رمضانی را تکذیب کرد؟

گفتگوی تفصیلی حضرت استاد حسن رمضانی با خبرگزاری فارس درباره جزئیات دیدار ایشان با حضرت آیت‌الله سیستانی، بازتاب ویژه‌ای در رسانه‌های خبری و تحلیلی داشت که در این میان، عملکرد برخی از مخالفان فلسفه و عرفان اسلامی جالب توجه بود.

* بی‌اعتبار جلوه دادن مطالب گفت‌وگوی منتشر شده

برخی از مخالفان از همان ابتدا ـ چنانکه پیش‌بینی می‌شد ـ شروع به تخریب اصل عبارات گفت‌وگو کردند و به وسیله پایگاه‌های خبری خود و نظر دهی در رسانه‌های مختلف خبری، تلاش کردند این گفت‌وگو را مشوش، بی‌اعتبار و دست‌کم، غیر دقیق جلوه دهند.

جالب این بود که برخی از افراد، به پیامی که در محرم سال 1432 (محرم سال گذشته) از طرف دفتر آیت‌الله سیستانی منتشر شده بود تمسک کردند و ادعا کردند: بیت ایشان، مطالب مطرح شده از سوی استاد رمضانی را دقیق ندانسته است. غافل از اینکه اولا آن بیانیه مربوط به محرم سال گذشته است و نمی‌تواند ناظر به این دیدار باشد و ثانیا آن بیانیه مربوط به اظهارات و نقل قول‌های برخی از زوار و هیئات است، نه دیدار یکی از استادان برجسته عرفان حوزه علمیه قم با آیت‌الله سیستانی.

برخی ادعا کردند: گفته‌ می‌شود از دفتر حضرت آیت الله سیستانی، درباره این گفت‌وگو استفتاء کرده‌ایم و جواب داده‌اند: بعضی از آنچه در آن به آقا نسبت داده شده دقیق نیست.

در تحلیل این مطلب دو نکته قابل توجه بود: اول اینکه عبارات این گفت‌وگو به قدری دقیق نقل شده که حتی وقتی از زبان آیت الله سیستانی درباره امام خمینی‌(ره) عبارت نقل شده: «آیت الله خمینی» و «آقای (امام) خمینی» نقل شده است و در جایی نقل خاطره از امام در آن مجلس شده (بحث وضو) و در متن آمده «نه از زبان آیت‌الله سیستانی» تا معلوم شود شخصی دیگر آن مطلب را گفته که همه اینها نشان می‌دهد استاد رمضانی در نقل عبارات آیت‌الله سیستانی دقت داشته‌اند و حتی کلمه «امام» را از زبان آیت‌الله سیستانی نگفته‌اند.

و دوم اینکه بر فرض صحت این سوال و جواب از سوی یکی از دفاتر آیت الله سیستانی لازم بود از دفتری که این سوال را پرسیده بودند می‌پرسیدند کدام عبارت آیت الله سیستانی دقیق نقل نشده؟ و اگر آن عبارت یا عباراتی که دقیق نقل نشده، دقیق نقل می‌شد چگونه باید نقل می‌شد؟! و لازم بود می‌پرسیدند از کجا می‌دانید دقیق نقل نشده؟ آیا پاسخ دهنده به این سوال، در آن جلسه حضور داشت؟

* استفتای جدید از آیت الله سیستانی مبنی بر عدم تایید عرفان صاحب فصوص
در هشتم محرم امسال، با دست‌خط مبارک آیت‌الله سیستانی، مطلبی منتشر شد که برخی فرصت را مناسب دیدند تا به وسیله این سوال و جواب، جزئیات دیدار فوق را تکذیب و غیر صحیح قلمداد کنند.

به همین جهت، به بررسی آن استفتاء و نسبت آن با گفت‌وگوی مربوطه می‌پردازیم:

متن سوال و پاسخ حضرت آیت الله سیستانی چنین است:
سوال: با توجه به مطالب منسوب به حضرتعالی در بعضی از سایت‌ها مبنی بر تایید (عرفان صاحب فصوصی) تقاضا می‌شود نظر شریف را در این رابطه اعلام فرمایید.
پاسخ: بسمه تعالی. این‌جانب در ارتباط با معارف اعتقادی به روش اکابر علمای امامیه (قدس الله اسرارهم) که مطابق با آیات قران کریم و روایات اهل بیت عصمت و طهارت (علیهم‌السلام) می‌باشد معتقد بوده و روش فوق الذکر را تایید نمی‌نمایم.

صرف نظر از متانت پاسخ حضرت آیت الله سیستانی نسبت به این سوال که بزرگواری و تقوای بسیار بالای ایشان را می‌رساند که تنها فرموده‌اند به روش اکابر علمای امامیه معتقدم و آن روش را تایید نمی‌کنم و سخنی از کفر و شرک و اینها به میان نیاورده‌اند، سوال اساسی این است که منتقدان مطالب گفت‌وگوی استاد رمضانی با آیت‌الله سیستانی از کجای این استفتاء، غیر صحیح بودن عبارات نقل شده در آن گفت‌وگو را نتیجه می‌گیرند؟!

به بیان دیگر، سوالی که از محضر حضرت آیت الله سیستانی شده مربوط به تایید عرفان صاحب فصوصی است و جواب ایشان هم دقیقا و تنها ناظر به همین سوال است لذا فرموده‌اند: بنده آن روش عرفانی را تایید نمی‌کنم پس چگونه برخی از افراد و سایت‌ها این استفتاء را دلیل روشنی بر غیر صحیح بودن عبارات گفت‌وگوی استاد رمضانی با آیت‌الله سیستانی می‌دانند؟

برای اینکه منافات نداشتن این استفتاء با جزئیات آن دیدار روشن‌تر شود عبارات نقل شده از آیت‌الله سیستانی در آن گفت‌وگو دقیقا فهرست می‌شود (لطفا توجه کنید):

1. برخورد حضرت آیت الله سیستانی با شنیدن اینکه من، از کسانی هستم که در حوزه علمیه قم کتاب «فصوص» را تدریس می‌کنم بسیار دلنشین و جالب بود.
2. فرمودند: شما خودتان، عرفان را پیش چه کسی خوانده‌اید؟
3. ایشان همین‌که نام حضرت آیت‌الله حسن زاده آملی را شنیدند، با حالت خاصی فوری از من پرسیدند: حال ایشان چه طور است؟ برای من نقل کردند که حالشان خوب نیست، مریض هستند، کسالت دارند و از ما درخواست دعا کرده بودند و ما هم برای سلامتی و بهبودی ایشان دعا کردیم.
4. آیت‌الله سیستانی از فرزندان من که همراهم بودند پرسیدند شما دانشجو هستید یا طلبه؟
5. آیت‌الله سیستانی گفت: بر حسب ظاهر، رشته دانشگاهی شما با دروس حوزوی هم‌خوانی ندارد. مثلا اگر کسی حقوق بخواند، علوم انسانی و ادبیات فارسی و رشته‌های این چنینی بخواند، با علوم حوزوی تقارن و تناسب دارند اما رشته فیزیک هسته‌ای به حسب ظاهر تناسبی ندارد.
6. گفتند: البته حوزه‌های قدیم بر خلاف حوزه‌های فعلی همه گونه علوم را در خود جای داده بود. از طبیعیات گرفته تا ریاضیات، الهیات، فلکیات، نجوم، عرفان و دیگر شعب علوم. همه این‌ها در حوزه‌های ما بود و الان هم جسته و گریخته هست. علامه طباطبایی یک شخصیت فیلسوف و عارف در این جا تربیت شد، در نجف رشد نمود. مرحوم سید علی آقای قاضی، اینجا بود و آنگاه گفتند: من نمی‌دانم چه انگیزه‌ای در کار است و بعضی‌ها چه هدفی را دنبال می‌کنند که نجف را مشوه و حوزه‌ای خشک و مطلقا مخالف با اینگونه علوم جلوه دهند. نه خیر، همه اینها در نجف بود. نجف را تک بعدی جلوه دادن و آن را تک محوری معرفی کردن، کار درستی نیست.
7. ایشان فرمودند: البته شخص که مطرح نیست.
8. ایشان فرمودند: ما از نام و اسم به اسم مصدر اکتفا کرده‌ایم نه مصدر!
9. من بحمدالله تعالی اطلاعاتم نسبت به عرفان و تصوف خوب، جامع و کامل است، و از نظر جناب سید حیدر آملی در مقدمه جامع الاسرار یا در مقدمه شرحش بر فصوص که به پیوند بین تشیع و تصوف قایل است کاملا مطلع هستم.
10. آیت‌الله سیستانی «دام ظله» فرمودند: عرفان، تیغ دو لبه است، یعنی: اگر این علم در مسیر اصلی خود قرار بگیرد آثار و برکات فوق العاده‌ای را به ارمغان می‌آورد ولی اگر خدای نکرده از مسیر اصلی منحرف شود و در اختیار افرادی قرار بگیرد که آن را وسیله‌ای برای دست اندازی به مناصب دنیوی قراردهند، موجب خسارت‌های فراوان و جبران ناپذیری خواهد شد.
11. شما که در قم متصدی تدریس عرفان هستید، به شاگردانتان ـ به خودتان نمی‌گویم ـ توصیه کنید عرفان را با اهتمام به شریعت دنبال کنند و این دو را با هم داشته باشند.
12. خاطراتی که از آیت الله خمینی نقل می‌شود ـ از جمله خاطراتی که اخیرا از عروس ایشان چاپ شده ـ حکایت از این دارد که تقید ایشان به شرع مقدس، بسیار پر رنگ و شاخص بوده است، حتی نسبت به اعمال مستحبی و چیزهایی که در سنت اسلامی مکروه یا مستحب است خیلی حساس بوده‌اند.
13. حضرت آیت الله سیستانی بر این مسئله خیلی تکیه و تاکید داشتند که عرفان باید اینطور باشد. مثل حضرت امام که عرفانش با شریعتش و شریعتش با عرفانش عجین شده بود.
14. آیت الله سیستانی فرمودند: بعضی‌ها عرفان را برای رسیدن به مناصب و مطرح شدن در معرکه‌ها و محافل و در یک کلام برای دکان داری، دنبال می‌کنند و من به شما عرض می‌کنم: دنیا طلبی، اگر با عنوان دنیا طلبی باشد در همان اندازه که معلوم است محکوم است. شخص از طریق دنیا وارد می‌شود و همان طور که هست، خود را معرفی می‌کند و ارزیابی ما هم نسبت به قضیه در همان حد و همان قواره است. اما دنیا طلبی در قالب عرفان، در قالب دین و با تکیه بر مقدسات، محکومیتش صد چندان و مضاعف خواهد بود.
15. آیت‌الله سیستانی ادامه داد: بدترین نوع دنیا طلبی، آن است که با حربه دین و عرفان صورت بگیرد. و باید عارف حقیقی از این آفت مبرا باشد، امثال آقای (امام) خمینی، آقای قاضی و ... اینطور بودند، دکان دار نبودند، واقعا اهل عرفان و معرفت و شریعت بودند.
16. آیت الله سیستانی گفت: مخالفت با عرفان همیشه بوده و هست و خواهد بود، ولی شماها باید در برابر این مخالفت‌ها و این تکفیرها، برخورد احسان‌ گونه داشته باشید. تحمل کنید و احسانتان را بیشتر کرده و با مخالفان مدارا کنید که این مدارا‌ها و تحمل ها، اهانت‌ها و تکفیرها را تحت الشعاع قرار داده و خیلی از مشکلات و سوء تفاهم‌ها را از بین می‌برد. خدا نکند کسی بخواهد مقابله به مثل بکند و بخواهد در این زمینه یک عمل احساسی دور از تعقل انجام دهد که در این‌صورت مشکل بر طرف نمی‌شود که هیچ، مشکلات را بیشتر می‌کند. لذا خوب است شماها تحمل کنید و با احسان جواب اهانت‌های مخالفین را بدهید.

17. آیت‌الله سیستانی گفت: نه، خاطرات آقای رفسنجانی را قبلاً دیده بودم، خاطرات عروس ایشان برای من تازگی داشت و لذا سراغ آن خاطرات رفتم. سپس خداحافظی دلنشین و زیبایی صورت گرفت و از خدمتشان مرخص شدیم.

این موارد، مسائلی است که استاد حسن رمضانی از آیت الله سیستانی نقل کرده‌اند و بقیه گفتگو، سخنان و تحلیل‌های شخص استاد رمضانی است و چنانکه ملاحظه می‌کنید در هیچ کدام از عبارات فوق، به آیت الله سیستانی نسبت داده نشده که ایشان فرموده‌اند بنده عرفان صاحب فصوص را تایید می‌کنم.

به بیان دیگر، اگر در متن مصاحبه خوب دقت شود به روشنی می‌توان استنباط کرد که بین آنچه در آن مصاحبه آمده و فرمایش آیت الله سیستانی به استفتاء، تنافی وجود ندارد؛ چون آنچه در مصاحبه آمده چیزی نیست جز دفاع از جامعیت نجف اشرف، تقبیح تک بعدی جلوه دادن نجف، دفاع از کلیت عرفان و علوم عقلی، تجلیل و احترام نسبت به بزرگانی چون امام خمینی، آقا سیدعلی قاضی، علامه طباطبایی، علامه حسن زاده آملی به عنوان شخصیت‌هایی که عرفانشان با شریعت عجین است و برخورد خوب با کسی که به تدریس علوم عقلی وعرفانی از جمله فصوص الحکم اشتغال دارد و آنچه در استفتای جدید آمده تایید نکردن عرفان محیی‌الدین ابن عربی از سوی ایشان است و این امر هیچ منافاتی با مطالب فوق الذکر ندارد. چرا که حتی کسانی که به تدریس فصوص الحکم و دیگر کتب عرفانی اشتغال دارند هیچگاه از عرفان محیی‌الدین ابن عربی به صورت مطلق دفاع نکرده و نمی‌کنند و این مطلب برای کسانی که با آثاری که متون عرفانی را شرح کرده‌اند آشنا بوده و نیز در دروس عرفانی شرکت کرده باشند یک امر بدیهی و روشن است و حتی شخص استاد حسن رمضانی در درس‌های فصوص، نقدهایی نسبت به محیی‌الدین ابن عربی و کتاب فصوص الحکم داشته و دارند.

* ادعای برخی از سایت‌ها درباره تکذیب گفت‌وگوی منتشر شده
نکته تعجب بر انگیز، تیتر و توضیحی بود که شبکه اطلاع رسانی اجتهاد، بر پایه همان استفتاء، منتشر کرد و مدعی شد: «آیت‌الله سیستانی جزئیات دیدار خود با استاد رمضانی را تکذیب کرد.»
سایت مذکور در توضیح مطلب خود نوشت: «بنا بر این گزارش، در طی دیدار برخی از علمای مشهد از جمله آیت‌الله شیخ مهدی مروارید و آیت‌الله سیدان با آیت‌الله سیستانی در نجف، ایشان درباره انتساب مطالبی به خود در این دیدار، ابراز ناراحتی کرده و جزییات این دیدار را تایید نکردند.» (سپس تصویر استفتای هشتم محرم امسال را نمایش داده است)

با توضیحات فوق روشن‌تر شد که این نوع برداشت‌ها به هیچ عنوان صحیح نیست و بی‌انصافی و شیطنت در خبر رسانی محسوب می‌شود. مضاف بر اینکه ـ اگر قرار بر تایید کتبی نقل قولها باشد ـ باید دیدار آقایان مروارید و سیدان با آیت الله سیستانی و اظهار ناراحتی ایشان از متن گفتگوی منتشر شده و عدم تایید جزئیات آن دیدار ـ تاکید می‌شود: جزئیات و عبارات آن دیدار منتشر شده - نیز به تایید کتبی حضرت آیت الله سیستانی برسد تا قطعی بودن آن معلوم شود.
به هر حال، مخالفان فلسفه و عرفان، با این استفتاء هم به مقصود اصلی خود نمی‌توانند برسند.

* امام خمینی و عرفان محیی‌الدین ابن عربی
صرف نظر از این مباحث، به جهت اینکه از محیی‌الدین ابن عربی (صاحب فصوص) سخن به میان آمد، لازم می‌دانم نظر مبارک حضرت امام خمینی (ره) را نیز در این‌باره مطرح کنم تا خوانندگان گمان نکنند ابن‌عربی نزد همه بزرگان مقبول نیست.

نکته اول:
برخی از مخالفان فلسفه و عرفان اسلامی، تلاش کردند تا امام خمینی (ره) را مخالف عرفان و فلسفه معرفی کنند و گفتند امام در اواخر عمر از این دو علم برگشت و اظهار پشیمانی کرد و برای مدعای خود، عباراتی از امام را در مذمت عرفان و فلسفه و ... نقل کردند. غافل از اینکه آن بزرگمرد تاریخ تشیع و اسلام، علومی مانند فقه، اخلاق، اصول فقه، علم توحید و حتی حفظ قرآن کریم را نیز در برخی از موارد مورد مذمت جدی قرار داده و حتی در اشعار خود از مسجد و مدرسه نیز اظهار بی‌زاری کرده است که البته هیچکدام از این موارد، در نظر امام راحل، به خودی خود مذموم نبودند پس باید در همه این موارد مراد امام از آن مذمت‌ها و بی‌زاری‌ها را پیدا کرد.
یکی از مرادهای امام خمینی (ره) از مذمت‌های مذکور را می‌توان در نامه اخلاقى و عرفانى خود به مرحوم حاج احمد آقا پیدا کرد.

ایشان ابتدا می‌نویسد: «پس علوم رسمى هر چند فلسفه و علم توحید خود حجابند و هر چه بیشتر شوند حجاب غلیظتر و افزون‏تر گردد و چنانچه مى‏دانیم و مى‏بینیم لسان دعوت انبیاء- علیهم السلام و اولیاى خُلَّص سلام اللَّه علیهم لسان فلسفه و برهان رایج نیست بلکه آنان با جان و دل مردم کار دارند و نتایج‏ براهین را به قلب بندگان خدا مى‏رسانند و آنان را از درون جان و دل هدایت مى‏نمایند. و مى‏خواهى بگو: فلاسفه و اهل براهین حجاب‏ها را افزون کنند و انبیاء- علیهم السلام- و اصحاب دل کوشش در رفع حجاب کنند، لهذا تربیت‏شدگان اینان، مؤمنان و دل باختگانند و تربیت‏شدگان و شاگردان آنان، اصحاب برهان و قیل و قالند و با دل و جان، سر و کار ندارند.» (صحیفه امام، ج‏16، ص 219)

و سپس در ادامه گوشزد می‌کند: «و آنچه گفتم به آن معنى نیست که به فلسفه و علوم برهانى و عقلى نپرداز و از علوم استدلالى روى گردان که این خیانت به عقل و استدلال و فلسفه است، بلکه به آن معنى است که فلسفه و استدلال راهى است براى وصول به مقصد اصلى و نباید تو را از مقصد و مقصود و محبوبْ محجوب کند، یا بگو این علوم عبورگاه به سوى مقصد هستند و خود مقصد نیستند و دنیا مزرعه آخرت است و علوم رسمى مزرعه وصول به مقصودند، چنانچه عبادات نیز عبورگاه به سوى او- جلّ و علا- است» (صحیفه امام، ج 16 ص 219)

و در اواخر عمر شریف خود، (16 مرداد سال 1365) در پیام تاریخی به مناسبت مراسم حج فرمود:
«و بالاخره هر طایفه‏اى از علماى اعلام و دانشمندان معظم به بعدى از ابعاد الهى این کتاب مقدس دامن به کمر زده و قلم به دست گرفته و آرزوى عاشقان قرآن را برآورند و در ابعاد سیاسى، اجتماعى، اقتصادى، نظامى، فرهنگى و جنگ و صلح قرآن وقت صرف فرمایند تا معلوم شود این کتاب (قرآن) سرچشمه همه چیز است؛ از عرفان و فلسفه تا ادب و سیاست، تا بیخبران نگویند عرفان و فلسفه بافته‏ها و تخیلاتى بیش نیست و ریاضت و سیر و سلوک کار درویشان قلندر است، یا اسلام به سیاست و حکومت و اداره کشور چه کار دارد که این کار سلاطین و رؤساى جمهور و اهل دنیاست. یا اسلام دین صلح و سازش است و حتى از جنگ و جدال با ستمکاران برى است. و به سر قرآن آن آورند که کلیساى جاهل و سیاستمداران بازیگر به سر دین مسیح عظیم الشأن آوردند.» (صحیفه امام، ج‏20، ص 93)

نکته دوم:
حضرت امام خمینی (ره) در آثار اخلاقی و عرفانی خود مانند شرح دعای سحر، مصباح الهدایة الی الخلافة و الولایة، تعلیقة علی الفوائد الرضویة، سر الصلوة، آداب الصلوة و شرح چهل حدیث در موراد بسیاری از محیی‌الدین ابن عربی به عظمت یاد کرده و تحت عناوین با شکوهی مانند: شیخ کبیر، شیخ عارف، شیخ محقق، بزرگمرد از او نام برده و به عنوان یکی از «بزرگان مشایخ ارباب عرفان» او را ستوده است.

حضرت امام در اواخر ماههای عمر شریف خود (یکشنبه 25 دى ماه 1367) درباره کتاب فصوص الحکم می‌نویسد: «یاد روزى که در ایام جوانى کتاب «فصوص الحکم» و دیگر کتب عرفانى را که بزرگان مشایخ ارباب عرفان به یادگار گذاشته‏اند در خدمت بعض از مشایخ اهل عرفان- رضوان اللَّه علیه- استفاده نمودم و اکنون که در این سنّ کهولت و از پاى درآمدگى دختر عزیزم (فاطى) خانم فاطمه طباطبائى از این بى‏بضاعت خواستند چیزى بنویسم باید بگویم که کتب مذکور با همه قدر و منزلتى که دارند و کمکهاى بسیار ارزنده‏اى به معرفت قرآن کریم- سرچشمه فیّاض معرفة اللَّه و کتب ادعیه ائمه معصومین، صلوات اللَّه و سلامه علیهم اجمعین، که آنها را حقّاً قرآن صاعد باید خواند و احادیث آن بزرگواران- مى‏کنند، حلاوت و لطافت و جامعیت اسرار کتاب الهى را ندارند.

فى المثل سوره مبارکه حمد مشتمل جمیع اسرار معارف الهیه است که تحمل آن از عهده این نویسنده دست و پا بسته خارج است، همین قدر بدان اى دختر عزیزم که در بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحیمِ. الْحَمْدُ لِلَّهِ رَبِّ الْعالَمِینَ معارف و اسرار غیر قابل تحمل براى ما است و اگر عارف صاحب سرى در الْحَمْدُ لِلَّهِ با قدم صاحب ولایت غور کند مى‏یابد که در عالم هستى غیر از اللَّه چیزى و کسى نیست که اگر بود حمد مختصّ به ذات الوهى نبود (تو خود حدیث مفصّل بخوان از این مجمل) پس باید قلمها بشکنند اگر گمان شود وراى او هستند.
تو نیز اى عزیز کتب عرفا و اولیا را بخوان به قصد فهمیدن یا ذوق کردن همین کلمه شریفه جامعه. خداوند تعالى تو و احمد عزیزم و فرزندان عزیزت را که نور چشمان من هستید حفظ کند، و از شماها انتظار دعاى خیر دارم بویژه پس از موتم. و السلام علیکم و رحمة اللَّه و برکاته.» (صحیفه امام، ج‏21، ص 237)

نکات جالب توجه حضرت امام درباره کتاب فصوص الحکم در این نامه:
1. خاطره خوش امام از فراگیری فصوص الحکم 2.عنوان «بزرگان مشایخ ارباب عرفان» برای ابن عربی 3.استفاده علمی امام از فصوص الحکم 4.قدر و منزلت داشتن فصوص الحکم نزد امام 5.کمک‌های ارزنده فصوص برای فهم و معرفت قرآن و کتب ادعیه و احادیث ائمه 6. سفارش به خواندن و فراگیری کتب عرفانی به قصد فهمیدن یا ذوق کردن اسرار قرآن (کلمه شریفه جامعه)

و حتی زمانی که امام، این نوع کتابها را با قرآن مقایسه می‌کند و می‌فرماید که هیچکدام حلاوت و لطافت و جامعیت اسرار کتاب الهى را ندارند مثالی می‌زند که همه این کتب عرفانی بر مبنای آن مثال دور می‌زنند یعنی وحدت وجود. (فى المثل سوره مبارکه...)

همچنین حضرت امام در اواخر ماههای عمر شریفش (11 دی ماه 1367) در پیام مهم و تاریخی خود به میخائیل گورباچف او را به اسلام دعوت کرد و از شکست کمونیسم خبر داد که در قسمتی از آن نامه مهم آمده: «دیگر شما را خسته نمى‏کنم و از کتب عرفا و بخصوص محیى الدین ابن عربی نام نمى‏برم؛ که اگر خواستید از مباحث این بزرگمرد مطلع گردید، تنى چند از خبرگان تیزهوش خود را که در این گونه مسائل قویاً دست دارند، راهى قم گردانید، تا پس از چند سالى با توکل به خدا از عمق لطیف باریکتر ز موى منازل معرفت آگاه گردند، که بدون این سفر آگاهى از آن امکان ندارد.» (صحیفه امام، ج‏21، ص: 225)

در پایان یادآوری این نکته ضروری است که حضرت امام، کتاب فصوص و مصباح الانس را خدمت استاد عرفانش حضرت آیت الله شاه‌آبادی (ره) خوانده است و نیز ایشان بر کتاب فصوص الحکم و مصباح الانس تعلیقه نوشته‌اند و به طور کلی، اصل مباحث ابن عربی را قبول دارند اگر چه در مواردی نقد‌هایی نیز دارند.

نویسنده: حجت‌الاسلام وحید واحدجوان

http://masontube.blogsky.com

منبع: خبرگزاری فارس



:: موضوعات مرتبط: درمحضرفیلسوفان
تاریخ انتشار : جمعه هفتم مهر 1391 |
نوشته شده توسط : مرتضی کرامتی

حکیم استاد'''غلامحسین ابراهیمی دینانی''' فیلسوف اشراقی ایرانی است و عمده شهرت ایشان به خاطر نظراتشان در دفاع از عقل و احیای حکمت اشراق است. مردی که تمام عمر پر برکت خویش را در راه دانستن حقیقت گذرانده اند و برای کشف حقیقت به تحقیق تمامی اندیشه های حکما و فلاسفه شرق و غرب و ایران باستان پرداخته اند. در اینجا به اختصار به زندگی ایشان اشاراتی شده است که در آینده نزدیک تکمیل تر خواهد شد.


==
زندگینامه و تحصیلات ==
شرح زندگی استاد دینانی از زبان چنین است:
«
متولد 5 دی ماه سال 1313 در روستای دینان حومه شهر اصفهان در خانواده ای مذهبی. پس از پایان تحصیلات ابتدایی در روستای دینان، بر اساس انگیزه های دینی به حوزه علمیه اصفهان رفتم و در مدرسه نیم آورد که از مدارس قدیمی و معروف آنجاست، به تحصیل علوم دینی از قبیل صرف، نحو، منطق، معانی بیان، اصول و فقه اشتغال پیدا کردم و دروس مقدماتی حوزه را گذراندم. نزد اساتیدی چون شیخ محمدعلی حبیب آبادی و حاج شیخ عباسعلی ادیب حبیب آبادی، ادبیات عرب را و نزد محمدحسن نجف آبادی شرح لمعه و نزد حکیم ضیاپور، مقدمات فلسفه را آموزش دیدم.
سال 1331 جهت تکمیل تحصیلات به شهر قم وارد شدم و در محضر اساتید بزرگ و بنام آن شهر به تحصیل فقه و اصول ادامه دادم. نزد اساتیدی چون مرحوم مجاهدی، سلطانی طباطبایی، فکور یزدی و شیخ عبدالجواد سدهی دروس فقه و اصول سطح را گذراندم. سپس در محضر آیات اِعظامی چون بروجردی، اراکی، سیدمحمد محقق داماد ، امام خمینی و آشتیانی درس خارج فقه و خارج اصول را گذراندم. ودر نزد اساتید دیگری چون شیخ عباسعلی ایزدی نجف آبادی فلسفه را فرا گرفتم و سطح عالی را نیز نزد علامه طباطبایی طی کردم و سالها در حلقه شاگردان خاص ایشان بودم.
در همان ایام ضمن این که در درس‌های خارج فقه و اصول شرکت می‌کردم در درس‌های فلسفه علامه طباطبائی نیز حضور پیدا می‌کردم. علامه علاوه بر درس‌های روزانه خود که غالباً تدریس کتاب اسفار ملاصدرا و شفای ابن‌سینا را شامل می‌شد، جلسه‌های خصوصی تدریس فلسفه در شب‌های پنج‌شنبه و جمعه را به‌عهده داشتند که بنده نیز در آن جلسات شرکت فعال و مداوم داشتم.
علامه طباطبائی در هر سال چند ماه نیز در شب‌های جمعه به تهران می‌رفتند و با پرفسور هانری کربن فرانسوی در موضوعات مختلف دینی و فلسفی به گفتگو می‌پرداختند که بنده هم، همراه مرحوم علامه به تهران رفته و در آن جلسات شرکت می‌کردم». و در جای دیگر نقل کرده اند که «... منزل ذوالمجد در خیابان بهار... جلسات علامه با کربن تشکیل می‌شد و آقایان دکتر سید حسین نصر، دکتر سپهبدی، دکتر شایگان، محمد تجویدی نقاش، هبوطی ... و محمداسماعیل صائنی زنجانی حضور داشتند .... به اتفاق استاد به سمت تهران حرکت می‌کردیم... جوان ترین عضو جلسات بنده بودم.... کربن در عین شیفتگی به تشیع، به تمام معنا فرنگی بود. در سئوالی که بنده از کربن در مورد عقایدش و ضرورت مرشد پرسیدم و اینکه مرشد شما کیست، هانری کربن جواب دادن که: بله،... من اُویسی هستم».
استاد دینانی جهت آشنایی بیشتر با تمامی گرایشهای فلسفی و تشنگی دانستن، به تهران مهاجرت می کنند.
«
پس از وفات آیت الله بروجردی که رئیس حوزه علمیه قم بود بنا به عللی قم را ترک کردم و با ورود به شهر تهران از طریق کنکور درسال 1345 ، به دانشگاه تهران وارد شدم. پس از اخذ درجه کارشناسی جهت گذراندن امورات زندگی به استخدام وزارت آموزش و پرورش در آمدم و دبیر دبیرستانهای تهران شدم. سال1352 از رساله دکتری تخصصی فلسفه خود دفاع نمودم و پس از اخذ درجه دکتری به دانشگاه فردوسی مشهد رفتم و در آنجا به تدریس فلسفه اسلامی مشغول شدم. سال 1353 ازدواج نمودم که ثمره آن دو دختر است که در رشته های مهندسی برق و معماری مشغول به کار و تحصیل هستند.
در سال 1362 به دانشگاه تهران منتقل شدم و به عضویت هیئت علمی دانشگاه تهران درآمدم. و تا هم اکنون در گروه فلسفه آن دانشگاه به تدریس فلسفه اشتغال دارم. در خلال این مدت علاوه بر کار تدریس به تالیف کتاب‌هائی در زمینه‌های مختلف فلسفی مبادرت کرده‌ام».
استاد دینانی در سمینارها و همایش‌های متعدد داخلی و خارجی شرکت داشته و مقالات و آثار فراوانی در حوزه فلسفه و دین پژوهی به رشته تحریر در آورده اند و تا کنون سه اثر از ایشان جایزه کتاب سال را دریافت نموده‌است. ایشان سال1380 در اولین دوره چهره‌های ماندگار تقدیر شدند و اهمیت خرد ، حکمت و فلسفه ایشان در تاریخ اندیشه ایران و اسلام بر هیچ کس پوشیده نیست.


==
سیر زندگی و تحصیلات ==
*
تولد 1313.
*
تحصیلات ابتدایی در دینان.
*
مقدمات دروس حوزه و فلسفه در مدرسه علمیه نیمارود اصفهان.
*
اساتید ادبیات عرب: شیخ محمدعلی حبیب آبادی و حاج شیخ عباسعلی ادیب حبیب آبادی.
*
استاد بخشی از شرح لمعه: محمدحسن نجف آبادی.
*
سفر به قم 1333.
*
تحصیل خارج و فقه اصول در حوزه علمیه قم.
*
اساتید دروس فقه و اصول سطح: مرحوم مجاهدی، سلطانی طباطبایی، فکور یزدی و شیخ عبدالجواد سدهی.
*
اساتید درس خارج فقه و خارج اصول: آیت الله بروجردی، آیت الله اراکی، آیت الله سیدمحمد محقق داماد و آیت الله روح الله موسوی خمینی.
*
اساتید فلسفه: حکیم ضیاپور (اصفهان)، شیخ عباسعلی ایزدی نجف آبادی (قم) و سطح عالی نزد علامه طباطبایی (قم و تهران) و از شاگردان نزدیک ایشان.
*
تدریس در حوزه.
*
ترک حوزه پس از وفات آیت الله بروجردی و سفر به تهران جهت تحصیل فلسفه و زندگی.
*
کارشناسی، کارشناس ارشد و دکترای تخصصی فلسفه از دانشگاه تهران، بین سالهای 1345 الی 1352.
*
ازدواج در سال 1353.
*
تدریس فلسفه در دانشگاه ها از سال 1361 تا کنون.
*
نگارش آرای فلسفی و اندیشه ها.

==
سمت‌ها و عناوین ==
*
مدرس علوم حوزوی در حوزه علمیه قم تا سال 1345.
*
اشتغال در وزارت آموزش و پرورش به عنوان دبیر دبیرستانهای تهران، سال 1351.
*
استاد دانشکده الهیات دانشگاه فردوسی مشهد تا سال 1361.
*
عضو هیت علمی دانشگاه تهران در سال 1362 و استاد بازنشسته در سال 1387.
*
استاد دانشگاه تربیت مدرس.
*
استاد دانشگاه مذاهب اسلامی.
*
استاد دانشگاه آزاد اسلامی تهران و کرج.
*
عضو پیوسته فرهنگستان علوم.
*
عضو ثابت انجمن حکمت و فلسفه ایران.
*
عضو موسس، هیئت امناء و مدیربخش فلسفه اسلامی موسسه پژوهشی حکمت و فلسفه ایران.
*
تقدیر شده در اولین دوره چهره‌های ماندگار، سال1380، در رشته فلسفه .
*
تقدیر شده در جایزه کتاب سال 1384 برای کتاب دفتر عقل و آیت عشق.
*
تقدیر شده در جایزه کتاب سال 1385 برای کتاب درخشش ابن‌رشد در حکمت مشاء.
*
تقدیر شده در جایزه کتاب سال 1389 برای کتاب فلسفه و ساحت سخن.
*
عضو شورای عالی علمی مرکز دائرةالمعارف بزرگ اسلامی.
*
عضو هیئت داوران نشریه فلسفه متعالی.
*
عضو هیئت داوران سمپوزیوم بین‌المللی مجسمه‌سازی تهران.
*
صاحب ده‌ها عنوان کتاب در حوزهِ فلسفه.
*
نویسنده چندین مقاله برگزیده فلسفی.
*
سخنران مدعو در سمینراها و همایش‌های فلسفیِ داخلی و خارجی.

. . .
منابع: گردآوری شده از کتابهای مختلف، گفتگوهای ایشان و سایتهای اینترنتی.

http://www.dinani.org/



:: موضوعات مرتبط: زندگی نامه علماوعرفا وشعرا، درمحضرفیلسوفان
تاریخ انتشار : جمعه هفتم مهر 1391 |
نوشته شده توسط : مرتضی کرامتی

فلسفه  غرب
رواج اين علم از يونان باستان آغاز گشته و بزرگاني چون سقراط ، افلاطون و ارسطو از فلاسفه مشهور آن ايام بوده اند که نسل هاي بعدي نيز عموما پيرو و سالک اين انديشمندان بوده اند . پس از رواج مسيحيت در قرون وسطي تا حدي که منجر به تعطيلي دانشگاه ها و مدارس گشت (حدود هزار سال) ، کليسا ( کاتوليک ) کاملا بر مراکز علمي و برنامه مدارس و دانشگاه ها مسلط شد . برخي از شخصيت هاي علمي در اين زمان کوشيدند معتقدات مسيحيت را با مباني فلسفه بخصوص آراء افلاطون و نوافلاطونيان تبيين کنند . از جمله مهمترين و فعالترين اين شخصيتها  سن آگوستين بود. در قرون وسطي در غرب به خاطر مخالفت کليسا ، فلسفه پيشرفتي نداشت . ولي در جهان اسلام پيوسته رو به ترقي و تعالي بود . در قرون وسطي فقط رشته خاصي از فلسفه به نام اسکولاستيک تدريس مي شد . از قرن چهاردهم ميلادي انقلاب فکري و فرهنگي شروع شد . در قرن شانزدهم با ظهور دانشمندان علوم تجربي مثل  کپرنيک ، کپلر و گاليله موجي در جهت گرايش به علوم طبيعي و تجربي ايجاد گشت که آراء و نظريات طبيعي ارسطو و فلکيات و هيأت بطلميوس را متزلزل ساخت .


در انگلستان و فرانسه نوميناليسم ( اصالت تسميه و انکار کليات ) رواج پيدا کرد . اين حرکت فکري باعث شد تا ميان فلسفه و عقايد مسيحيت فاصله ايجاد شود . و مسائلي از قبيل اختلاف ارباب کليسا و فرمانروايان،  ناسازگاري عقل و دين ، پيدايش پروتستانيسم ( انکار ادعاي طرف مقابل ) ، پيدايش اومانيسم ( نوعي ماديگرائي و بي توجهي به مسائل ماوراء طبيعت و الهي ) و... بوجود آمد.
در قرن هفدهم  وپس از قطع وابستگيهاي ديني با عقل و علم ، و تقويت عقايد مذهبي از راه دل و ايمان توسط کليسا ، فلاسفه افکار جديدي را در جهت احياي دوباره فلسفه بنا نهادند. رنه دکارت فرانسوي پدر فلسفه جديد و ارائه دهنده  اصلي خلل ناپذير در جهت مقابله با شک گرائي بود . که
« اگر در وجود هر چيزي شک راه يابد ، هيچگاه در وجود خود ِ شک ، ترديدي راه نخواهد يافت .» پس : « شک مي کنم ، پس هستم » . دانشمندان ديگري که او را در تدوين اين اصل ياري نمودند ، لايب نيتز ، اسپينوزاو مالبرانش بودند. همزمان با اين حرکت فلسفي ، گرايش ديگري در انگلستان مبتني بر اصالت حس و تجربه به نام  فلسفه آمپريسم  شکل گرفت . آغازگر اين گرايش  ويليام اکامي  بود که قائل به اصالت تسميه و منکر اصالت تعقل بود و در اواخر قرون وسطي مي  زيست. پيروان او در قرون شانزده و هفده  فرانسيس بيکن  و هابز  انگليسي بودند . معروفين اين سبک عبارتند از جان لاک ، جرج بارکلي و ديويد هيوم . بطور کلي ميتوان مکاتب فسفه غرب را به چند دسته تقسيم کرد:

عقل گرايي (ايده آليسم ) که هگل و شلينگ از جمله معتقدانش بودند.که فلاسفه الهي را نيز شامل مي شد. (هگل مسير سه مرحله اي تز- آنتي تز – سنتز را قانوني کلي براي پيدايش همه پديده هاي ذهني و عيني مي دانست و آنرا "ديالکتيک " مي ناميد.)  از مخالفين آن که باعث براندازي اين مکتب شد کارل مارکس يهودي زاده  آلماني موسس ماترياليسم ديالکتيک مي باشد.


حس گرايي ( پوزيتيويسم ) ( اوايل قرن 19 ميلادي) که کنت ( پدر جامعه شناسي ) ، ويتگنشتاين ، کارناپ و راسل از نظريه پردازانش بودند.فلاسفه ملحد مانند مک تاگارت انگليسي نيز جزو اين گروه بودند. اين مکتب از يک نظر مقابل ايده آليسم مي باشد . چرا که معتقد است اساس داده هاي بي واسطه حواس مي باشد . بنابراين مکتب ، قضاياي متافيزيکي الفاظي پوچ و بي معني هستند .

 ماترياليسم ديالکتيک  توسط کارل مارکس و انگلس پي ريزي شد که مراحل تکامل تاريخ انسان را در کمونهاي مختلف بيان مي کند.

  پراگماتيسم ( اصالت عمل) مؤسس آن ويليام جيمزآمريکايي (بنا بر نظر او، حقيقت عبارت است از معنايي که ذهن مي سازد تا بو.سيله آن به نتايج عملي بيشتر و بهتري دست يابد . قضيه اي حقيقت است که فايده عملي داشته باشد ). از ديگر نظريات او اين بود که قائل بود تکامل براي خدا هم هست و عدم تکامل مساوي است با سکون که نقص است .

 پلوراليسم  برتراندراسل ( فيلسوف ، رياضيدان و منطق دان ) که از فلاسفه پوزيتويسم لوژيک  يا منطقي بود ،  معتقد به  اصالت چند جوهري و يگانه نوعي بود. او مي گويد اين واژه که جهان يکان است ، يعني داراي وحدت است ، واژه اي است مهمل . چرا که گيتي پر است از الفتها و گسستها و بدون يگانگي و استمرار و نظم .

 فلسفه اسلامي

با ظهور اسلام که مقارن با قرون وسطي و زمان انحطاط غرب بود ، فلسفه از غرب و يونان به جزيره العرب و ديگر بلاد اسلامي شيوع پيدا کرد و دستخوش تحولات و تکاملات قابل ملاحظه گشت .افرادي مانند خواجه نصير الدين طوسي ،  ابن يونس نبطي عاملي و افضل الدين کاشاني از بزرگان آن بودند. و از ديگر دانشمندان در اين زمينه عبارتند از: شهاب الدين سهروردي ( اولين فيلسوف اشراقي ايراني در سده هفتم هجري قمري) ، ميرابوالقاسم ميرفندرسکي ، محمد باقر استر آبادي (معروف به مير داماد)، ملاصدرا ( که بزرگترين شاگرد ميرداماد بود و با تدوين حکمت متعاليه ، تحول فلسفي سودمندي را بنا نهاد) ، ملاهادي سبزواري ملقب به افلاطون زمان ، مروج و شارع نظرات ملا صدراي شيرازي بود و صاحب نظرات و تاليفات ذي قيمتي در علوم مختلفه از جمله فلسفه بود .(ازجمله منظومه و اسرار الحکم و ...)

فلسفه اشراق

 سهروردي کسي است که مکتب فلسفي اشراق را بوجود آورد که بعد از مرگش وسعت يافت. او نظريه خود را در اواخر قرن ششم و اوايل قرن هفتم ارائه کرد.سهروردي را رهبر افلاطونيان جهان اسلام لقب داده‌اند. او خود فلسفه اش را حکمت اشراق ناميده بود که به معناي درخشندگي و برآمدن آفتاب است و اقوام لاتين آن را aurora consurgens نام نهاده اند. اما اين تفکر فلسفه خاص افلاطوني نيست و در آن آراي افلاطون و ارسطو و نوافلاطونيان و زرتشت و هرمس و اسطوره تحوت و آراي نخستين صوفيان مسلمان در هم آميخته است.

مکتب سهروردي هم فلسفه هست و هم نيست. فلسفه است از اين جهت که به عقل اعتقاد دارد، اما عقل را تنها مرجع شناخت نمي‌داند. عرفان است از اين نظر که کشف و شهود و اشراق را شريف ترين و بلندمرتبه ترين مرحله شناخت مي‌شناسد.

امروزه استاد ابراهیمی ديناني با پژوهش و معرفي بهتر سهروردي و حکمت اشراق با مجموعه اي از تاليفات در قالب کتاب و مقاله مانند «شعاع انديشه و شهود در فلسفه سهروردي» مروج انديشه هاي اوست.

نورالانوار
سهروردي وجودشناسي خود را «نورالانوار» نام داده است. همان حقيقت الهي که درجه روشني آن چشم را کور مي‌کند. نور را نمي‌توان با کمک چيز ديگر و نسبت به آن تعريف کرد، زيرا تمام اشيا با نور آشکار مي‌شوند و طبعا بايد با نور تعريف شوند. «نورالانوار» يا «نور مطلق» همان وجود مطلق است و تمام موجودات، وجود خود را از اين منبع کسب کرده اند و جهان هستي چيزي جز مراتب و درجات گوناگون روشنايي و تاريکي نيست. به همين دليل سلسله مراتب موجودات بستگي به درجه نزديکي آن ها با «نورالانوار» دارد، يعني به ميزان درجه «اشراق» و نوري که از نورالانوار به آن ها مي‌رسد.


حکمت متعاليه
مکتب ملاصدرا که حکمت متعاليه ناميده مي‌شود، بر اصل «وجود» و تمايز آن از «ماهيت» استوار است. پيش از ملاصدرا فيلسوفان قادر به فهم تفاوت اين دو نبودند[نيازمند منبع]، اما ملاصدرا مرز اين دو مفهوم را به خوبي روشن نمود. بنابر ديدگاه او، بديهي‌ترين مسئله? جهان، مسئله? وجود يا هستي است که ما با علم حضوري و دريافت دروني خود آنرا درک کرده و نيازي به اثبات آن نداريم. اما ماهيت آن چيزي است که سبب گوناگوني و تکثر پديده‌ها مي‌شود و به هر وجود قالبي ويژه مي‌بخشد. همه? پديده‌هاي جهان در يک اصل مشترکند که همان «وجود» نام دارد و وجود يگانه‌است زيرا از هستي‌بخش (يعني خداوند يگانه) سرچشمه گرفته، اما ويژگي‌هاي هر يک از اين پديده‌ها از تفاوت ميان ذات و ماهيت آنها حکايت دارد. برابر اين ديدگاه، اصل بر وجود اشياء است و ماهيت معلول وجود به شمار مي‌آيد.
ملاصدرا در مخالفت با استادش ميرداماد که خود پيرو سهروردي بود، مدعي شد که «وجود» امري حقيقي است و ماهيت امري اعتباري. صدرا درباره حرکت نيز نظريه جديدي عرضه کرد که به حرکت جوهري مشهور است. تا قبل از آن تمامي فلاسفه مسلمان معتقد به وجود حرکت در مقولات نه گانه عرض بودند و حرکت را در جوهر محال ميدانستند. اما صدرا معتقد به حرکت در جوهر نيز بود و موفق شد چهار جريان فکري يعني کلام، عرفان، فلسفه افلاطون و فلسفه ارسطو را در يک نقطه گرد آورد و نظام فلسفي جديد و مستقلي به وجود آورد

فلسفه شامل چند موضوع و تشکيل دهنده اصلي است که عبارتند از :
منطق - شناخت شناسي - هستي شناسي (وجود روح و ماده ) – خداشناسي-  روانشناسي نظري-

زيبايي شناسي - اخلاق - سياست - جامعه شناسي

زيربنا و اساس فلسفه و يا عمدتا تفکر، شناخت(معرفت) است . لذا براي ورود به فلسفه لازم است مقوله شناخت را بررسي نمود . اين بحث ( شناخت شناسي ) تحت عنوان اپيستومولوژي مطرح است .

 

انواع شناخت : فلسفي( که شامل سوفسطاييان ، شکاکان،افلاطونيان،حسيون،ماديون و الهيون مي شوند) ، عرفاني (معتقد به شناخت از راه دل هستند و نه حس وعقل) ، مذهبي (شامل  اشاعري و عدليه مي شود)
 اولين و با ارزشترين شناخت , شناخت خداوند تعالي است . به فرموده ي حضرت امير عليه السلام :
  « اعلي المعارف معرفه الله »

البته از آنجا که انسان در ضمن کسب معرفت الهي به تحصيل علوم ديگر نيز مي پردازد ، تا زماني که اين علم و ادراک او به شناخت خدا ختم نشود و وسيله ي براي معرفت حق نباشد ، فاقد ارزش است و البته بايد توجه داشت اگر علم مفيد باشد ، فايده اش فقط شناخت خداوند متعال است .

 

و اما ابزار و منابع شناخت عبارتند از :
1- قلب ( فطرت )   دل (جهاد با نفس )   ارتباط  با ماوراء طبيعت
2- حس  و طبيعت  
3- استدلال و عقل (بطور مثال اثبات واجب الوجود ( منجمله برهانهاي ارسطوئي، سينوي و صدرايي) و يا اثبات ممنوعيت چند خدايي ( منجمله برهان تمانع ) از اين طريق انجام مي گيرد.)

 مفاهيم بديهي التصور و بسيط در فلسفه عبارتند از: وجود- عدم - وحدت - کثرت - عليت - معلوليت - ضرورت - امکان  . و مفاهيم ديگر فلسفي که جزئي از ابزارهاي تفکر فلسفي هستند ، مفاهيمي مرکب مي باشند.

 وجود و عدم

واجب الوجود : موجودي که عدم بر او محال است .عدم لاحق و يا سابق فقط ذات اقدس الهي است .
ممتنع الوجود : مفهومي که براي آن عدم ثابت است مثل شريک الباري
ممکن الوجود : موجودي است که ذاتاً اقتضاي وجود و عدم ندارد بلکه وجود و عدمش از طرف غير است .

موجودات تصو.ري در يک تقسيم بندي به خير محض ، شر محض ، غالب الخير علي الشر ، غالب الشر علي الخير تقسيم مي شوند که مصاديق خارجي اين موجودات ذهني عبارتند از :
1)خير محض : واجب الوجود ( موجودي که وجودش ضروري است )
2)شر محض : شريک باري ( موجودي که شريک و همسان موجودي ضروري بالذات يا همان واجب الوجود باشد) که البته وجود چنين وجودي ممتنع است ( وجود خارجي ندارد) .

3)غالب الخير علي الشر : آنها که بعد وجودشان غالب بر بعد عدمشان است و يا به عبارتي خير در آنها غالب بر شر است ( انبيا - مومنين و ... )
4)غالب الشر علي الخير :آنها که بعدعدمشان بر بعد وجودشان غالب است و يا بعبارتي در آنها غالب برخير است.

 http://ebrahimi-dinani.blogfa.com/



:: موضوعات مرتبط: درمحضرفیلسوفان
تاریخ انتشار : جمعه هفتم مهر 1391 |
نوشته شده توسط : مرتضی کرامتی
دكتر محمد تيجاني دكتر محمد تيجاني در سال 1936 ميلادي در شهر «قفصه» يكي از شهرهاي جنوبي كشور تونس، در خانواده‌اي سرشناس و مذهبي ديده به جهان گشود. تحصيلاتش را تا پايان دبيرستان در همان جا گذراند و سپس در دانشكدة علم و صنعت تحصيلاتش را تا اخذ مدرك مهندسي ادامه داد. وي از كودكي به معارف ديني علاقة فراواني داشت و با استعداد فوق‌العاده‌اي كه داشت، درعلم و تقوا معروف شد. او در همان سنين جواني امام جماعت شهر بود و تفسير و فقه تدريس مي‌كرد.http://www.tijani.blogfa.com/

:: موضوعات مرتبط: زندگی نامه علماوعرفا وشعرا
تاریخ انتشار : جمعه هفتم مهر 1391 |
نوشته شده توسط : مرتضی کرامتی

«شاگردان استاد علامه طباطبایی»

شیخِ ولی تراش

علامه طباطبایی را معمولا با شیخ نجم الدین كبری، عارف بزرگ قرن ششمی مقایسه می كنند. به شیخ نجم الدین كبری، می‌گفتند شیخِ ولی تراش، چون همه‌ی شاگردانش از عرفای نامدار می‌شدند و معروف بود كه شیخ حتی از چوب خشك هم می‌توانسته ولی خدا بتراشد. شاگردان علامه، تعدادشان خیلی بیشتر از این هاست. این فهرست، فقط شامل معروف‌ترین چهره‌های شاگردان آن بزرگ است.
 

شهید مرتضی مطهری (1358 ـ 1298)

شهید مطهری

علامه این شاگردش را خیلی دوست داشت. می گفت: وقتی مطهری به درسم می  آید، از شوق به رقص می آیم. مطهری، اصول فلسفه و روش رئالیسم را سر كلاس های علامه نوشت. یك بار هم در سال 49، علامه و مطهری، شماره حساب مشتركی را برای كمك به آوارگان فلسطینی اعلام كردند كه باعث زندان افتادن مطهری شد.
 

شهید سیدمحمدحسین بهشتی (1360 ـ 1307)

شهید بهشتی

علامه به او می گفت: زیاد به ما سر بزن. دلمان تنگ می شود. خبر را به علامه ندادند. خود علامه گفته بود: آقای بهشتی را می بینم كه در حال صعود و پرواز است.
 

آیت الله محمود امجد (1318 ـ )

آیت الله امجد

علامه می گفت: ایشان قوی است. این اواخر هر وقت برای مجلسی، از علامه دعوت می‌كردند، آقای امجد را می‌فرستاد.

علامه خیلی دوست داشت كه آقای امجد، دوبیتی‌های باباطاهر را به آواز برایش بخواند.
 

شهید محمدجواد باهنر (1360 ـ 1312)

شهید باهنر

باهنر و بهشتی، نگارش كتاب درسی را به پیشنهاد و تشویق علامه انجام دادند. علامه شهادت این شاگردش را هم دید.
 

شهید سیدمصطفی خمینی (1356 ـ 1309)

آقا مصطفی خمینی

همسایه‌ی علامه بودند. علامه دوستش داشت. همیشه می گفت: سلام من را به آقای خمینی برسانید.
 

شهید محمد مفتح (1358 ـ 1307)

شهید مفتح

علامه او را به تدریس در دانشگاه تشویق می كرد و برای سخنرانی  میان جوان ها می فرستاد.
 

امام موسی صدر (1307 ـ ؟؟13)

علامه خیلی احترامش می كرد. می گفت: استادزاده است. سال 42 به پیشنهاد علامه به واتیكان و الازهر رفت تا مگر برای آزادی امام خمینی، كاری بشود كرد.

وقتی كه لبنان بود، علامه مدام پیگیر اخبارش بود و بعد از ناپدید شدنش مدام برایش سفارش دعا به این و آن می كرد.
 

آیت الله ناصر مكارم شیرازی (1306 ـ )

آیت الله مكارم

مجله‌ی مكتب اسلام را به تشویق علامه راه انداخت و تفسیر نمونه را هم به توصیة استاد برای جوان ها نوشت. علامه ترجمه‌ی المیزان به فارسی را هم به او سفارش داد.

علامه سیدمحمدحسین حسینی طهرانی (1375 ـ 1306)

آیت الله حسینی تهرانی

خودش استاد حوزه بود كه با علامه آشنا شد. دوباره رفت و مثل یك طلبه نشست پای درس علامه. كتاب مهر تابان او شامل مكالماتش با علامه است و رساله‌ی لُبّ اللُباب هم تقریرات درس اخلاق علامه طباطبایی است.
 

علامه حسن حسن زاده آملی (1307 ـ )

علامه حسن زاده آملی

شاگرد خاص و وصَّی علامه، وقت مرگ، سر استاد را بر زانو داشت. علامه طلاب جوان را برای درس اخلاق، نزد او می فرستاد.
 

علامه سیدجلال الدین آشتیانی (1384 ـ 1304)

سید جلال الدین آشتیانی

علامه صدایش می زد آقا سیدجلال و همراه خودش به خانه اش می برد. می گفت: فلسفه را این آقا سیدجلال می‌فهمد.
 

آیت الله عبدالله جوادی آملی (1310ـ)

آیت الله جوادی آملی

علامه درباره اش می گفت: این آقای جوادی، خیلی قوی است. خیلی مؤدب است.


علامه نورانی ازشاگردان مبرزعلامه طباطبایی بودندولی ناشناس مانده اند

از دیگر شاگردان علامه می‌توان:

شیخ عباس ایزدی، سید عبدالكریم موسوی اردبیلی، عز الدین زنجانی، محمد تقی مصباح یزدی، ابراهیم امینی، یحیی انصاری، سید محمد باقر ابطحی، حسین نوری همدانی، سید مهدی روحانی، علی احمدی میانجی، احمد احمدی، دکتر غلامحسین ابراهیمی دینانی، دکتر سید یحیی یثربی را نام برد.

_________________



:: موضوعات مرتبط: علامه نورانی درکلام بزرگان
تاریخ انتشار : جمعه هفتم مهر 1391 |
نوشته شده توسط : مرتضی کرامتی
*  آیت‌ الله سیدعبدالله جعفری تهرانی از شاگردان عارف و واصل حضرت آیت‌الله بروجردی، حضرت امام خمینی‌(ره) و علامه طباطبایی‌(ره)، ساعت ۹ صبح امروز پنج‌شنبه، دوم شهریورماه بر اثر بیماری ریوی و در سن ۹۰ سالگی دارفانی را وداع گفت. آیت‌ الله سیدعبدالله جعفری تهرانی از استادان برجسته حوزه علمیه قم و تهران، پس از سال‌ها تحمل رنج بیماری، امروز و در منزل خود دعوت حق را لبیک گفتند. آیت‌ الله جعفری تهرانی از شاگردان مرحوم آیت‌الله بروجردی، امام خمینی‌(ره)، علامه طباطبایی‌(ره)، آیت‌الله محقق داماد، آیت‌الله گلپایگانی، آیت‌الله اراکی، آیت‌الله صدر و آیت‌الله خوانساری بود که نقش پر رنگی را در دوران انقلاب و همراهی با امام خمینی‌(ره) و مقام معظم رهبری ایفا کرد. این استاد حوزه علمیه از نظر اخلاقی و عرفانی برجسته و در فلسفه هم بسیار متبحر بود و جلسات تربیتی و اخلاقی متعددی را برای طلاب علوم دینی برگزار کرده است، همچنین آیت‌الله جعفری تهرانی در شهر فشم از توابع استان تهران مسجدی داشت که در آنجا به اقامه نماز و به تبلیغ معارف دین می‌پرداخت. مراسم تشییع و خاکسپاری مرحوم آیت‌الله سیدعبدالله جعفری تهرانی، فردا عصر و مراسم ختم وی فردا شب جمعه برگزار می‌شود.http://shiaha.com

:: موضوعات مرتبط: زندگی نامه علماوعرفا وشعرا
تاریخ انتشار : جمعه هفتم مهر 1391 |
نوشته شده توسط : مرتضی کرامتی
حضرت ایت الله علامه ذوالمعارج حاج شیخ مصطفی نورانی درکلام بزرگان

1حضرت ایت الله العظمی مشکینی(ره).ایشان راهمواره میستودند وازعلامه نورانی بعنوان عالم فقیه نورانی یادمینمودند وارادت خاصی به یکدیگرداشتند

 2حضرت ایت الله مجتبی رودباری کتاب شرح معالم علامه نورانی رادیده وازان استفاده نموده ام که ایت الله مصطفی نورانی کتابهایی زیادی رانیز ازخودبه ارمغان گذاشته اند

3حضرت ایت الله علامه حسینی کاشانی(ره).به علامه نورانی علاقه خاصی داشتند به طوری که علامه نورانی پزشک طب سنتی ایشان محسوب میشدند وایت الله کاشانی  مسائل طبی خودراباعلامه نورانی درمیان میگذاشتند وبه ایشان میگفتند اماده ایم درموسسه تحقیقاتی شماکارکنیم که این نشان ازعظمت علمی علامه نورانی رامیرساند

4حضرت ایت الله العظمی بهجت فومنی.رابطه معنوی خاصی باایت الله مصطفی نورانی داشتند وبه طوری که کتابهای ایت الله علامه نورانی رامطالعه نموده بودند وازان بهره برده بودند به  نقل ازفرزند علامه نورانی  پدرم رابطه خاصی باایت الله بهجت داشتند به طوری که به مسجدشان میرفتیم ومیگفتند جایی که اقای بهجت نماز میخوانند  جای خاصی است که قبل ازایشان نیز (ایت الله بهجت) عرفای به نامی نماز میخواندن حتی یادمه یک روز کتابهای پدرم رابردم خدمت ایت الله بهجت  ایشان بااستقبال خوبی کتاب موجود راگرفتند ومن برگشتم واقعا یک رابطه خاصی باپدرم داشتند به طوری که پدرم به مردم منطقه اردبیل پیشنهاد میکردند ازایت الله بهجت تقلید کنید

                                                                                                  به نقل ازمهندس علی نورانی  5حضرت ایت الله العظمی گلپایگانی (ره)مرحوم آيت‌الله نوراني در خاطرات خود مي‌نويسد: حدود چهل سال قبل به فکر تحقيق و نوشتن اصول عقايد و ايدئولوژي افتادم که هم براي خودم و هم براي ديگران مفيد باشد و ابتدا مکاتب و اديان و سپس مذاهب را مورد بررسي قرار دادم و يادداشت‌ها را بعدا به صورت کتاب درآوردم و در همان زمان به چاپ آن اقدام نمودم، وقتي کتاب زير چاپ بود، مرحوم آيت‌الله گلپايگاني (ره) مرا خواستند و فرمود: چند نفر از طلاب حوزه را جمع کنيد و يک کتاب اعتقادت بنويسيد، من عذر خواستم و عرض کردم: من ديگر ذوقي به اين کار ندارم؛ زيرا يک کتاب در مورد اعتقادات نوشته‌ام و اکنون زير چاپ است، ايشان فرمود: پس از چاپ، يک نسخه را به من بدهيد وقتي کتاب چاپ شد و يک نسخه را به ايشان دادم آقا مرا خواست و فرمود: همان قصدي که داشتم شما در اين کتاب انجام داده‌اي و اديان و مذاهب باطله را رد کرده‌اي و دين حق و مذهب درست را ثابت کرده‌اي، سپس ايشان يک پارچه قبايي به من دادند و سيصد تومان ماهانه حسب‌الامر ايشان به من پرداخت مي‌کردند.

6حضرت ایت الله العظمی بروجردی (ره)

 در اولين نوشته‌ اينجانب به نام‌ (العقد والحل) تحقيقي درباره صيغه‌هاي نکاح که تعرض به «استعمال ماده‌ زوج با لفظ در لغت» داشتم، روزي در بيروني منزل مرحوم آيت‌الله العظمي بروجردي بودم و تعدادي از علما در خصوص مطالب آن کتاب اشکالاتي به من کردند تا اينکه مرحوم حاج محمد حسن، فرزند بزرگ آن مرحوم مرا به حضور آقا برد و ايشان از من پرسيدند؛ آيا تحقيق شما در اين مورد کامل است؟ عرض کردم: آري، پس از تامل، پانصد تومان جهت آن کتاب به من دادند و از قضا هزينه چاپ آن کتاب در آن وقت درست همان اندازه بود.

7حجت الاسلام استاداحمدقاضی زاهدی گلپایگانی

حجت‌الاسلام احمد قاضي زاهدي گلپايگاني، حکايتي از مرحوم آيت‌الله مصطفي نوراني نقل مي‌کند ،فردي به نام حاج عبدالله اسفندياري که در خصوص طب  مورد عنايتي از سوي امام زمان عج قرار گرفته بود ، از خراسان به قم آمد و مدت 2 سال در  مؤسسه مکتب اهل بيت (ع) قم حضور داشت و تمام دانستني‌هاي خود را در خصوص طب اسلامي عرضه نمود و سپس به خراسان بازگشت ، بعد از بازگشت حاج‌عبدالله اسفندياري، مرحوم آيت‌الله ‌نوراني گفتار وي را در قالب ده‌هزار صفحه تحت عنوان طب اسلامي گردآوري کرد.

8حضرت امام خمینی (ره)

آن مرحوم مي‌گويد: اينجانب شرح مکاسب را به تشويق مرحوم حضرت امام خميني‌(ره) نوشتم، زيرا حدود چهل و پنج سال قبل که در درس خارج مکاسب آن جناب حاضر مي‌شدم، تقريرات درس ايشان را مي‌نوشتم و پس از تکميل مکاسب محرمه، آن را به حضرت امام‌(ره) ارائه نمودم و عرض کردم: ببينيد اگر قابل چاپ باشد تقريظي بنويسيد تا آن را چاپ کنم ايشان نوشته خودش را نيز که در آن زمينه بود به من دادند و فرمود؛ شما نيز مطالعه کنيد، اگر نقصي داشته باشد تکميل نماييد، من آن را بردم و استفاده نمودم پس از 25 روز آوردم و عرض کردم حضرتعالي نوشته مرا مطالعه کرديد؟ فرمود: آري. گفتم: چه طور بود؟ فرمود: خوب است عرض کردم پس تقريظي بر آن بنويسيد تا چاپ کنم؟ فرمود: نه، عرض کردم: چرا؟ در صورتي که مي‌فرماييد خوب است؟ فرمود: چون تو اقوال ديگر فقها را نيز در آنجا نوشته‌‌اي بهتر است شما مکاسب را شرح کنيد. عرض کردم من نمي‌توانم! فرمود: تو مي‌تواني. البته شيوه ايشان اين بود که طلاب را تشويق بر علم‌آموزي مي‌کردند لذا روزي در بيروني منزل ايشان نشسته بوديم به چند نفر از ما اشاره کرد و فرمود: شما سه نفر نبايد تقليد کنيد.

9حضرت ایت الله امام خامنه ای عنایت خاصی به علامه نورانی داشتند وازایشان همواره به بزرگی یامیکردند 

10حضرت ایت الله میرسلیمان فتاحی مشکینی ایت الله مصطفی نورانی ساعی

وکوشادردرس وبخث بودند

11حضرت ایت الله سیدابراهیم حاتمی علامه نورانی یک فقیه وارسته وعالمی عامل بودند وکتابهایی زیادی نیز ازخود به ارمغان گذاشته اند ودرهمه زمینه های علمی مسلط بودند 

12پرفسورمحبوب ازجایگاه علمی علامه نورانی تقدیر وتمجید کرد

13استاد فروغی ایشان یک عالم وعامل بودند

14حضرت ایت الله علامه حوادی املی علامه جوادی املی عنایت خاصی به پدرم داشتند به طوری که یک روز به منزل ماتشریف اوردند وکتابی که پدرم درباره تسع رسائل  که ازتالیفات ابوعلی سینا میباشد بران شرح عظیم نگاشته بودند راازمن خواستند که این نشان ازجایگاه علمی پدرم رامیرساند

                                                                      به نقل فرزند علامه نورانی

15حضرت ایت الله مرعشی نجفی علاقه خاصی به علامه نورانی داشتند وبه طوری که به کتاب دائره المعارف بزرگ طب اسلامی افتخارمیکردند

16حجت‌الاسلام سيدمحمد مجاهد، يکي از شاگردان وي، مي‌گويد که همسر ايشان به بنده گفت: سه ماه قبل از فوت ايشان و در ايامي که در بستر بيماري بودند، يک شب از بستر برخاست و تقاضاي قلم و کاغذ نمود و گفت؛ حديثي به ذهنم رسيده مي‌خواهم يادداشت کنم. وقتي از او سؤال کردم با توجه به کسالتي که داريد چه ضرورتي براي نگارش حديث وجود دارد، شما که يک عمر حديث نگاشته‌ايد، الان کمي استراحت کنيد. ‌پاسخ داد که وظيفه و رسالت ما حفظ معارف اهل بيت (ع) است. شايد بعد از مرگ من کسي آن را ببيند و عمل کند.

آن مرحوم خود را وقف اسلام و اهل بيت (ع) نموده بود و خالصانه در اين مسير حرکت مي‌کرد، اهتمام ايشان به تدريس و تحقيق به حدي بود که در دوران زعامت آيت‌الله‌العظمي بروجردي، مرحوم نوراني به واسطه کثرت مطالعه و تحقيق و نگارش بيمار شدند و اطباء او را از تحقيق و تدريس منع کردند، ولي به واسطه علاقه فراوان به مطالعه در همان دوران بيماري شرح 5 جلدي بر محرمات را نگاشت.

آيت‌الله نوراني بر لزوم آشناکردن جوانان با معارف اهل بيت (ع) تأکيد مي‌نمود و انحطاط و گسترش فساد در جامعه را ناشي از کمرنگ‌شدن معارف ديني ارزيابي مي‌نمود و تصريح مي‌کرد که ما هر چه داريم از مکتب اهل بيت (ع) و امام صادق داريم، در حالي که برخي جوانان که از حقايق غافل هستند، فکر مي‌کنند مبدأ علوم اروپا است.

17حضرت ایت الله دکترسیدحسن عاملی به علامه نورانی علاقه خاصی داشتند وازجایگاه علمی ایشان تمجید میکردند وعلل ورود خو.یش برای ادامه تحصیل به قم راوجود پربرکت علامه نورانی میدانستند

18حکیم اسفندیاری ازجانب امام زمان چندین سال درمحضرایت الله مصطفی نورانی میشوند ومطالب طب را به ایشان القامینمایند



:: موضوعات مرتبط: علامه نورانی درکلام بزرگان
تاریخ انتشار : پنجشنبه ششم مهر 1391 |
نوشته شده توسط : مرتضی کرامتی
حضرت ایت الله علامه ذوالمعارج حاج شیخ مصطفی نورانی درکلام بزرگان

1حضرت ایت الله العظمی مشکینی(ره).ایشان راهمواره میستودند وازعلامه نورانی بعنوان عالم فقیه نورانی یادمینمودند وارادت خاصی به یکدیگرداشتند

 2حضرت ایت الله مجتبی رودباری کتاب شرح معالم علامه نورانی رادیده وازان استفاده نموده ام که ایت الله مصطفی نورانی کتابهایی زیادی رانیز ازخودبه ارمغان گذاشته اند

3حضرت ایت الله علامه حسینی کاشانی(ره).به علامه نورانی علاقه خاصی داشتند به طوری که علامه نورانی پزشک طب سنتی ایشان محسوب میشدند وایت الله کاشانی  مسائل طبی خودراباعلامه نورانی درمیان میگذاشتند وبه ایشان میگفتند اماده ایم درموسسه تحقیقاتی شماکارکنیم که این نشان ازعظمت علمی علامه نورانی رامیرساند

4حضرت ایت الله العظمی بهجت فومنی.رابطه معنوی خاصی باایت الله مصطفی نورانی داشتند وبه طوری که کتابهای ایت الله علامه نورانی رامطالعه نموده بودند وازان بهره برده بودند به  نقل ازفرزند علامه نورانی  پدرم رابطه خاصی باایت الله بهجت داشتند به طوری که به مسجدشان میرفتیم ومیگفتند جایی که اقای بهجت نماز میخوانند  جای خاصی است که قبل ازایشان نیز (ایت الله بهجت) عرفای به نامی نماز میخواندن حتی یادمه یک روز کتابهای پدرم رابردم خدمت ایت الله بهجت  ایشان بااستقبال خوبی کتاب موجود راگرفتند ومن برگشتم واقعا یک رابطه خاصی باپدرم داشتند به طوری که پدرم به مردم منطقه اردبیل پیشنهاد میکردند ازایت الله بهجت تقلید کنید

                                                                                                  به نقل ازمهندس علی نورانی  5حضرت ایت الله العظمی گلپایگانی (ره)مرحوم آيت‌الله نوراني در خاطرات خود مي‌نويسد: حدود چهل سال قبل به فکر تحقيق و نوشتن اصول عقايد و ايدئولوژي افتادم که هم براي خودم و هم براي ديگران مفيد باشد و ابتدا مکاتب و اديان و سپس مذاهب را مورد بررسي قرار دادم و يادداشت‌ها را بعدا به صورت کتاب درآوردم و در همان زمان به چاپ آن اقدام نمودم، وقتي کتاب زير چاپ بود، مرحوم آيت‌الله گلپايگاني (ره) مرا خواستند و فرمود: چند نفر از طلاب حوزه را جمع کنيد و يک کتاب اعتقادت بنويسيد، من عذر خواستم و عرض کردم: من ديگر ذوقي به اين کار ندارم؛ زيرا يک کتاب در مورد اعتقادات نوشته‌ام و اکنون زير چاپ است، ايشان فرمود: پس از چاپ، يک نسخه را به من بدهيد وقتي کتاب چاپ شد و يک نسخه را به ايشان دادم آقا مرا خواست و فرمود: همان قصدي که داشتم شما در اين کتاب انجام داده‌اي و اديان و مذاهب باطله را رد کرده‌اي و دين حق و مذهب درست را ثابت کرده‌اي، سپس ايشان يک پارچه قبايي به من دادند و سيصد تومان ماهانه حسب‌الامر ايشان به من پرداخت مي‌کردند.

6حضرت ایت الله العظمی بروجردی (ره)

 در اولين نوشته‌ اينجانب به نام‌ (العقد والحل) تحقيقي درباره صيغه‌هاي نکاح که تعرض به «استعمال ماده‌ زوج با لفظ در لغت» داشتم، روزي در بيروني منزل مرحوم آيت‌الله العظمي بروجردي بودم و تعدادي از علما در خصوص مطالب آن کتاب اشکالاتي به من کردند تا اينکه مرحوم حاج محمد حسن، فرزند بزرگ آن مرحوم مرا به حضور آقا برد و ايشان از من پرسيدند؛ آيا تحقيق شما در اين مورد کامل است؟ عرض کردم: آري، پس از تامل، پانصد تومان جهت آن کتاب به من دادند و از قضا هزينه چاپ آن کتاب در آن وقت درست همان اندازه بود.

7حجت الاسلام استاداحمدقاضی زاهدی گلپایگانی

حجت‌الاسلام احمد قاضي زاهدي گلپايگاني، حکايتي از مرحوم آيت‌الله مصطفي نوراني نقل مي‌کند ،فردي به نام حاج عبدالله اسفندياري که در خصوص طب  مورد عنايتي از سوي امام زمان عج قرار گرفته بود ، از خراسان به قم آمد و مدت 2 سال در  مؤسسه مکتب اهل بيت (ع) قم حضور داشت و تمام دانستني‌هاي خود را در خصوص طب اسلامي عرضه نمود و سپس به خراسان بازگشت ، بعد از بازگشت حاج‌عبدالله اسفندياري، مرحوم آيت‌الله ‌نوراني گفتار وي را در قالب ده‌هزار صفحه تحت عنوان طب اسلامي گردآوري کرد.

8حضرت امام خمینی (ره)

آن مرحوم مي‌گويد: اينجانب شرح مکاسب را به تشويق مرحوم حضرت امام خميني‌(ره) نوشتم، زيرا حدود چهل و پنج سال قبل که در درس خارج مکاسب آن جناب حاضر مي‌شدم، تقريرات درس ايشان را مي‌نوشتم و پس از تکميل مکاسب محرمه، آن را به حضرت امام‌(ره) ارائه نمودم و عرض کردم: ببينيد اگر قابل چاپ باشد تقريظي بنويسيد تا آن را چاپ کنم ايشان نوشته خودش را نيز که در آن زمينه بود به من دادند و فرمود؛ شما نيز مطالعه کنيد، اگر نقصي داشته باشد تکميل نماييد، من آن را بردم و استفاده نمودم پس از 25 روز آوردم و عرض کردم حضرتعالي نوشته مرا مطالعه کرديد؟ فرمود: آري. گفتم: چه طور بود؟ فرمود: خوب است عرض کردم پس تقريظي بر آن بنويسيد تا چاپ کنم؟ فرمود: نه، عرض کردم: چرا؟ در صورتي که مي‌فرماييد خوب است؟ فرمود: چون تو اقوال ديگر فقها را نيز در آنجا نوشته‌‌اي بهتر است شما مکاسب را شرح کنيد. عرض کردم من نمي‌توانم! فرمود: تو مي‌تواني. البته شيوه ايشان اين بود که طلاب را تشويق بر علم‌آموزي مي‌کردند لذا روزي در بيروني منزل ايشان نشسته بوديم به چند نفر از ما اشاره کرد و فرمود: شما سه نفر نبايد تقليد کنيد.

9حضرت ایت الله امام خامنه ای عنایت خاصی به علامه نورانی داشتند وازایشان همواره به بزرگی یامیکردند 

10حضرت ایت الله میرسلیمان فتاحی مشکینی ایت الله مصطفی نورانی ساعی

وکوشادردرس وبخث بودند

11حضرت ایت الله سیدابراهیم حاتمی علامه نورانی یک فقیه وارسته وعالمی عامل بودند وکتابهایی زیادی نیز ازخود به ارمغان گذاشته اند ودرهمه زمینه های علمی مسلط بودند 

12پرفسورمحبوب ازجایگاه علمی علامه نورانی تقدیر وتمجید کرد

13استاد فروغی ایشان یک عالم وعامل بودند

14حضرت ایت الله علامه حوادی املی علامه جوادی املی عنایت خاصی به پدرم داشتند به طوری که یک روز به منزل ماتشریف اوردند وکتابی که پدرم درباره تسع رسائل  که ازتالیفات ابوعلی سینا میباشد بران شرح عظیم نگاشته بودند راازمن خواستند که این نشان ازجایگاه علمی پدرم رامیرساند

                                                                      به نقل فرزند علامه نورانی

15حضرت ایت الله مرعشی نجفی علاقه خاصی به علامه نورانی داشتند وبه طوری که به کتاب دائره المعارف بزرگ طب اسلامی افتخارمیکردند

16حجت‌الاسلام سيدمحمد مجاهد، يکي از شاگردان وي، مي‌گويد که همسر ايشان به بنده گفت: سه ماه قبل از فوت ايشان و در ايامي که در بستر بيماري بودند، يک شب از بستر برخاست و تقاضاي قلم و کاغذ نمود و گفت؛ حديثي به ذهنم رسيده مي‌خواهم يادداشت کنم. وقتي از او سؤال کردم با توجه به کسالتي که داريد چه ضرورتي براي نگارش حديث وجود دارد، شما که يک عمر حديث نگاشته‌ايد، الان کمي استراحت کنيد. ‌پاسخ داد که وظيفه و رسالت ما حفظ معارف اهل بيت (ع) است. شايد بعد از مرگ من کسي آن را ببيند و عمل کند.

آن مرحوم خود را وقف اسلام و اهل بيت (ع) نموده بود و خالصانه در اين مسير حرکت مي‌کرد، اهتمام ايشان به تدريس و تحقيق به حدي بود که در دوران زعامت آيت‌الله‌العظمي بروجردي، مرحوم نوراني به واسطه کثرت مطالعه و تحقيق و نگارش بيمار شدند و اطباء او را از تحقيق و تدريس منع کردند، ولي به واسطه علاقه فراوان به مطالعه در همان دوران بيماري شرح 5 جلدي بر محرمات را نگاشت.

آيت‌الله نوراني بر لزوم آشناکردن جوانان با معارف اهل بيت (ع) تأکيد مي‌نمود و انحطاط و گسترش فساد در جامعه را ناشي از کمرنگ‌شدن معارف ديني ارزيابي مي‌نمود و تصريح مي‌کرد که ما هر چه داريم از مکتب اهل بيت (ع) و امام صادق داريم، در حالي که برخي جوانان که از حقايق غافل هستند، فکر مي‌کنند مبدأ علوم اروپا است.

17حضرت ایت الله دکترسیدحسن عاملی به علامه نورانی علاقه خاصی داشتند وازجایگاه علمی ایشان تمجید میکردند وعلل ورود خو.یش برای ادامه تحصیل به قم راوجود پربرکت علامه نورانی میدانستند

18حکیم اسفندیاری ازجانب امام زمان چندین سال درمحضرایت الله مصطفی نورانی میشوند ومطالب طب را به ایشان القامینمایند



:: موضوعات مرتبط: علامه نورانی درکلام بزرگان
تاریخ انتشار : پنجشنبه ششم مهر 1391 |
نوشته شده توسط : مرتضی کرامتی

ایت الله مجتبی رودباری(ازشاگردان ایت الله مشکینی)کتاب شرح معالم علامه نورانی رادیده وازان استفاده نموده ام که ایت الله مصطفی نورانی کتابهایی زیادی نیز ازخودبه ارمغان گذاشته اند



:: موضوعات مرتبط: علامه نورانی نگین علما
تاریخ انتشار : پنجشنبه ششم مهر 1391 |
نوشته شده توسط : مرتضی کرامتی
ولادت امام هشتم حضرت رضابرعموم مسلمانان مبارک باد


تاریخ انتشار : پنجشنبه ششم مهر 1391 |
نوشته شده توسط : مرتضی کرامتی
بانوي آلماني، پنج سال پس از تشرف به اسلام؛

هر سال به زيارت امام رضا(ع) مي‌‌آيم
 



بانوي آلماني كه پنج سال است به دين مبين اسلام مشرف شده در حرم مطهر رضوي گفت: پس از قبول اسلام، هر سال از آلمان به زيارت امام رضا(ع) آمده‌ام و بسيار در اين مكان نوراني احساس آرامش مي‌كنم.
به گزارش پايگاه اطلاع‌رساني آستان قدس رضوي، «به‌آت مصداقي» افزود: وقتي تازه مسلمان شده بودم و در حرم مطهر نوع ارتباط مردم با امام رضا(ع) را مي‌ديدم، برايم قابل درك نبود بعدها پس از مطالعه و شناختي كه نسبت به ائمه هدي(ع) پيدا كردم، مفهوم اين ارتباط معنوي و عاطفي عميق را مي‌فهمم.
وي افزود: اكنون ارتباط قلبي خاصي با اين امام مهربان پيدا كرده‌‌ام و هرسال به پابوس ايشان مي‌آيم.
مصداقي درباره آشنايي‌اش با اسلام گفت: پس از آشنايي با همسرم در آلمان، وقتي رفتارهاي او را ديدم، بسيار علاقه‌مند پاكيزگي و نظافت دين اسلام شدم و شروع به مطالعه كتاب‌هايي درباره اسلام به زبان آلماني كردم.
وي ادامه داد: البته راهنمايي‌هاي همسرم و پاسخ‌هايي كه در نهايت حوصله به سئوالات فراوانم مي‌داد، در تصميم بسيار موثر بود.
اين بانوي مسلمان در پاسخ به اينكه نظرش در مورد حجاب چيست، اينگونه گفت: اگر فلسفه وجود حجاب را بداني، قطعا با حجاب مشكل نخواهي داشت، من در اين مورد بسيار كنكاش كردم و واقعا توصيه‌ام پذيرش با آگاهي در اين زمينه است.
وي در پايان تاكيد كرد: مطالعه قرآن كريم و زندگاني امامان معصوم(ع) راهي در زندگي به روي انسان مي‌گشايد كه هرچه پيش‌تر مي‌روي، بيشتر علاقه‌مند خواهي شد.http://www.javanonline.ir

:: موضوعات مرتبط: درباره مسائل روز دنیا
تاریخ انتشار : پنجشنبه ششم مهر 1391 |
نوشته شده توسط : مرتضی کرامتی



:: موضوعات مرتبط: گالری عکس
تاریخ انتشار : پنجشنبه ششم مهر 1391 |
نوشته شده توسط : مرتضی کرامتی
علامه نورانی بزرگترین فیلسوف جهان اسلامی

:: موضوعات مرتبط: گالری عکس
تاریخ انتشار : یکشنبه دوم مهر 1391 |
نوشته شده توسط : مرتضی کرامتی
تاریخ انتشار : شنبه یکم مهر 1391 |
نوشته شده توسط : مرتضی کرامتی

ولايت فقيه

ولايت فقيه يك اصل مسلّم در دين است كه آيات و روايات دلالت برآن دارد و در كتابي به نام ولايت فقيه اينجانب ادلّ آن را آوردم و مشروحاً با ادلّ اربعه ثابت شده است. ولي متأسفانه غبار جهل وعناد اين حقيقت را از صدر اسلام، پوشانده شده بود كه با پيروزي انقلاب اسلامي ايران به وسيله حضرت امام خميني قدس سرة و ملت بپا خواسته اين حقيقت از زير غبار و خرافه و طغيان به ظهور پيوست، اما ولايت فقيه مطلقه است يا مقيده، بحثي است علمي. اجمال اين ولايت نسبت به خدا و رسول و امامان مقيده است ولي نسبت به خلق مطلقه، توضيح اينكه ولايت خدا و رسول و امامان سعه دارد ولي آنها از حقيقت و عدل بيرون نمي روند. و اما ولايت فقيه گرچه كمتر از آنهاست ولي نسبت به خلق آنچه كه جامعه نياز دارد مطلق و عام است. مثلاً در قسمت فتوي علاوه بر شرح مقدس كه اجازه فرموده، حتي به قول مرحوم صاحب عروه د رعاديات و عرف نيز حكومت فقيه جاري است و حدود الهي را درباره متجاوزين اجرا مي كند و در مورد تجاوز يك فرد يا دولت حكم دفاع را صادر مي كند، بلكه به قول مرحوم كاشف الغطا حكم جهاد هم مي تواند بدهد اگرچه به كشته شدن گروهي منجر شود. لذا مرحوم امام در گذشته مي فرمود اگر لازم باشد يك حكمي هم مي دهم.

 



:: موضوعات مرتبط: مجموعه اثارعلامه نورانی
تاریخ انتشار : شنبه یکم مهر 1391 |
نوشته شده توسط : مرتضی کرامتی

 

تلاش مرحوم مقدس اردبيلي

محقق اردبيلي كتابي به نام : حديقة الشيعة في احوال النبي و الائمة نوشته كه اين كتاب را در علم كلام در دو جلد تأليف كرده است. چنانكه خود ايشان در مقدمه آن كتاب مي فرمايد كه اجمالي از حالات پيغمبر صلي الله عليه و اله و جزو دوم در مناقب حضرت اميرالمومنين عليه السلام و باقي معصومين عليه السلام و دلايل امامت ايشان و بطلان امامت غير آنها است.

مقدس به جهت اينكه خطر تصوف را در عصر خود احساس مي كرد لذا گوشه از خرافات و ترّهات آنها را در آن كتاب متذكر شده است ازاين جهت از طرف متصوفين نسبت آن به مقدس مورد انكار قرار گرفته كه از جمله معصوم علي شاه نعمت اللهي در كتاب طريق الحقائق ، ج 1 ، ص 99 به پاسخ برخي از آن مطالب پرداخته و چون نتوانسته كاملاً آنها را رد كند و صراحت لهجۀ مقدس را مشاهده كرده در انتساب كتاب شك نموده است در حالي كه گروهي از ترجمه نويسان و محققان مانند شيخ يوسف بحراني صاحل لؤلؤ البحرين و شيخ حرّ عاملي و صاحب رياض العلماء و محدث نوري در مستدرك الوسائل و حاج آقا بزرگ تهراني در كتاب : الذريعة و ديگر بزرگان علم، اين كتاب را از تأليفات مقدس اردبيلي شمرده اند.

محقق اردبيلي كتابهاي ديگر نيز در كلام و فلسفه دارد كه آمار كتابهايش برآن دلالت مي كند كه از جمله حاشيه بر شرح تجريد قوشچي و نيز « شرح الهيات شفا و استيناس المعنوية و رساله اي فارسي در اثبات واجب الوجود و عقائد الاسلام به زبان تركي و ربيع الأبرار في اثبات حقانية الائمة الاطهار عليه السلام و رسالۀ اصول الدين در توحيد و نبوت و امامت و معاد و اثبات امامت به زبان فارسي، حاشيه بر كتاب كاشف الحق و رساله اي در اينكه : افعال الله تعالي معللّة بالاغراض و النص الجلي في امامة علي عليه السلام و كتاب بحرالمناقب.

محقق اردبيلي در علم اصول تعليقه اي بر شرح مختصر عضدي كه صاحب رياض گفته : آن را به خط خود مؤلف ديده است. آري مقدس اضافه بر كتاب فقهي بزرگ كتاب استدلالي :« مجمع الفائدة و البرهان في شرح ارشاد الاذهان » كه شرحي است بر ارشاد علامه حلّي كه فتاواي ابتكاري و جديد با نظريات دقيق و متين در اين كتاب به كار برده است كه شروح متعددي براين كتاب نوشته شده كه از جمله حاشيۀ مرحوم وحيد بهبهاني است ولي قبلاً بايد بگويم كه محقق اردبيلي كتابهاي ديگري در فقه دارد كه عبارتند از: تعليقه بر خراجيۀ مرحوم محقق ثاني و شيح علي عبدالقالي صاحب جامع المقاصد. و كتاب الخراجية و رسالۀ فارسي در حرمت خراج. و مناسك حج و رسالۀ عمليه به زبان فارسي و كتاب الزبدة در فقه به زبان فارسي و رساله اي در تحقيق آيۀ : « يسألونك عن المحيض و رساله اي در اجتهاد و تقليد و رساله اي در عدم حجية قول الأصحاب و عدم حجية خلوّ الزمان عن المجتهد. و رساله اي در انّ الأمر بالشيي ء مستلزم للنهي عن ضده و نيز كتاب :« زبده لبيان في شرح آيات احكام القرآن » كه كتاب استدلالي از قرآن كريم است و حواشي زيادي بر اين كتاب نوشته شده كه به ياري خدا اين كتاب و ساير كتابهاي مقدس به زودي انشاء الله در دست محققين به اتمام رسيده است، چاپ خواهد شد و در اختيار علاقمندان و پژوهشگران قرار خواهد گرفت.

ما دراينجا در مورد شناسايي اين مرد بزرگ بحث نمي كنيم زيرا كم شخصي است او را نشناسد و يا اسم او نشنيده باشد زيرا تقوي و پرهيزگاري ايشان به حدي است كه كتابي را نمي توان يافت كه در تذكره و رجال نوشته شده باشد و از او اسمي به ميان نياورده باشد. ارتباط او با امام عصر (عج) كه آميز غلام شاگردش در شب با حضرت علي عليه السلام سپس با حضرت امام عصر (عج) در كوفه ملاقات كرد نوشته اند و مكاشفۀ او با حضرت موسي عليه السلام و پيغمبر خاتم صلي الله عليه و اله يكي ديگر از قدرت معنوي اوست محدث نوري در خاتمه مستدرك و سيد نعمت الله جزائري در انوار نعمانيه و ديگران نوشته اند كه آن مرد الهي روزي ِ خود را بين فقرا تقسيم مي نمود و يك سهم نيز براي خودشان باقي مي گذاشت تا آنكه زنش روزي به مقدس پرخاش كرد كه تو به اولاد خودت اهميت نمي دهي، مقدس در آن حال به سوي مسجد كوفه جهت اعتكاف و عبادت خدا حركت نمود از طرفي مردي در آن حال آردي به منزل حمل كرد پس از اينكه مقدس از اعتكاف به منزل برگشت زنش گفت : غذايي كه به واسطۀ مرد اعرابي به ما فرستانده بودي بسيار لذيذ و خوب بود، مقدس فهميد كه آن از لطف الهي بوده است به خدا شكر نمود.

درست مشابه اين داستان براي حضرت ابراهيم عليه السلام اتفاق افتاده است داستانهاي غيرعادي و تعجب آور از اين مرجع بزرگ بسيار است و چنانكه در گذشته اشاره شد قصد ما در اين مقاله ذكر شرح حال و تاريخ نيست بلكه مقصود ما ذكر نكات و ابتكاراتي است كه مقدس در فقه به كار برده و موارد زيادي در اين زمينه ها دارد كه از جمله آنها پاك بودن خمر و جايز نبودن حيل شرعيه در رباست كه برخي از فضلا تحقيقي در اين زمينه ها كرده اند لذا ما به اين موضوع متعرض نمي شويم و تكرار نمي كنيم و به موضوعات ديگر فقهي اشاره مي نماييم. زيرا پاك و نجس بودن خمر مورد اختلاف فقهاست چنانچه حيل شرعيه در ربا نيز اختلافي است و معلوم است اگر در حيل شرعيه متكي بر ادلۀ شرعيه شويم آن مانعي ندارد و اما اگر چنين نباشد، بلكه با ظاهرِ برخي از مسائل شرعي تكيه كنيم مسلماً مشكل خواهد بود.

 



:: موضوعات مرتبط: مجموعه اثارعلامه نورانی
تاریخ انتشار : شنبه یکم مهر 1391 |
نوشته شده توسط : مرتضی کرامتی

امدادهاي غيبي به علامه نورانی

گاهي امدادهاي غيبي مي رسيد كه از ذكر يك يك آنها خوددري مي كنيم و فقط به يك موضوعي اشاره مي كنيم.

روزي پيرمرد 91 ساله اي به نام حكيم اسفندياري به منزل ما آمد و فرمود من از طرق آقا آمده ام علوم طبي را كه از ناحيه آن حضرت به من عطاء شده دراين مكتب بگذارم و حدود دو سال ماند و گياهاني را از دماوند و لرستان معرفي كرد كه آثارش هنوز نيز موجود است و فرمولهايي از ايشان در اثناي دائرة المعارف طب اسلامي وجود دارد.



:: موضوعات مرتبط: مجموعه اثارعلامه نورانی
تاریخ انتشار : شنبه یکم مهر 1391 |
نوشته شده توسط : مرتضی کرامتی

 

اقتصاد و ترك ترياك دراثارعلامه نورانی

در جزوه اي كه از دانشگاه علوم پزشكي و خدمات بهداشتي درماني شهيد بهشتي دانشكدۀ داروسازي به وسيله جناب آقاي دكتر عباس كبريايي زاده مدير كل محترم ادارۀ نظارت بر امور دارو به دستم رسيد، در آنجا پودر، شربت ترك اعتياد از ساخت شركت سارگل رضوان به پيوست ارائه گشته كه تعدادي موش صحرائي در انستيتو رازي انتخاب شده بودند و انطباق با شرايط آزمايشگاهي نگهداري شدند و نتيجه گيري شده كه نمونه پودر در آب مقطر گرم (60 درجه ) به حالت سوسپانسيون درآمده سپس تجويز شده است.

ما اميد داريم كه محققين بيش از پيش تحقيقات خود را در اين زمينه زياد كرده و اين بلاي خانمانسوز را از ميان جمعيت برداشته مردم را ، بخصوص جوانان را نجات دهند و اقتصاد را كه به وسيلۀين جرم نفرت انگيز ضعيف شده ، از بين ببرند.

 



:: موضوعات مرتبط: علامه نورانی شیخ بهایی زمان
تاریخ انتشار : شنبه یکم مهر 1391 |
نوشته شده توسط : مرتضی کرامتی

هم مباحثه های علامه نورانی

هركس در اول ورود به مجامع علمي سعي مي كند دوست انتخاب كند همانطوري كه در حوزه هاي علميه مرسوم است هر كس بنوبه ي خود هم مباحثه انتخاب كند عده اي در تلاش و كوششند كه بدانند به راستي علامه نوراني با چه كساني هم  بحث بودند به نقل از آيت الله فتاحي كه مي فرمودند : ما در پايه اول حوزه دروس صرف و نحوه را بحث مي كرديم شايد بهتر باشد ديگر هم بحث هاي حضرت استاد را بشناسيم و از آنان بگوييم حضرت آيت الله حاتمي مي فرمودند بنده از سال 55 با حضرت آيت الله نوراني هم بحث بوديم و اگر حساب كنيم حدود 15 يا 20 سال در تمامي دروس هم بحث و هم كلاس بوديم و ايشان (علامه نوراني) در بيش تر مراتب علمي با حضرت آيت الله پاياني و با امام جمع سابق مشگين شهر مرحوم حضرت حجت الاسلام والمسلمين عشقي (ره) هم بحث بودند و حضرت آيت الله حاتمي مي فرمودند بنده و علامه نوراني كه باهم بوديم از محضر حجت كوه كمره اي و آيت الله بروجردي و آيت الله سلطاني و اساتيد ديگر حوزه استفاده كرده ايم و لازم به ذكر است آيت الله حاتمي يادي نيز از آيت الله سيد ميرسليمان  فتاحي موسوي كردند و گفتند در آن زمان در درس آيت الله كوه كمري باهم بوديم و خداوند سايه ي آن را از سرمان دور نكند واقعاً افتخار بزرگي به اين ديار محسوب مي شوند.

 



:: موضوعات مرتبط: جملات علمی عرفانی و ادبی
تاریخ انتشار : شنبه یکم مهر 1391 |
نوشته شده توسط : مرتضی کرامتی

 

طب اسلامي يا طب سنتي

به نقلل از فرزندش كه با مجامع بهداشتي گفت و كو داشتند مي فرمايد در آن زمان كه بايد در مورد طب بررسي مي كردند بيش تر بر اين قالب بودند كه بگوينيد دائره المعارف طب سنتي كه دليلشان اين بود آن مجامع رفته بوديم ) سنت رايج كرده اين علم را نه اسلام با توجه به اين كه علامه نوراني همه چيز را از اسلام مي دانستند وصي فرمودند علم از آن خداست كه از آن پس بوسيله وحي بر تمام بشر القاء شده است سپس علم ، علم اسلاميست چون حقيقت علم در خدا و بعد از آن در انبياء الهيت و پافشاري كردند نه دائره المعارف طب اسلامي نه دائره المعارف طب سنتي همه سكوت كردند و گفته هاي آن را قبول كردند.

حضرت آيت الله حاتمي مي فرمودند : ايشان كتابهاي زيادي در همه ي زمينه هاي علمي از خود به ارمغان گذاشته اند بر اين اساس دائره المعارف طب اسلامي ايشان شاهد گواه ماست كه حقاً و انصافاً زحمايت زيادي را براي نوشتن دائره المعارف طب اسلامي متقبل شده اند.

 



:: موضوعات مرتبط: طب اسلامی
تاریخ انتشار : شنبه یکم مهر 1391 |
نوشته شده توسط : مرتضی کرامتی

مصاحبه ها : گفت و گو با حضرت آيت الله حاتمي.

1-با سلام لطفاً در باره ي علامه نوراني برايمان صحبت كنيد.

بسمه تعالي بنده از سال 55 با حضرت آيت الله نوراني هم بحث بودم و حدود 15 يا 20 سال در تمامي دروس هم بحث و هم كلاس بوديم.

2- لطفاً بگوييد بعد از علامه نوراني با چه كساني هم بحث بوديد؟ اينجانب در بيش تر مراتب علمي با حضرت آيت الله نوراين، 2 حضرت آيت الله پاياني، و با امام جمعه سابق مشگين شهر حضرت حجت الاسلام والمسلمين عشقي (ره) هم بحث بوديم.

3- در دروس سطح از محضر چه كساني استفاده كرده اييد؟ بنده و علامه نوراني كه باهم بوديم از محضر حجت كوه كمري، آيت الله بروجردي و آيت الله سلطاني و اساتيد ديگر حوزه استفاده كرده ايم.

4- علامه نوراني علوم عقلي و جديد را از چه كساني ياد نگرفته اند؟

ايشان مريدان زيادي داشتند و خيلي هم در بحث و درس جدي بودند و لذا از اساتيد مبرز آن روز كه در شيمي و غيره مي دانستند استفاده كرده اند

5- لطفاً از خصوصيات اخلاقي علامه نوراني برايمان بگوييد؟

ايشان (علامه نوراني) فردي فاضل ، دانشمند، فقيه، عالم بودند و حقاً و انصافاً نوراني بودند، كه كتابهاي وي شاهد ذوق فكري، ادبي ، عرفاني، علمي، اخلاقي وي مي باشد خيلي خوش اخلاق بودند.

6- درباره ي كتابهاي علامه نوراني برايمان توضيح دهيد؟ ايشان كتابهاي زيادي در همه ي زمينه هاي علمي از خود به ارمغان گذاشته اند براين اساس دائرة المعارف طب اسلامي ايشان شاهد گواه ماست كه حقاً و انصافاً زحمات زيادي را براي نوشتن دائرة المعارف طب اسلامي متقبل شده اند.

7- آيا علامه نوراني مجتهد و فقيه بودند ؟ ما درباره ي فقيه بودن وي شكي نداريم و براين قائليم ايشان يك فقيه جامع الشرائط و يك دانشمند فقهي بودند.

8- لطفاً در لحظات آخر درباره ي علامه نوراني برايمان بگوييد ؟ ايشان دوست صميمي و هم بحث بنده بودند و بر فقدان اين عالم امروز هم غبطه مي خوريم هميشه وجودش با ما هست و خداوند اين عالم فقيه را رحمت كند و با اولياء و معصومينش محضور بگرداند.

 



:: موضوعات مرتبط: علامه نورانی درکلام بزرگان
تاریخ انتشار : شنبه یکم مهر 1391 |