حضرت ایت الله علامه میرزاابوالقاسم پریخانی

در 14 مرداد 1285 ه.ش برابر با 14 جمادی الثانی 1324 ه.ق فرمان مشروطیت از طرف مظفرالدین شاه قاجار صادر شد. نسیم نهضت مشروطیت قبل از پیروزی آن در خیاو نیز وزیدن گرفته بود و هواداران وفادار نهضت مشروطیت در این منطقه فعال بودند . ستارخان سردار ملی آذربایجان برای بیداری و جمع کردن یاران برای اجرای مشروطیت به تمام شهرهای آذربایجان و از جمله خیاو آمد و عده‌ای را در این منطقه مسئول کارهای نهضت کرد. ولی طولی نکشید که محمدعلی شاه قاجار پس از ویران کردن مجلس در تهران درصدد سرکوب مشروطه خواهان شهرهای آذربایجان از جمله تبریز برآمد، چرا که این شهر از کانونهای انقلاب به شمار می‌رفت. این ماموریت بر عهده گروهی از نیروهای دولتی و کسانی که در شهرها با مشروطیت مخالف بودند گذاشته شد. رحیم خان از طایفه قوجابیگلو فرماندهی نیروهای دولتی را به عهده میگیرد ودر وهله نخست در خیاو (مشکین شهر) ملا امام‌وردی خیاوی را که یکی از مبارزان راه مشروطیت ایران در خیاو بود دستگیر میکند. ناگفته نماند که نمی‌توان نقش میرزا قاسم پریخانی که از هواداران نهضت مشروطیت بود در حمایت از ملا امام‌وردی نادیده گرفت وی ملا امام‌وردی را چند روز در خانه‌ی خودش واقع در روستای پریخان (دیه) نگه می‌دارد تا اینکه ملا امام‌وردی برای جلوگیری از اذیت و آزار خانواده‌ی خودش بدست نیروهای رحیم‌خان تصمیم به تسلیم شدن گرفته و خانه‌ی میرزا قاسم پریخانی را ترک میکند. ملا امام‌وردی سه روز تمام در قلعه منظم‌الملک خیاو زندانی میشود، وقتی مردم از این موضوع خبردار میشوند او را شبانه به اردبیل میبرند و حاکم اردبیل امیر معزز گروسی مدت دو روز او را زنده نگه میدارد بعد او را در «نارین قلعه» اردبیل به دار میکشد، مردم اردبیل خبردار شده جسد را گریه کنان به امامزاده صالح می‌برند و به خاکش میسپارند، وقتی که این خبر به گوش مردم تبریز میرسد  به خیابانها ریخته، عزای عمومی اعلام میکنند. رحیم‌خان بعد از سرکوب مشروطه‌چیان خیاو، روانه تبریز میشود و به گمان خود که با یک حمله- همانند آنچه که درتهران اتفاق افتاد( در به توپ بستن مجلس )- میتواند انقلابیون تبریز را به تسلیم وا دارد. در ظاهر نیز چنین به نظر میرسید، زیرا همه شرایط به نفع دولتیان بود. ولی کسانی که از ته‌دل طرفدار مشروطیت و آزادی بودند می‌بایست سختیهای فراوانی را تحمل کنند و برای دستیابی به آرمانهای خود تا پای جان بایستند. قوای دولتی بدلیل برخورداری از نیروها و تجهیزات فراوان، توانستند در مدت یک ماه نخست جنگ، شکستهای سختی بر مجاهدان وارد آورند و بیشتر قسمتهای شهر را تصرف کنند ولی با مقاومت دلیرانه ستارخان و یارانش سرانجام شکست محمدعلی شاه را فراهم ساختند و رحیم خان نیز بعد از شکست همراه با اطرافیانش به زادگاه خود یعنی روستای احمد بیگلو در مشکین- شهر برمیگردد و با پیروزی مشروطه خواهان در تهران و شکست محمدعلی شاه، وی نیز در جنگی  با مشروطه خواهان در حوالی ایلانلی داغ مشکین‌شهر  در «وراوی» کشته میشود. چون رحیم‌خان بسیاری از مشروطه‌چیان منطقه خیاو را به هلاکت رسانده بود طرفدارانش جسد او را به روستای احمد بیگلو منتقل میکنند  و برای جلوگیری از بیرون آورده شدن جسد از قبر، آنرا در داخل مسجد امام حسن روستای احمد بیگلو دفن میکنند  امیر معزز گروسی وقتی از پیروزی مشروطه چیان در کار مجلس خبردار میشود از شهر می‌گریزد. قتل ملا امام وردی خیاوی در تابستان 1287شمسی اتفاق افتاد. در سال 1304/1305 ه ش رضاخان کردهای کردستان و آذربایجان غربی را بنا به دلایل سیاسی بصورت دسته‌جمعی همراه با احشامشان به منطقه خیاو تبعید می‌کند. اینان در روستاهای مشکین شهر از جمله اور، قره‌باغلار، لاهورد و...اسکان داده میشوند. جالب اینجاست که علیرغم غریبه بودن این افراد مردم روستاها با آنها مانند برادران خودشان  رفتار میکنندو حتی به آنها  خانه و کاشانه نیز می‌دهند. اینان حدود 10 سال در این مناطق زندگی وبعدها بدلیل اوضاع نامناسب سیاسی ایران در بحبوحه و آغاز جنگ جهانی به شهرها و روستاهای خود برگشتندhttp://parikhan.blogfa.com/

حضرت آيت الله ميرزا قاسم پريخاني از فقها و حكماي بزرگ قرن اخير در سال 1250در روستاي پريخان از تئابع مشگين شهر در خانواده اي كشاورز متولد شد.نام پدرش عزيز بود و نزد علماي بزرگ آذربايجان صرف و نحو و حكمت آموخت سپس براي ادامه تحصيل و تكميل علوم خود به به نجف اشرف مسافرت كردند و سالهاي سال در جوار حرم مولاي متقيان به آموختن علوم و ساختن شخصيت خود پرداخت. معروف است كه هنگام عزيمت ايشان به زادگاه خود "پريخان"يكي از علماي بزرگ نجف فرموده بود ؛پريخاني همه ي علوم نجف را با خود برد. ايشان پس از وصول به مقامات عاليه علم و اخذ اجتهاد با كسب اجازه از علماي بزرگ و مراجع عظام به مشگين شهر و پريخان مراجعت نموده و به ارشاد مردم منطقههمت نموده است، از جمله علمايي بوده كه مردم منطقه در حد زيادي به او اعتماد و وثوق داشته اند بسياري از روحانيون امروز منطقه در مكتب ايشان تلمذ نموده و خوشه ها چيده اند از جمله مصاحبان اين دانشمند بزرگ ميرزا ولي قدسي نصرآبادي و از فارغ التحصيلان دارالفنون كه او را بخاطر انديشه هاي جديدي كه داشته با لقب ناشايست "بابي" خطاب مي كرده اند اما در عين حال حضرت آيت الله پريخاني همواره ايشان را به ميل و رغبت و تكريم و تحسين به خدمت مي پذيرفته است ، حتي معروف استكه مراسم تغسيل و تدفين ايشان را خودش انجام داده است.مرحوم ملا يوسف از روحانيون منطقه نقل كرده است : روزي سه چهار نفر از كشاورزان پريخاني را ديدم كه هنگام آبياري مزارع از فلسفه اشراق بحث مي كردند و اين از تاثير انفاس قدسيه ميرزا قاسم پريخاني بوده است . فرزند ارشد ايشان ميرزا ستار نيز از روحانيون با سواد و شوخ طبعي بوده كه سخنان نغز و پر مغز ايشان هنوز هم بر زبانها جاري است.

از وصاياي ان عالم رباني و روحاني بزرگ اين بوده "اگر مي خواهيد در مسجد خدمتي بكنيد،كفش جمع كنيد و استكان خالي جمع كنيد و اگر مي خواهيد سروري بكنيد ،استكان پر از چايي پخش كنيد".

وفات آن عالم رباني پس از يك عمر تعليم و تعلم در سال 1324 و در روستاي پريخان اتفاق افتاد و روح پاكش به ملكوت اعلي پر كشيد .

روحشان شاد و يادشان گرامي باد parikhan.blogfa.co