فراماسونری و استفاده ابزاری از هنر در همگامی با شیطان


اتفاقا این سوالی است که بارها در کلاس ها از من پرسیده می شود. در جلساتی که در این‌باره با استادان و دانشجویان داشتم آنها گاها مطرح می‌کردند چرا اسناد و مدارک توسط بانیان این گروه‌ها و سازمان‌ها پاک شده و از بین نمی‌روند؟ من آنجا دو نکته را گفته ام:

 

 

 

در دنیای کنونی سازمان پنهان روش فراماسونری برای جذب و تاثیرگذاری بیشتر روی طیف های متفاوت مخاطبان از هنرهای مختلف استفاده می کند، اما به شیوه ای که مخاطب کمترین سوء ظنی نمی برد و بدون آنکه خود بداند با آنها همراهی می کند. برای بررسی چگونگی نفوذ فراماسونری در هنر و ورزش با حجت الاسلام علی قهرمانی، مدیر موسسه ندای فطرت به گفت و گو پرداختیم که مشروح آن را می خوانید.

 

فراماسونری برای جذب مخاطب خود از چه ابزارهای شناخته شده ای استفاده می کند؟هنرهای رزمی یکی از ابزارهای استفاده آنهاست و این جلسات شبانه کشتی کج‌ها محل ارائه نظریات آنها به شمار می رود، با اینکه در تمام کشورها قانون علیه این نوع برنامه‌ها وجود دارد اما امروز پربیننده‌ترین برنامه‌ها، به این جور ورزش‌ها اختصاص دارد.
ابزار دیگر در دستان فراماسونری که از همه مهم‌تراست هنر هفتم یا سینما است که همه هنرهای دیگر را در خود جمع می کند، در طول سال فیلم های متعددی با "ژانر شیطانی" ساخته می شود تا حقیقت را جور دیگری نشان دهد.

ادامه نوشته

افکاروهابیت


این قضیه مرا به یاد قصه ای انداخت که سال ۱۹۹۸ برایم پیش آمد، وقتی به حجّ بیت الله الحرام مشرف شدم و با جناب شیخ جلال الدین صغیر در منطقه معابده برخورد کردم. وی همراه با کاروان لبنانی به اسم الغدیر آمده بود. در ساختمان محلّ اقامت جناب شیخ، تصاویر مراجع عظام بر روی درهای بعثه های ویژه هر یکی از آنان نصب شده بود. در این اثناء یکی از اتباع وهابی با حالتی خشمگین از ماشین پیاده شد و فریاد کشید: وش هاااذ یاااع…

 

 

 

مترجم:فاطمه محمدی

 

وهابیون چه می گویند وقتی گناهان کبیره ای که پسران شیخ زاید بر سرقبر پدرشان مرتکب شدند، را می بینند؟


از رافضه قرن بیست و یکم

وهابیون از صدها سال پیش تا کنون، در قضیه بنای قبور بر سر شیعیان می کوبند، که بنای روی قبر حرام است و… و مثل صفحه گرامافون هرازگاهی از شیوخ پلید وهابی اتباع ابی تبارک و و دمشقیه و عرعور می شنویم.. اینها در واقع تابع تابعین اصحاب قوم لوط هستند.. آنها که به بهانه عدم بنای بر قبور، قبور ائمه علیهم السّلام را به امر پست فطرتان بنی سعود بن عدوّ العزیز تخریب کردند و نزدیک بود قبر رسول خدا ص را هم منهدم کنند، اگر که ابراهیم پاشای مصری و بعد از او ملک فاروق در برابر آنان موضع نمی گرفتند.. اولی تهدید کرد مهلکه سعودی را ویران خواهد کرد و وقتی رژیم عدوّ العزیز پذیرفت قبر پیامبر را تخریب نکند، شرط کرد که بنای قبر پیامبر (ص) به حساب مصر باشد و از این رو، گنبد سبز کنونی بر روی قبر پیامبر ثمره این بناست. ولی مجدّداً حکومت سعود بن عدو ّالعزیز خواست قبر و گنبد پیامبر (ص) را تخریب کند. در این زمان، موضع ملک فاروق این شد که ارتش مصر را در آمادگی کامل به ساحل دریای سرخ آورد و نجس های وهابی را مجبور کرد از تصمیم شان برگردند. ولی تفکّر آنها در مورد شیعه پابرجا ماند. شیعه هیچ گریه کنی ندارد و همچنان و با تأسف زیاد از تفکّر وهابی می نالند و اعتراضات دائمی ایشان در مقابل وهابیه بسیار زیاد است یکی از آنها در قضیه بنای قبور..
امروز قبر شیخ زاید آل نهیان که سازه ای از مرمر سفید از نوع تاسیوس یونانی با تمام مظاهر تجمّل است، توجهم را به خود جلب کرد. میهمانان رسمی دولت امارات معمولاً جهت ادای مراسم تجلیل در چارچوب پروتکل دولت به آنجا می روند، یعنی زیارت قبر جزء پروتکل رسمی است، در تصور من و انصافاً پسران شیخ زاید با این کارشان به پدر خود که به ملّت امارات نیکی های فراوان کرده، نیکی کردند.. ولی به دور از کار نیک پسران شیخ زاید، واکنش وهابیون در برابر این اعمال تکفیری که پسران شیخ زاید انجام دادند، چیست؟؟
پسران شیخ زاید چندین گناه کبیره مرتکب شدند…
اولاً قبر را بیشتر از چهار انگشتی که ابن جبرین (مفتی اعظم وهابیت) اجازه داده، بالا بردند.
ثانیاً قبر را با مرمر اصل سنگ کردند.
ثالثاً: سنگ نوشته ای روی قبر قرار دادند و بر آن نوشتند.
رابعاً نه تنها بنای روی قبر را گچکاری کردند، بلکه با گرانقیمت ترین انواع سنگ مرمر یونانی تاسیوس بنا کردند.
خامساً: زیارت او را واجب کرده اند!!.. در حالی که همه اینها در فتواهای ابن جبرین معصیت و گناه کبیره محسوب می شود و مرتکب آن باید توبه کند وگرنه گردن زده می شود؟!!!!
ببینیم آیا وهابیه آنچه را که قبلاً در مورد شیعیان گفتند، جرأت می کنند در مورد فرزندان شیخ زاید هم بگویند؟
یا اینکه باید منتظر باشیم و ببینیم آیا انتحاری های وهابی می آیند و خودشان را برای فتاوای هولناک ابن باز و ابن عثیمین و ابن جبرین و ابن منیعیل و بقیه اتباع عرعور و دمشقیه منفجر کنند یا نه؟..

البته ما از آنها می خواهیم دهان باز کنند و کلمه ای بگویند؟ هان، اینها تصاویر قبر شیخ زاید است.. برخی از آنها را می گذارم آیا کسی جوابی می دهد؟

 

این قضیه مرا به یاد قصه ای انداخت که سال ۱۹۹۸ برایم پیش آمد، وقتی به حجّ بیت الله الحرام مشرف شدم و با جناب شیخ جلال الدین صغیر در منطقه معابده برخورد کردم. وی همراه با کاروان لبنانی به اسم الغدیر آمده بود. در ساختمان محلّ اقامت جناب شیخ، تصاویر مراجع عظام بر روی درهای بعثه های ویژه هر یکی از آنان نصب شده بود. در این اثناء یکی از اتباع وهابی با حالتی خشمگین از ماشین پیاده شد و فریاد کشید: وش هاااذ یاااع… جناب شیخ که لباسش شبیه علمای سنّی شام بود به او گفت: چی شده حاجی؟ مرد وهابی گفت: شیخ! چرا گناه روافض را مرتکب شدی؟ و به تصاویر یکی از مراجع اشاره کرد. شیخ جواب داد: منظورت این عکس است؟ مرد وهابی با خشم طوری که نفسش بیرون نمی آمد، گفت: بله.. شیخ گفت: آنها فتوای حلیّت عکس دارند و هر انسانی حقّ دارد بر اساس فتوایی عمل کند، چرا شما عمامه بسته اید؟ وهابی جواب داد: یا شیخ خدا به داد تو و آنها برسد.. عکس را نصب می کنی و می گویی آنها فتوا دارند؟!! شیخ جواب داد: الله المستعان. و چقدر شیخ مرا غافلگیرکرد وقتی به او گفت: آیا تو اسکناس ۵۰۰ ریالی داری؟ وهابی گفت: می خواهی چه کار کنی؟ شیخ گفت: می خواهم مطمئن شوم پول من اصل است یا تقلبی؟ مرد وهابی از کیف سیاهش اسکناس ۵۰۰ ریالی درآورد. شیخ آن را گرفت و گفت: بده ببینم. ناگهان شیخ فریاد زد: وش هاااااااذ … این را از دستت بینداز.. مرد وهابی حیرت زده گفت: چه می گویی؟ شیخ گفت: روی اسکناس پانصد ریالی که تو داری، عکس ملک عبد العزیز است.. چطور تو این عکس را در جیبت حمل می کنی، در حالی که این کار حرام است؟ مرد وهابی مبهوت و حیران در حالی که اسکناس را در جیبش می گذاشت، گفت: راست می گویند که شیعی ساحر است و فرار را بر قرار ترجیح داد و من غرق در خنده شدم تا جایی که از حدّ ادب تجاوز کردم. ولی دست خودم نبود. شیخ گفت: خدا احمق ها را بکشد.. کفر دیگران را می بینند ولی وقتی نوبت خودشان می رسد، آن را کفر نمی دانند و ناراحت نمی شوند..

 

وعده صادق

منبع : burathanews.com

 

تاریخچه یهود

گوستاولوبون فرانسوى مى‏گويد: اگر ما بخواهيم صفات يهود را در چند كلمه خلاصه كنيم، بايد بگوئيم: يهود مانند انسانهائى هستند كه تازه از جنگل وارد شهر شده‏اند و هميشه از صفات انسانى بى‏بهره بودند، چرا كه همچون پست‏ترين مردم روى زمين زندگى مى‏كنند

 

 

 

کتاب ارزشمند دنیا بازیچه یهود نوشته مرحوم آیه الله العظمی شیرازی (قدس سره) نابغه قرن در تالیف که بیش از 1160 کتاب به رشته تحریر درآورده, از چهل سال قبل تاکنون چندین مرتبه به زیر طبع آراسته گردیده و در هر نوبت مورد استقبال چشم گیر جامعه اسلامی قرار گرفته است.

تاريخ ملت يهود تاريخى پرفراز و نشيب است كه همواره با مكر و حيله و زر اندوزى و بهانه ‏جوئى از پيامبران الهى همراه میباشد.
امروزه نيز نام يهود با حركت جهانى صهيونيست پيوند خورده ، حركتى كه باعث بوجود آمدن دولت غاصب و ستمگر اسرائيل شد و از ابتداى تشكيل، اين دولت تا كنون دست به قتل و غارت بیگناهان زده و با قلدرى بر قسمتى از بهترين سرزمينهاى اسلامى حاكم گشته و رؤياى حاكميت بر جهان را از طريق زر و زور و تزوير در سر میپروراند.
اعمال ضد اسلامى و انسانى آنها در طول تاريخ و از ابتداى پيدايش اسلام تا كنون بركسى پوشيده نيست ضمن اينكه آنها نيز دشمنى خود با مسلمين را پنهان نمیكنند.
در كتاب دنيا بازيچه يهود مؤلف به برخى از اعتقادات و برنامه ‏هاى ايشان اشاره نموده و خواننده میتواند در مجموع اطلاعات ذیقيمتى را در اين زمينه بدست آورده، به برخى اعمال و جرائم وحشيانه آنها پى ببرد.

 

مقدمه مترجم

 ادامه مطلب

ادامه نوشته

ترس تاریخی از اقبال آمریکایی‌ها به ادیان الهی/ سردمداران آمریکا حتی از کلمه «خداوند» هم وحشت دارند


گسترش باورهای سکولاریستی از سوی سردمداران فضای سیاسی ایالات متحده به حدی رسیده که حتی مردم این کشور از توجه به اعتقادات و مقدسات خود منع شده‌اند و زدودن هرگونه نماد مذهبی و اعتقادی در این کشور، به طور جدی از سوی برخی نهادهای خاص دنبال می‌شود؛ تا جایی که حتی برخی از این نهادها تاب تحمل درج نام "خداوند" بر روی اسکناس‌های رایج این کشور را نیز ندارند و خواستار حذف این عبارت از روی دلار شده‌اند.
به گزارش رجانیوز، «بنیاد رهایی از دین» طی شکایت‌نامه‌ای خواستار حذف عبارت «ما به خدا اعتماد داریم» از پول رایج آمریکا شده است. بنیاد یادشده این عبارت را تعرض به حقوق خداناباوران و خلاف قانون اساسی آمریکا تلقی کرده است.
این بنیاد درج عبارت In God We Trust (ما به خدا اعتماد داریم) توسط وزارت خزانه‌داری آمریکا را تعرض به حقوق شهروندان غیرمذهبی دانسته است. در شکایت‌نامه‌ای که در این رابطه به دادگاه ارسال شد آمده است که قرار دادن این عبارت بر روی پول ملی آمریکا نوعی «تبلیغ دینی و تبعیض علیه ناباوران دینی است و به خودی خود تلاشی برای تحکیم یکتاپرستی است و انحراف از قانون اساسی آمریکا تلقی می‌شود.»
در شکایت‌نامه یادشده مهر کردن عبارت «ما به خدا اعتماد داریم» تبعیض علیه خداناباوران تلقی شده است. بر این پایه، این شعار، آتئیست‌ها (خداناباوران) و آنهایی که یکتاپرست نیستند یا به یک خدا اعتقاد ندارند را از دور خارج می‌سازد، گویی که آن‌ها شهروندان جامعه به حساب نمی‌آیند.
این ادعا در حالی مطرح شده که بنیاد سکولاریسم، مبتنی بر حذف خداوند و معنویات از زندگی بشر و تمرکز بر انسان (اومانیسم) و تقدیس هنرهای انسان و فن‌سالاری (تکنوکراسی) است. اساسا در جهان مطلوب غرب، خدا جایگاهی در زندگی روزانه و سبک زندگی انسان‌ها ندارد و این خود انسان‌ها هستند که با تکیه بر هوش و دانایی خود اقدام به بهبود کیفیت زندگی می‌کنند.
افزایش دانش فنی بشر و ساختن سازه‌های غول پیکر فولادی و بتنی، دستیابی انسان به فناوری‌های جدید در زمینه ارتباطات و رایانه و همچنین گسترش و کشف قابلیت‌های جدید در زمینه صنعت روباتیک که نوعی "مخلوق انسان ساز" ارزیابی می‌شود، زمینه را برای تبلیغ سکولاریسم در غرب و تلاش برای کمرنگ کردن باور مردم به پروردگار فراهم کرده است.
اقدامات اخیر مبنی بر حذف هرگونه نماد – حتی ظاهری – که حاوی بار معنایی الهی و خارج از پروژه انسان محوری باشد، در راستای همین سناریو است؛ چرا که بسیاری از نهادهای آمارسنجی در ایالات متحده آمریکا تایید کرده‌اند که مردم این کشور با سرعت زیادی در حال گرایش به سمت معنویات و نظام الهی هستند و از همین رو آمار گرویدن به دین‌های آسمانی به ویژه اسلام در این کشور بسیار بالا و با رشد بسیار سریع است.
گفتنی است عبارت In God We Trust از سال ۱۸۶۴ میلادی تا کنون بر روی اکثر سکه‌ها و از سال ۱۹۵۷ به بعد بر روی اسکناس‌های آمریکایی درج شده است.منبع وعده صادق

اتظار صحیح حضرت حجت و آثار آن

اتظار صحیح حضرت حجت و آثار آن

انتظار صحیح و سازنده «بهترین عمل نزد خداوند»[1] و «با فضیلت ترین عبادت است»[2] و انسان منتظر «از اهل هر زمان فاضل ترند».[3]

انتظار صحیح و سازنده انواع فراوانى دارد كه به ذكر چند نمونه آن، بسنده مى شود:

1 - انتظار سازنده، عامل حركت

انتظار به معناى امید و آرزو است،[4] بدون تردید امید و آرزو در زندگى انسان از مؤثرترین عامل تحرك است. جوهره این امیدوراى، همان «خوشبینى» نسبت به آینده بشر و پشتوانه آن نوید حتمى خداوند به پیروزى مستضعفان و صالحان است. قرآن فرموده: «ما مى خواستیم بر مستضعفان زمین منّت نهیم و آنان را پیشوایان و وارثان روى زمین قرار دهیم»[5] و نیز چنین آمده: «ما پس از «تورات» در كتاب «زبور» چنین نوشتیم كه در آینده، صالحان و پاكان وارثان زمین خواهند بود».[6]

امامان معصوم(علیه السلام) نیز به امیدوارى و انتظار فرج تشویق و از یأس و ناامیدى برحذر داشته است. امام على(علیه السلام) فرموده اند:

«انتظار فرج داشته باشید و مأیوس و نومید از لطف و رحمت خدا نگردید».[7]

اگر پیكارگران موحد و ظلم ستیز، عنصر توان بخش و انرژى زاى «امید» را از صحنه ى زندگى خود بردارند، انگیزه اى براى ادامه ى این جهاد مقدس نخواهند داشت، زیرا پافشارى را در مسیرى كه به شك منتهى مى شود غیرعقلانى مى یابند.[8]

قرآن فرموده است: «از رحمت خدا مأیوس نشوید، كه تنها گروه كافران از رحمت خدا مأیوس مى شوند».[9]

یأس و ناامیدى بزرگترین مسلخى است كه ابلیس براى ذبح نمودن همه ى حیثیت ها و فضیلت هاى انسانى، فراراه آدمى تهیه كرده است. ناامیدى یعنى وداع گفتن با سرالاسرار آفرینش آدمى كه همان پیمودن چرخه تكامل است.

انتظار سازنده، چلچراغ امیدى دهلیزهاى بى فروغ قلب هاى انسان منتظر را آذین كرده و آنرا گذرگاه احساس، جهاد، تحرك، مقاومت و ایثار و شهادت مى سازد.

بنابراین، «انتظار، پیوند و قرابت برجسته اى با حركت دارد» حركت، از برایندهاى انتظار، و انتظار از جهت دهنده هاى حركت است.[10]

 

2 - انتظار سازنده اصلاح طلبى و ظلم ستیزى

 

انسان منتظر باید درراه اصلاح خود و جامعه، استقرار عدالت و رفع ظلم و تعدى تلاش ورزد آن كه منتظر مصلح جهانى است خود باید صالح و مصلح باشد.

در اسلام، تأكید فراوانى بر لزوم مبارزه با هر گونه فساد اخلاقى، سیاسى و اجتماعى وارد شده است كه در قالب امر به معروف و نهى از منكر تقنین شده است.

امر به معروف و نهى از منكر از منظر فقه اسلامى وظیفه شرعى و همگانى است. نتیجه مستقیم انجام این فریضه «اصلاح» و مجرى آن «مصلح» نامیده مى شود براى درك اهمیت این اصل اسلامى، به ذكر یك آیه و حدیث بسنده مى كنیم:

قرآن مى فرماید: «شما بهترین امتى هستید كه براى انسان ها پدیدار شده است (چه اینكه) امر به معروف و نهى از منكر مى كنید و به خدا ایمان دارید».[11]

رسول خدا فرمودند: «باید امر به معروف و نهى از منكر كنید وگرنه خداوند بدترین و شریرترین شما را بر نیكان و پاكانتان چیره فرموده و دعاى خوبانتان را مستجاب و روا نگرداند».[12]

«رضا و خشنودى حضرت مهدى(عج) در آن است كه «معروف» عملى شود و منكر ترك گردد» بنابراین انسان منتظر نباید در این باره بى تفاوت باشد.

خود حضرت در روزگار ظهور، بزرگترین امركننده به معروف و نهى كننده ى از منكر است جامعه منتظر، قطعاً خشنودى و رضایت حضرت مهدى(عج) را مى خواهد و به او اقتدا مى كند و براى اقامه احكام خدایى، تنبلى و بى تفاوتى را از خویشتن دور مى سازند.[13]

 

3 - انتظار سازنده، نگهبان ایمان

 

یكى از ابعاد تكلیف بزرگ در روزگار انتظار، حفظ دین و نگهبانى مرزهاى عقیدتى است، باید فروغ ایمان و نور یقین در دل و جان مردم محفوظ باشد و جان و دل نوجوان در برابر تابش اعتقادات حقه قرار گیرد و ایمان جزء وجود آنان و چون خون سراسر وجودشان را گرم نماید و جوهر حیات آنان باشد.

در عصر انتظار، باید در برابر شبهات شیاطین پنهان و آشكار، مقاومت كرد و آنها را از ذهن ها زدود. حفظ و گسترش اعتقاد دینى و شناخت آن در روزگار متصل به ظهور، مفیدتر بلكه لازم تر است. زیرا تنها دارندگان عقیده و عمل در حوادث پیش از ظهور غرق و گم نمى شوند و دچار تردید نمى گردند. باید تا هنگام ظهور امام مهدى(عج) اعتقادات صحیح و عمل صالح در مردم منتظر حفظ گردد در احادیث از اهمیت ایمان در عصر غیبت چنین یاد شده است:

پیامبر اكرم(صلى الله علیه وآله) فرموده اند:

«شمایان اصحاب منید. لیكن برادران من مردمى أند كه در آخرالزمان مى آیند. آنان به نبوت و دین من ایمان مى آورند با اینكه مرا ندیده اند... هر یك از آنان اعتقاد و دین خویش را با هر سختى نگاه مى دارند، چنانكه گویى درخت خار مغیلان را در شب تاریك با دست پوست مى كنند یا آتش پردوام چوب راغ را در دست نگاه مى دارند. آن مؤمنان، مشعلهاى فروزانند در تاریكیها. خداوند آنانرا از آشوبها تیره و تار(آخر الزمان) نجات خواهد داد».[14]

امام زین العابدین(علیه السلام) خطاب به ابوخالد كابلى فرموده اند:

«اى ابوخالد! مردمانى كه در روزگار غیبت به سر مى برند و معتقدند و منتظر، از مردمان همه زمان ها افضل اند. زیرا كه خداى متعال به آنان خرد و فهم و معرفتى داده است كه غیبت امام براى آنان مانند حضور است (یعنى با اینكه در عصر غیبت بسر مى برند و امام را نمى بینند، از نظر ایمان و تقوى و پایدارى گویى در زمان ظهور بسر مى برند و امام خود را مى بینند) این مردم را خداوند مانند سربازان پیكارگر صدر اسلام قرار داده است همانان كه در ركاب پیامبر(صلى الله علیه وآله) شمشیر مى زدند و پیكار مى كردند. آنانند اخلاص پیشگان حقیقى و آنانند شیعیان واقعى و آنانند كه (در نهان و عیان) مردم را به دین خدا دعوت مى كنند».[15]

این ایمان و باور، باید در جامعه باشد و تا زمان ظهور بماند.

 

4 - انتظار سازنده، عامل مقاومت و بقاى تشیع

 

انتظار سازنده، از بزرگترین عوامل مقاومت و پایدارى است و از آن جهت كه مسلمانان و به ویژه شیعیان را در برابر ظلمها، فسادها و... ثابت و پابرجا نگه مى دارد و به آنان دل و جرأت مى دهد تا در برابر دشمنان اسلام مقاومت و ایستادگى كنند و در عقیده خود محكم و استوار و ثابت قدم بمانند سرمایه روحى بزرگى براى منتظران است.[16]

«جیمز دارمستتر» شرق شناس و زبان دان معروف فرانسوى نیز انتظار را عامل مقاومت و بقاى تشیع دانسته است:

«در حلّه كه نزدیك بغداد است همه روزه پس از نماز عصر صدنفر سوار با شمشیر برهنه مى رفتند و ار حاكم شهر اسبى با زین و برگ مى ستاندند و... فریاد مى زدند كه اى صاحب الزان! بیرون بیا».

وى مى گوید:

«قومى را كه با چنین احساسات پرورش یافته است مى توان كشتار كرد اما مطیع نمى توان ساخت».[17]

در طول تاریخ حیات پرافتخار تشیع، مهم ترین عاملى كه شیعیان را در برابر حكومت هاى جور و ستم از زوال و انقراض نگه داشته است مسأله انتظار و عقیده به ظهور حضرت مهدى(عج) بوده است. آیه الله صافى فرموده اند:

«پس از رحلت رسول خدا(صلى الله علیه وآله) و شهادت امیر المؤمنین و سید الشهداء تا امروز ریشه تمام حركات و نهضت هاى شیعه و مسلمین علیه باطل و استعمارگران، همین فلسفه اجتماعى انتظار عقیده به ادامه مبارزه حق و باطل تا پیروزى مطلق بوده است».[18]

 

5 - انتظار سازنده، آراستگى به عدالت

 

انسان منتظر باید به زیور عدالت، تقوى و پارسایى آراسته باشد. استاد حكیمى مى گوید:

«منتظران ظهور مهدى كه در انتظار حكومت عدل جهانى به سر مى برند، باید پیوسته، نمونه عدل و عدل طلبى باشند».[19]

اگر فردى با اجتناب از معاصى و رعایت تقواى الهى، بتواند ملكه ى عدالت را در خود پدید آورد و با ایجاد تعادل در میان قواى نفسانى خود، اركان حیات اخلاقى را در وجود خود نهادینه سازد، آنگاه مى تواند در عصر ظهور كه عصر استقرار عدل ناب و مطلق است خویشتن را با شرایط نوین تمدن توحیدى مهدوى هماهنگ سازد. در غیر این صورت هاضمه ى شخصیت فرد، قدرت جذب مؤلفه هاى فرهنگِ عدالت محور دولت مهدى را نخواهد داشت.

 

پي‌نوشت‌ها:

 

 

[1] - محمد باقر مجلسى، بحار الانوار، بیروت، مؤسسه الوفاء، ج 52، ص 126.

[2] - معجم احادیث الامام المهدى(عج)، تألیف و نشر مؤسسه المعارف الاسلامى، ج 1، ص 268.

[3] - لطف الله صافى گلپایگانى، منتخب الاثر، ف 2، ب 24، ح 1.

[4] - سید اسدالله هاشمى شهیدى، ظهور حضرت مهدى(عج) از دیدگاه اسلام و مذاهب جهان، مسجد مقدس جمكران، 1380، ص 204.

[5] - قصص / 4.

[6] - انبیاء / 106 - 105.

[7] - محمد باقر مجلسى، پیشین، ص 123.

[8] - دكتر محمد جواد باهنر، فرهنگ انقلاب اسلامى، دفتر نشر فرهنگ اسلامى، چاپ دهم، 1372 هـ ش، ص 346 - 349.

[9] - یوسف / 87.

[10] - فصلنامه انتظار، مركز تخصصى مهدویت، سال دوم، شماره 6، زمستان 1381، ص 96.

[11] - آل عمران / 110.

[12] - صادق احسانبخش، آثار الصادقین، انتشارات دار القلم، قم، 1366، ج 1، ص 125، ح 22.

[13] - محمد رضا حكیمى، خورشید مغرب، دفتر نشر فرهنگ اسلامى، ص 272.

[14] - محمد باقر مجلسى، پیشین، ص 124.

[15] - محمد باقر مجلسى، پیشین، ج 25، ص 122.

[16] - سید اسدالله هاشمى شهیدى، ظهور حضرت مهدى از دیدگاه اسلام و مذاهب و ملل جهان، پیشین، ص 224.

[17] - دارمستتر، مهدى ازصدر اسلام تا قرن 13 هجرى، ترجمه محسن جهان سوز، ص 39، 79.

[18] - لطف الله صافى گلپایگانى، امامت و مهدویت، دفتر انتشارات اسلامى، 1365، ج 1، ص 353.

[19] - محمد رضا حكیمى، خورشید مغرب، پیشین، ص 280.

 

منبع:تبيان زنجانhttp://www.montazer.ir

آیا دنیا در سال 2012 به پایان می رسد؟

آیا دنیا در سال 2012 به پایان می رسد؟

آیا دنیا در سال 2012 به پایان می رسد؟

 

 

بسیاری از مردم حاضرند تقریباً هر چیزی را بدهند تا از آینده آگاهی یابند. این مسأله قدمتی به درازای هبوط آدم در زمین دارد. وقتی روایات را مرور می کنید می بینیم این کنجکاوی و پرسش از آینده از زمان حضرت آدم(ع) مطرح بوده است.
اصحاب معصومین(ع) نیز از این قاعده مستثنی نبودند. بارها از معصومین(ع) در مورد زمان خروج قائم پرسیدند، اما آنان از مشخص نمودن آن نهى نمودند و زمان ظهور را همانند علم به قیامت در انحصار خدا معرّفى کردند. معصومین(ع) اغلب با آن ها در مورد ظهور و زمانی که مستضعفان و حکومت الهی بر همه چیز حاکم خواهد شد صحبت کرده اند.
شاید بهترین روایتی که مفصلاً به احوالات آخرالزمان می پردازد حدیث نبوی(ص) است که ابن عباس نقل کرده است و آن ماجرای گفتگوی سلمان(س) و پیامبر(ص) است.
گفت و گوهای اصحاب با معصومان (ع) قرن ها پیش رخ داده است. مسلماً حضرت مهدی (ع) نمی توانست در طول عمر آن اصحاب ظهور کند؛ آنها سال های زیادی را به انتظار گذراندند و همگی مردند؛ در حالی که هنوز در انتظار ظهور او بودند.
زمانی که آن ها زنده بودند، به طور جدی بارها و بارها وعده ظهور او را تبلیغ کردند و مشتاقانه آرزوی ظهور او را داشتند. یکی از روایات نقل شده به وسیله یکی از این افراد از امام جواد(ع) هشداری برای مردمان آن زمان است که در طول زمان باقی مانده و اکنون نیز خوانده می شود. ایشان فرمود: "... او زمانی قیام می‌کند که در میان مردم، یادش از بین رفته و بیشتر افرادی که قائل به امامت او هستند، مرتد می‌شوند ... غیبتش طولانی می‌شود و مخلصان، در انتظار ظهور او می‌مانند و شکاکان، او را انکار می‌کنند و منکران، یاد او را مسخره می‌کنند. هر کس که وقتی را مشخص می‌کند، دروغ می‌گوید و هر کس که عجله کند، هلاک می‌شود و هر کس تسلیم خداوند باشد، نجات می‌یابد.»(1)
ابوالجارود گوید: امام باقر (ع) به من فرمودند:
«ای ابوالجارود! چون فلک دوّار بچرخد و مردم بگویند: قائم مرده یا هلاک شده و در کدامین وادی سلوک می کند؟ و طالب بگوید:کجا قائمی وجود دارد و استخوانهای او نیز پوسیده است، در این هنگام بدو امیدوار باشید و چون دعوت او را شنیدید نزد او بروید گرچه به صورت سینه خیز و بر روی برف باشید.(2)
اما خدا هرگز خلف وعده نمی کند.(3)
وقتی که او بیاید، آن زمان پایانی برای این دنیای آلوده به گناه و پایان جهانی است که در آن انسان خطاکار در آن حکومت می کند.

پیش گویی های بشری در مورد آخرالزّمان

زمانی که اصحاب از معصومین(ع) در خصوص زمان ظهور و قیامت پرسیدند، ایشان صرفاً از نشانه های آن یاد کردند.
از روایات چنین بر می آید که وقتی از رسول اکرم(ص) و ائمه اطهار(ع) در مورد زمان خروج حضرت قائم(عج) پرسیده اند، آن بزرگواران با قاطعیت و با صراحت تمام علم به زمان ظهور را هم چون علم به قیامت، منحصر به خداوند متعال دانسته اند و از خودشان نیز نفی کرده اند.
کمیت از امام باقر(ع) در مورد همین قضیه پرسید، امام(ع) فرمودند:
«از پیامبر(ص) در همین مورد سؤال شد، ایشان فرمودند. مَثَل ظهور مهدی(عج) هم چون برپایی قیامت است کسی جز خدا از وقت آن آگاه نیست.»(4)
حتی سخنانی بدین مضمون را به عیسی (ع) در گفتگو با حواریانش نسبت می دهند.
هنگامی که شاگردان عیسی از او در خصوص زمان رسیدن آخرالزمان پرسیدند، او نیز آنها را صرفاً از نشانه های آخرالزّمان آگاه کرد و در خصوص زمان آن گفت، «هیچ‌کس آن روز و ساعت را نمی‌داند، جز پدر؛ حتی فرشتگان آسمان و پسر نیز از آن آگاه نیستند».(5)
امّا به رغم گفته های این بزرگواران انسان ها از پیش گویی های بی باکانه منصرف نشدند. در این خصوص می توان به نمونه های زیادی اشاره کرد، از جمله شاه نعمت الله ولی، نوستر آداموس، و اخیراً کتاب ریموند هاندلی به نام پایان دنیا در سال 2012 م.» اشاره و مراجعه کرد.
از آن جا که بحث در خصوص سال 2012 م. است، کتاب اخیر و پیشگویی های مشابه آن برای سال 2012 را بررسی خواهیم کرد.
این کتاب به استناد 149 پیش گویی مختلف از آخرالزمان بین 44 قبل از میلاد و 2008 م. نوشته شده است.
پیش بینی پایان جهان در سال 2008 م. متوقف نشد. در حقیقت، حرکت بهمن پیشگویی ها شتاب گرفته است. بسیاری از پیشگویی ها حتی در روز خاص تمرکز کرده اند: 21 دسامبر 2012م. این روز یکی از جذاب ترین روزهای تاریخ نامیده شده است. گرایش کسانی که به این تاریخ اشاره کرده اند، به طور گسترده ای متفاوت است. برخی از آن ها مذهبی و برخی سکولار می باشند. همگی متّفق القول می گویند:
این حوادث منجر به کشتار نهایی شده و وحشتی انسان ساخته، جهان را فرا می گیرد.
اما آیا این حوادث اتّفاق خواهد افتاد؟ اعتقاد مسلمانان به حقیقت قرآن و سنّت برای امنیت و آرامش روح و ذهنشان بسیار حیاتی است. فریب دهندگان بسیاری در جهان وجود دارند، قرآن می فرماید: «شیطان هر آینه در زمین (باطل را) در نظرشان زینت می‌دهد (آنان را خواهد فریفت) و همگی‌شان را به راه هلاکت می‌برد.(6)» به این دلیل، معصومین(ع) به ما هشدار دادند که: «آگاه و هوشیار باشید».
بسیاری از مردم تفسیر خاص خود را در مورد آینده تحمیل می کنند؛ اما تنها راهنما باید قرآن و عترت باشد. این تفاسیر در حاشیه پیشگویی های آخرالزّمانی معصومان(ع) است و ممکن است ناظر به حقیقت امر نباشد. بنابراین لازم است در خصوص تحریفاتی که مردم در پیش گویی های آخرالزمانی انجام می دهند، هشیار باشیم.
در حالی که می توان به مرور زمان یک ایده بهتر از زمان احتمالی ظهور ارایه داد و می بینیم پیشگویی هایی در اطراف ما برآورده شده اند، اما با این حال صفحات تاریخ مملوّ از تاریخ های اشتباهی است که برخی در آن، انتظار فرارسیدن آخرالزمان را داشتند.
مارک هیچکاک در کتاب «2012 کتاب مقدّس و پایانی جهان» در صفحه ی 102 می گوید:
«قدیمی ترین پیش بینی باقی مانده از پایان قریب الوقوع جهان، یک تخته گِلی آشوری است که حاکی است، زمین ما در آخرالزمان نابود خواهد شد. علایم حرکت سریع جهان به سمت نابودی عبارت است از: رواج رشوه خواری و فساد.
جالب است که برخی از مسلمانان نیز فریب این تاریخ سازی را خورده اند و اعتقاد دارند که ظهور در سال 2012م. رخ خواهد داد. اما عاقلانه است که به جای توجّه به این پیامبران خودخوانده به قرآن و عترت مراجعه کنیم. این پیامبران خودخوانده چه می کنند؟
هیچکاک در خصوص تفسیر به رأی کنندگان در خصوص 2012م. می گوید:
«تا زمانی که متون مقدس از نظریه 2012 آن ها پشتیبانی می کند آن را طرف مشورت و قابل اعتماد در نظر می گیرند؛ اما هنگامی که آن را در تضاد با باورهای شان می بینند، آن را رد می کنند و در برخی موارد حتّی به سخره می گیرند.» (ص 92).

پیش بینی 21 دسامبر 2012

چرا بسیاری، 21 دسامبر 2012م. را به عنوان روز فاجعه انتخاب کرده اند؟ به طوری که این موضوع ریشه در محاسبات تقویمهای قوم مایای باستان دارد.
مردم مایا در آمریکای مرکزی زندگی می کردند، اوج تمدن آن ها از 250 قبل از میلاد تا 900م. میلادی بود. کشیشان مایایی سیستم تقویمی مرتبط با مشاهدات نجومی را ابداع کرده بودند که برخی بر این باورند از تقویمی که امروزه استفاده می کنیم، دقیق تر است. آن ها تلسکوپ نداشتند، و با استفاده از چشم غیر مسلح به مطالعه آسمان می پرداختند.

تقویم آن ها چه بود؟

"بر اساس مطالعاتی در نجوم، یک سیستم تقویم ابداع کرده بودند که مطابق آن تاریخ جهان کنونی در تاریخ 11 آگوست 3114 پیش از میلاد شروع شده است. با استفاده از سیستم تقویم قمری، مایا زمان را در 20 واحد اندازه گیری می کرد. بیست کین (روز) یک یونال (ماه) و 18 یونال یک تون (سال) و 20 تون یک کاتون (20 سال) و 20 کاتون یک بکتون (400 سال) را تشکیل می داد.
آن ها برای مشخص کردن یک تاریخ خاص، آن را بر اساس این که چقدر از آغاز خلقت فاصله دارد، ثبت می کردند ... اهمیت تقویم مایا در این است که به نظر می رسد 13 باکتون را به عنوان زمان پایان عمر جهان حاضر پیش بینی کرده است. این تقویم به طور ناگهانی با پایان بکتون سیزدهم به پایان می رسد.
با توجه به مبدأ این تقویم (11 آگوست 3114 پیش از میلاد) و ترجمه تاریخ تقویم مایا به سیستم تقویم میلادی کنونی بکتون سیزدهم در 21 دسامبر 2012م. به پایان می رسد. (7) این تاریخ برابر با زمان انقلاب زمستانی است.
وسواس مایا در خصوص زمان را می توان در این واقعیت دریافت که آن ها 20 تقویم مختلف را ابداع کرده اند. مایا متّکی به سه سیستم متفاوت تاریخ نگاری که عبارتند از سیستم شمارش بلند یا شمارش طویل (Long Count)، تزولکین (Tezolkin) و هاب (Haab) یا تقویم مردمی بوده است که بیشتر شبیه به تاریخ 2012م. می باشد ... سومین سیستم شمارش مایا، سیستم شمارش طویل است. این سیستم مخصوص ثبت چرخه های زمانی جهان است که مرتب تکرار می شوند.
این تقویم به پنج واحد تقسیم می شود که قبل و بعد از تاریخ پیدایش اسطوره ای مایا را شامل می شود و به اعتقاد آن ها از 11 آگوست 3114 سال قبل از میلاد می باشد ... سال 2012م. سالی است که چرخه بزرگ پنجم قرار است به پایان برسد. کل یک دوره تقویم طولانی مایاها 5125 سال است و مایاها هر دوره ی این تقویم را یک عمر جهان نامیده اند و کل جهان را در قالب 5 دوره تقسیم کرده اند. خاستگاه اعتقاد به پایان دنیا در سال 2012م. همین است.(8)

این باورها منشأ خدایی ندارند

مایاها مفاهیم مذهبی و کیهان شناختی مربوط به تقویم خود را از کجا دریافته اند؟ در این آیین چنین مفاهیمی مطمئناً از جانب خدا نیامده است؛ زیرا، مایاها قربانی کردن انسان را به عنوان بخشی از مراسم مذهبی خود انجام می دهند. اغلب از کودکان برای این آیین استفاده می کردند که در آن کشیش مایا قفسه سینه کودکی را که هنوز زنده بود شکافته قلب او را به عنوان قربانی به خدایان در می آورد. در واقع، در جشن آغاز یک سال جدید، مایا قلب قربانی را پاره پاره می کرد.
هیچکاک می نویسد:
بخش عمده ای از عبادت وحشیانه مایاها، از جمله قربانی زمانی قابل توجیه است که بدانیم که این کار به واسطه قدرت واقعی خدایان سنگی آن ها انجام می یافته است.

مایاهای مدرن به چه چیزی اعتقاد دارند؟

در حالی که بسیاری از غربیها در 21 دسامبر ، 2012 به عنوان تاریخ این فاجعه بی نظیر توقف کرده اند، مایاهای مدرن به طور کلی بدین صورت به موضوع نگاه نمی کنند. دون آلخاندرو، یکی از رهبران کنونی مایا، نظر خود را در خصوص معنا و مفهوم این زمان ارایه داده است. او در جملاتی زمان تغییر مثبت را معرفی می کند:
با توجّه به سیستم شمارش بلند یا شمارش طویل تقویم مایا، ما در انتهای بکتون هستیم و ... در نتیجه در حال نزدیک شدن به سال صفر ... جهان تغییر یافته است و ما وارد دوران تفاهم و همزیستی هماهنگ شده ایم که در آن عدالت اجتماعی و برابری برای همه وجود دارد.
این یک شیوه جدید زندگی است. با یک نظم نوین اجتماعی زمانی برای آزادی رسیده است که در آن ما می توانیم بدون محدودیت و بدون مرز، مانند ابرها حرکت کنیم. ما مانند پرندگان، بدون نیاز به گذرنامه سفر خواهیم کرد. مانند رودخانه ها، که همه به یک مقصد در حال حرکت هستند ...»(9)
یکی دیگر از رهبران، بنیتو رامیرز مندوتا، این دیدگاه را ارائه می دهد:
همانطور که بزرگان گفته اند، همه چیز به سمت تغییر می رود. جهان در آن تاریخ به یاد ماندنی تغییر خواهد کرد. فرزندان ما جهان بینی متفاوت خواهند داشت، زمان تمام خواهد شد و موجودات دیگری ساکن زمین خواهند شد ...
صلح جهانی و هماهنگی در سال 2012 به صورت توأمان نخواهد آمد؛ اما سرانجام خواهد آمد و خواهیم دید. هر دو این "پیشگویی ها شامل برخی از عناصر حقیقت است؛ اما شایان ذکر است که این مایاها دیدگاه های فاجعه باری را که بسیاری از مردم درباره سال 2012 دارند، ندارند.
هاندلی با اشاره به افسانه مایایی می گوید:
به نظر می رسد که اگر 21 دسامبر 2012م. پیش گویی تکان دهنده ی مایا برای پایان جهان بود، آن را به عنوان بخش مهمی از میراث فرهنگی و مذهبی آن تمدن، حتی برای امروز حفظ می کردند؛ اما ظاهراً این مورد محلی از اعراب ندارد. بسیاری از مایاهای مدرن چنین تفسیری از سیستم تقویم و اعتقاد خود را قبول نمی کنند، اما از غربی ها، به دلیل این که به سبب دیدگاه ها و مقاصد خود تفسیر خود را بر آن ها تحمیل می کنند، شکایت دارند.
به این ترتیب می بینیم که این ایده که تقویم مایاها پایان جهان را در سال 2012م. پیش بینی کرده، به سادگی فاقد اعتبار است. این مطالب معنایی ندارند و تنها به این دلیل است که دنیای ما چنان شکل غمگنانه ای دارد که ناچار برخی به چنین چیزهایی توجه کرده اند.

پیش بینی های دیگر

پیش گویان پرمدّعا، داستان های ترسناک دیگری از فجایعی که بنا بر ادّعای آن ها در سال 2012م. رخ خواهد داد، بافته اند.
خشکسالی در سراسر جهان، سیل، طوفان، سونامی، زلزله، و فوران های آتشفشانی ناشی از طوفان های خورشیدی، ترک های تشکیل شده در میدان مغناطیسی زمین، و انقراض توده ای در زمستان هسته ای، قحطی، بیماری های انسانی، جنگ، تحولات ناگهانی و عمده اقتصادی، فوران های عظیم خورشیدی، واژگونی قطبی ... این همه پیش بینی شده است که در سال 2012 رخ می دهد." (10)
بله، برخی از این چیزها در حال حاضر در نقاط مختلف زمین رخ می دهند. و در روایات آخرالزمان اسلام و آن چه که به مسیح در کتاب مقدس نسبت داده شده است، پیش بینی می کنند که برخی از این فجایع قبل از ظهور پایان روزگار، در محدوده جهانی رخ خواهد داد! اما آیا سال 2012م. برای فرا رسیدن این حوادث وحشتناک کمی زود نیست؟
بله، برخی از این تهدیدات بسیار واقعی هستند. یکی از سناریوها که به نظر می رسد به احتمال زیاد اتفاق می افتد فوران یک سوپرآتشفشان است. «انجمن زمین شناسی لندن» اعلام کرده است که فوران یک سوپو آتش فشان دیر یا زود این سیّاره را لرزانده و تمدن بشری را تهدید می کند.
دهانه غول پیکر «پارک ملی یلوستون» از این لحاظ قابل شناسایی است. فوران 5 ریشتری «کوه سنت هلن» در سال 1980م. لبه آتشفشان را منفجر کرد، جنگل های اطراف را به وسعت چند مایل نابود کرد، 3 میلیارد دلار خسارت به بار آورد، و 57 نفر را کشت. سازمان زمین شناسی ایالات متحده آن را به عنوان بدترین فاجعه آتشفشانی ثبت شده در تاریخ ایالات متحده توصیف کرد. فوران فوق العاده در یلوستون هزار بار قوی تر خواهد بود.
اما یلوستون تنها دهانه ماگمایی در ایالات متحده نمی باشد. حداقل یک مورد دیگر در «لانگ ولی» در «کالیفرنیا» در نزدیکی پارک ملی یوسمیت و پیست اسکی دریاچه ماموت وجود دارد. دیگر موارد ممکن در «ژاپن»، «نیوزیلند»، «آند»، و «اندونزی» قرار دارد. از میان این دهانه ها یلوستون اغلب مورد مطالعه قرار گرفته است ... قابل ذکر است که این منطقه به طور مداوم تحت فعالیتهای لرزه ای قرار دارد، و قطعاً در برخی نقاط فوران خواهد کرد.
دامنه چنین فاجعه ای فراتر از تصور است. آیا در سال 2012م. اتفاق می افتد؟ ما نمی دانیم. هیچ چیزی به احتمال اتفاق افتادن آن در سال 2012م. اشاره نمی کند. این اتفاق می تواند در سال جاری و یا در سال 2013م. یا سال های پس از آن رخ دهد یا ممکن است هرگز رخ ندهد.
با این حال با مراجعه به روایت های آخرالزّمانی اسلام و متون مقدس مسیحیت می بینیم صاعقه، قحطی، ویرانی، آتش سوزی، طوفان، خرابی، حوادثی در خورشید و ماه و ستارگان، زلزله، قذف و فوران های آتشفشانی، قبل از ظهور وجود خواهد داشت.
امام‌ جواد (ع‌) فرمودند:
«قائم‌ (ع‌) قیام‌ نخواهد کرد؛ مگر به‌ دنبال‌ خوف‌ و هراس‌ جدّی‌، زلزله‌ها، فتنه‌ها، بلایا و طاعونی‌ که‌ (مردم‌) بدان‌ مبتلا شده‌ باشند و شمشیر برّان‌ (جنگ‌ نمایان‌) میان‌ اعراب‌ و اختلاف‌ زیاد مردم‌ و تفرقه‌ مذهبی‌ آنها و تعدّد ادیان‌ و مذاهب‌ و تغییر و تحوّل‌ آنها و...» (11)
حضرت علی (ع) فرمودند : « مهدی قیام نخواهد کرد تا اینکه یک سوم مردم کشته شوند، یک سوم بمیرند و یک سوم باقی بمانند.»(12)
«کوه ها از هیبت حضور خداوند تمام جهان، مانند موم ذوب می شوند».(13)
«ای خداوند، آسمان را بشکاف و فرود بیا! کوه ها را لمس کن تا از آن ها دود برخیزد.»(14)

سیاره X

یکی دیگر از بلایای طبیعی پیشگویی شده آخرالزمانی سناریوی برخورد یا نزدیک شدن یک سیاره دیگر با زمین است. گوی اسرار آمیزی که ظاهراً ما را تهدید می کند به نام "سیاره X" و یا "سیاره نیبیرو" معروف است و برخی انتظار دارند که در 12 دسامبر 2012م. به زمین برسد.
اما شواهد این اتفاق چیست؟ هیچ شواهد علمی برای کمک به این ایده وجود ندارد. تمام ماجرا به زنی به نام نانسی و موجوداتی ماورایی به نام «زتا» بر می گردد.
زتا و نانسی لیدر چه کسانی هستند؟ داستان از این قرار است:
نانسی تنها نه ساله بود که آن اتفاق رخ داد. چیزی شبیه به نور درخشان از آسمان آمد و در زمینی نزدیک خانه اش سقوط کرد. پدر و مادر او برای خرید بیرون رفته بودند، بنابراین نانسی به تنهایی به تحقیق در مورد این رویداد عجیب و غریب پرداخت: زمانی که او در نزدیکی محل سقوط رسید کرد، از آنچه به نظر می رسد یک سفینه فضایی معلق در هوا بالاتر از سطح زمین بود، وحشت زده شد. هنگامی که درب سفینه باز شد، نانسی غش کرد.
وقتی به هوش آمد، در داخل سفینه بود، و موجودات عجیب و غریب معلق در هوا در اطراف او حرکت می کردند. همانطور که سعی کرد صحبت کند، یکی از زتاها به او گفت تا بی حرکت دراز بماند. یک بازوی مکانیکی بزرگ با یک وسیله کوچک در انتهای آن شروع به حرکت کرد و به سر او نزدیک و نزدیک تر شد، دستگاه پوست سر او را لمس کرد، و او را در بیهوشی فرو برد.
وقتی بیدار شد، داخل خانه اش بود. یکی از آن موجودات ماورایی او را به آرامی در بستر خود قرار داد و سپس با او سخن گفت:نانسی، نترس. شما از میان همه مردم سیاره زمین انتخاب شده اید تا صدای ما در زمین باشید. ما در مورد آنچه که در سیاره شما اتفاق می افتد بسیار نگران هستیم. این دستگاه که در سر تو قرار داده ایم ما را قادر به برقراری ارتباط و ارسال پیام به ساکنان جهان خواهد کرد.
یا این داستان ساختگی است یا وی با اجنّه برخورد داشته است.
گاورت شیلینگ نویسنده ی بین المللی و نامدار در عرصه نجوم است. او و دانشمندان برجسته دیگری طرح سیاره ایکس / نیبیرو را افشا و خنثی سازی کرده اند. شیلینگ در کتاب «شکار سیّاره ایکس» ص 115 این توضیحات قانع کننده را در مورد سیّاره ایکس ارائه می دهد:
این بدان معنی است که مطالب زیادی برای افشاگران، باستان شناسان و ستاره شناسانی که نگاهی عمیق و تردید آمیز به موج چرند و پرندها در مورد نیبیرو دارند و با دقت علمی اشتباهات موجود در این افسانه کیهانی را تبیین می کنند، وجود دارد. آن ها حجم کار خود را در چند سال آینده کاهش خواهند داد.
و در تاریخ 22 دسامبر 2012م. یک شبه داستان جعلی برای توجیه ناکامی خود ترتیب خواهند داد و بازی دوباره و دوباره شروع خواهد شد. از آنجا که مهم نیست که چه تعداد اجرام آسمانی جدید در منظومه شمسی یافت شده است، همیشه نیاز به یک سیّاره مرموز X وجود دارد.

چه چیز را باید انتظار داشت؟

بله، 21دسامبر ، 2012م. خواهد آمد و خواهد رفت، 22 دسامبر خواهد رسید و زمین ادامه حیات خواهد داد و نظریه های جدیدی در مورد تاریخ دقیق پایان جهان داده خواهد شد.
متأسفانه، بسیاری این غیر واقع ها و دیگر پیش بینی های شکست خورده را به عنوان بهانه ای برای ردّ پیش بینی های روایات آخرالزمانی ما استفاده می کنند. بدون شک حتی شاهد افزایش تمسخرکنندگان ظهور خواهیم بود، همان گونه که قبلا ذکر شد؛ اما مطمئناً پیشگویی های واقعی روایات آخرالزمانی ما مانند پیش بینی های نادرست و مخدر 2012م. نیست. آنچه خداوند وعده داده قطعاً خواهد آمد. فقط نمی دانیم دقیقاً چه زمانی؟ پس چه باید کرد؟
هنگامى که دعبل خزاعى اشعار معروف خود را در حضور امام رضا (علیه السلام) خواند امام در ضمن سخنان خویش به وی فرمود: «مَثَل او مَثَل روز قیامت است، که وقت قیامت را جز خدا آشکار نکند، قیامت از جهت سختى ها در آسمان ها و زمین گران است و آن به شما نیاید مگر ناگهانى».(15)
بنابراین در تمام زمان غیبت و در هر حالی که احتمال ظهور می رود، واجب است انسان آماده یاری رسانی باشد و به امام توجه داشته منتظر ظهور او باشد.
گفتار منسوب به عیسی مسیح نیز در این خصوص کاملاً واضح و آشکار است:
«پس شما نیز آماده باشید، زیرا پسر ‌انسان در ساعتی خواهد آمد که انتظارش را ندارید. »(16)

پی‌نوشت‌ها:

1. بحارالانوار، ج 51، ص 158، کمال الدین و تمام النعمه، صفحه 378.
2. کمال الدین و تمام النعمه، ج 1، ص 596، حدیث 5.
3. سوره ابراهیم، آیه 47.
4. بحار الانوار، ج 51، ص 154.
5. متی 24:36.
6. سوره ی حجر: آیه 39.
7. هاندلی، صص 7-8.
8. هیچکاک، ص 32-33.
9. به نقل از جان میجر جنکینز، داستان 2012، 2009، ص 369.
10. جان کیلز، آخرالزمان 2012، 2010، ص1.
11. الساده، مجتبی، شش ماه پایان، ص288.
12. صدر، سید صدرالدین، المهدی(ع)، ص 198، سلیمان، کامل، یوم الخلاص، ص 564.
13.مرموز،97:5.
14.همان144:5.
15. عیون أخبار الرّضا علیه السلام: ج1 ، ص 297، ح 35، بحار الأنوار:ج 49 ، ص237، ح 6.
16. متی، 24:44.

منبع: نشریه موعود شماره 137 و 138.صفرحبیبی راسخون