شیخ حیدریاسیدحیدر

تاریخ سرگذشت انسانهای متمدن هست که تمدن ازادی وانسانی رارواج داده اند وانرابرای ایندگان سرمشق زندگی قرارداده اند ازجمله دورانی که تاریخ ازان بعنوان فرهنگ غنی تمدن اسلامی وانموده حکومت صفویست قبل ازوارد بحث ان چه حائز اهمیت هست  وبعث تحقیق درماشده ریشه تفکرحاکم دردوران صفویست که چه علتی باعث تشکیل حکومت صفوی وانگیزه حکومت داری درحاکمان صفوی شده باتوجه به مطالعات تاریخی ان چه به دست میاید حکومت متشکل  شده وتاثیرگرفته ازحکومت حاکمان قبل وزمینه تفکروپیدایش رونده مقبولیت حاکم برحکومت وقت است  که تاریخ به وفور بیان میکند تشکیل حکومت صفوی  نشات گرفته ازافکارهای مبتنی ازمکتب تصوف  میباشد وباتوجه به اینکه مردم ازحکومت ظلم وجوروستم حاکمان خسته بودند زمینه خوبی برای رشد حکومت عادلانه بود که بابه کارامدن شیخ صفی الدین اردبیلی زمینه حکومت صفوی زده شد که تشکیل خانقاه هاومریدان شیخ صفی زمیینه تشکیل حکومت صفوی رابین میکند البته سلوک صوفیان دخالت محض درحکومت نبود بااین که کم وکاست حکومت ازانگیزه وراهنماییهای انان استفاده میکرد ولی هیچ گونه زمینه تشکیل حکومت واحدی رابه تصویرنمیکشاند که نگرش ومردمی بودن  شیخ صفی زمینه حکومت صوفیانه صفوی رابه مصداق نشاند خاندان صفوی باتوجه به قرائن تاریخی ایرانی نبوده اند شاید مهاجرین بلخ وجبل العامل باشند دکترکامل مصطفی الشیبی درکتاب تشیع وتصوف درباره انگیزه های خاندان صفوی میگوید(مینویسد)هنگامی که درقرن هشتم دراثررقابت مغولان بادولت ممالیک که خوراوارث خلافت عباسی قلمدادمیکردند طالع علویان بلندی گرفت صفی الدین درصددبرامدکه اقتدارخودراباانتساب به علویان تکمیل کند وادعای سیادت کرد دلیل سستی این دعوی ان که به نقل مولف صفوه الصفاص110حتی همسرصفی الدین ازاین موضوع بی اطلاع بوده واگربه راستی شیخ صفی سیدمیبود حتمااستاد ومرشدش(شیخ زاهدگیلانی)به نسب وی اشاره میکرد مانند مورد محمدنوربخش ولی نکرد شگفت اینکه باوجود صراحت اتصال شجره صفویان که درکتابهاامده است به امام حسین (ع)به نقل ازصدرالدین پسرووارث شیخ صفی اورده اند که اوخودنمیدانست که سیدحسنی است یاحسینی وهمین درصحت اصل شجره نسبازفیروزتاامام موسی کاظم (ع)ایجاد تردید میکند البته دعوی علویگری درقرن هشتم غریب نیست میدانیم که اولاد عبدالقادرگیلانی نیز همین کارراکردند حقیقت هرچه باشد قدرمسلم این که شیخ صفی یک صوفی ترک زبان بود(این شایددلیل برزاده گاه ایشان به اذربایجان یابلخ رابرساند فتامل) که یک بیت ازایشان که رضاقلیخان هدایت نقل کرده شاهدبرگفتارماست ولازم بذکراست جریانهای سیاسی حاکم خاندان صفوی راانتساب به سادات میکرد پس بااین حساب شیخ حیدرکه بادوسه واسطه ازنوادگان شیخ صفی میباشد شیخ بودن ویاسید بودن ان واضح میباشد پس حق باشما ؟فتامل چه طورعده ای به صراحت به سادات بودن شیخ  حیدرمینمایند ایااطلاع کافی ازمنابع تاریخی ندارند اصلامذهب انان نیزشیعه نبوده (نیست)چه برسد به سیادت بودن انان حکم کنیم (لازم بذکراست عده ای بران قائلند که سنی ۱۲امامی بودند وباتوجه به موقعیت جامعه ان وقت اظهارنمیکردند ویااگرهم کرده بودند به هرحال ریشه انان بابیست واسطه به امام موسی کاظم میرسد  صفي الدين ابي الفتح اسحق ابن الشيخ امين الدين جبرئيل ابن الصالح بن قطب الدين احمد ابن صلاح الدين رشيد بن محمد الحافظ كلام الله[2] بن عوض بن فيروز شاه زرين كلاه بن محمد بن شرفشاه بن محمد بن حسن بن محمد بن ابراهيم بن محمد بن اسماعيل بن محمد بن احمد الاعرابي بن ابومحمد القاسم بن ابي القاسم حمزه بن الامام الهمام ...[3]

ولي اين دعویها بيكبار دروغ و بيپاست و اين تبار جز ساخته نمی‌باشد. آنچه ما دانسته‌ایم بايد اين شجره را به سه بخش گردانيد :

1-    از شيخ صفي تا فيروز شاه زرين كلاه. در اين بخش سخني نيست و به آساني توان پذيرفت كه فيروز شاه پدر هفتم شيخ صفي می‌بوده.

2-    از اسماعيل بن محمد تا موسي الكاظم. در اين بخش اندك غلطي هست. زيرا چنانكه از كتاب عمده الطالب بر می‌آید «اسماعيل بن احمد بن محمد بن قاسم بن حمزه» راست است و «الاعرابي» لقب قاسم می‌بوده – هر چه هست در اين بخش نيز ما را سخني نيست.

3-    آنچه در ميان اين دو بخش است و هفت نام را – از محمد بن شرفشاه تا محمد بن اسماعيل – در بر می‌دارد ، اين بخش ناروشن است و ما هيچ نمی‌دانیم آيا كساني با اين نامها می‌بوده‌اند و يا خود نامهای ساخته می‌باشد ، و از جستجو چيزي به دست نيامده. آنچه گمان می‌بریم، از پدران شيخ صفي بيش از هفت تن شناخته نمی‌بوده (تا فيروز شاه)، در كتاب ابن بزاز هم بيش از هفت تن ياد نشده بوده. به هر حال اين بيگمان است كه ميانه‌ي پدران شيخ صفي و پسران موسي الكاظم پيوستگي نمی‌بوده. زيرا چنانكه خواهيم ديد شيخ تَبار سيدي نمی‌داشته و اين شجره را پس از مرگ شيخ و پس از آنكه جانشينان او به دعوي سيدي برخاسته بودند ، ساخته به كتاب ابن بزاز افزوده‌اند.

سه حكايت از «صفوه الصفا»: اينكه می‌گوییم شيخ صفي سيد نمی‌بوده از روي دلیلهایی است كه از جمله آنها سه حكايتي است در كتاب ابن بزاز (در پي همان «شجره نسب») می‌باشد. همان كتابي كه داستان سيدي نخست بار در آن نوشته شده و تاريخ نويسان همگي از روي آن برداشته‌اند ، ما در آن دلیلهایی به راست نبودن سيادت می‌یابیم. نخست بار كه مارابران داشت تابرعدم سیادت بودن خاندان صفوی قلم برداریم چندین حکایت هست که یک نمونه انرابر ای خوانندگان  ذکرمینماییم 

در برخي نسخه‌ها ، حقیقت ان است که شیخ حیدرفردصوفی بود که افکارمتشرعه وشیعه

سلطان المشايخ في العالمين ، شيخ صدرالدين ، ادام الله بركه ، فرمود كه شيخ ، قُدس سِره ، فرمود كه در نسب ما سيادت هست. ليكن سئوال نكردم كه علوي يا شريف و همچنان مشتبه ماند. شعر :

                                    فَهم مِن بَينَ اصنافِ الانام                                                    كِرام مِن كِرامٍ مِن كرامٍ

خوانندگان در اين حكايت نيك نگرند : شيخ صدرالدين از پدر خود شنيده كه فرمود : «در نسب ما سيادت هست» ، و می‌گوید : «سئوال نكردم كه علوي يا شريف و همچنان مشتبه ماند.» «شريف» كسي را گفتندي كه از سوي مادر سيد باشد. در آذربايجان اكنون هم كلمه را به همان معني به كار می‌برند. صدرالدين می‌گوید : «نپرسيدم كه آيا از سوي پدر سيديم يا از سوي مادر و همچنان نادانسته ماند.»

از اين حكايت آشكار است كه شيخ صفي و پسرش ، صدرالدين ، در زمان خود سيد نمی‌بوده‌اند، وگرنه اين حكايت چه معني داشتي؟! آنگاه اين حكايت با آن «شجره نسب» چگونه می‌سازد؟... آيا نبايد باور داشت كه آن تبارنامه را سپس ساخته و به كتاب ابن بزاز افزوده‌اند؟!...

 بودن رابرای اولین بارازمیان خاندان صفوی به تجلی اعلی نشاند 0کشاند)بایداشاره کردکه شیخ حیدردرموضوع کلاه12ترک به نشانه تشیع اشکارمدعی بود که شخص علی بن ابی طالب (ع)به خواب وی امده وان شعارراتصویب وامربه ترویج ان فرموده البته قابل تامل است (درصورت قبول نشان ازشیعه بودن وی نیز میتوان اشاره کرداگرجنبه صوری وسیاسی نداشته باشد)درواقع جنید پدرشیخ حیدرظاهرابااستفاده ازنفوذ معنوی دردل پیروانش وبه منظور تحقق اهداف سیاسی خود تحت تناثیرمشعشعیان شروع به تشکیل یک فرقه شیعه غالی کرده بود که ان افکار هرچند سیاسی وبه ظاهر معنوی باعث تاثیر درشیخ حیدر میشود وانگیزه واهداف شیخ باعث به وجود امدن حکومت شیعی صفوی توسط فرزندش شاه اسماعیل میشود که این نشان میدهدکه تاریخ باالهام پذیری ازیکدیگر به نموواکمال دست میابد البته تاثیرعلمانیز دربه وجود امدن حکومت شیعی صفوی کم نیست شاید اصلی ترین وعمده ترین مسائل که افکاراست علما باعث تفکرشیعی درشاه ویاخاندان صفوی شده والاانان به دنبال تحول وتکمیل افکار صوفی وخانقاهی اجدادشان بودند که مناظرات ومکاتبات علما باعث عدم تشکیل حکومت برمبنای تصوف شد نکته ای که لازم است یاداوربشیم افکار باعث بعث حکومت حاکم برمبنای عدالت میشود درست است  افکار خاندان صفوی برمبنای تصوف بود ولو اینکه برقالب متشرعه اسلامی نبود چون  انگیزه الهی بران چیره بود باعث تشکیل حکومت علوی  شد والا افکارظالمانه هرگزتبدیل به حکومت علوی نمیشود(نمیشد) وان باعث رسیدن اوج اسلام درعالم امکان نمیشود(نمیشد) ویکی ازانگیزه های برترحکومت صفوی  که دراوج شکوفایی علمی وفرهنگی بود پایبند بودن به مکتب بود نه مدرنیته ظاهرموفقیت امیز که ازغرب وارد عرصه اسلامی میشد وان باعث پیشرفت حکومت وقت بود که حتی غرب غبطه ان رامیخورد که درتاریخ به ان اشاره نموده ودراخرلازم بذکراست به این نکات اشاره کنیم که دربعضی ازکتابهای تاریخی براساس جنگ شیخ حیدر بافرخ یسار درشمال طبرستان ونزدیک دربند به وقوع پیوسته به کشته شدن شیخ حیدر اشاره کرد ومرقدانرادران قسمت ذکرنموده ولی شواهد تاریخی برخلاف انرابیان میکند که بحث ان مفصل ونیاز به توضیح بیشتر رامیطلبد که این کار باعث اهمیت دادن اهالی به گنجینه علمی ومعنوی شیخ حیدررامیطلبد که بیگانگان بانام خودشان ثبت نکنند

سخنرانی رئيس جمهوری در مشکين شهر

سخنرانی رئيس جمهوری در مشکين شهر

بسم الله الرحمن الرحيم

واقعا از صميم قلب آرزو مى کردم ، حالا که نمى توانم شما را از تابش گرماي آفتاب نجات بدهم ، کاش من هم زير سايه نبودم و لااقل در برخورداري از گرماي آفتاب با شماشريک مى بودم . معذرت مى خواهم که در اين هواي گرم و در اين ازدحام مزاحم شماشدم ، ولى صميمانه سپاس گزارم که شما زنان و مردان مشکين شهري اين افتخار را به من داديد که در حضور شما عرض ادب و احترام کنم .اولا، در آستانه هفتم تير، حادثه سهمگينى که آدم کشان تروريست در ايران به وجودآوردند و بهترين چهره ها و سرمايه هاي ما را در يک آن به شهادت رساندند; از جمله آيت الله شهيد مظلوم ، بهشتى عزيز و هفتادويک تن ازنمايندگان مجلس ، وزرا، مديران ارشد، نمايندگان مجلس و اعضاي قوه قضاييه به شهادت رسيدند. درست در زمانى که ما،درگير يک جنگ گسترده بوديم ، از دو سو، از بيرون و درون انقلاب نوپاي ما مورد تهاجم قرارگرفت ، اما لطف خداوند، دريا دلى امام ، استواري و صبوري اين مردم سبب شد که اين فاجعه بزرگ را نه تنها پشت سر بگذارد، بلکه ملت ما آن را سرمايه ايمان واستواري خود در مسير اهداف انقلاب و استقرار مردم سالاري دينى بکند. ياد شهيدان هفتم تير را گرامى مى داريم .اما مشکين شهر، مشکين شهر قهرمان . مشکين شهر نه تنهايک شهر درجغرافياي ايران که يک برگ زرين در تاريخ پرافتخار ملت ايران است .القابى چون مشکينى ، وراوينى و خيابى در کنار نام هاي برجستگان علم و دين و هنروادب اين سرزمين ، نشانگر اين است که اين نقطه زرخيز و علم و انديشه خيزو دين پرور،پرورشگاه انسان هاي بزرگى بوده است که در تاريخ پرافتخار اسلام و ايران نقش ممتازداشته اند. تا دوره اتابکان آذربايجان ، نام اين سرزمين علم پرور و هنرخيز، اورامى ،بعد وراوي و خياب بوده است و بعدها به تناسب نام حاکم اتابکى اين شهر، يعنى محمدبن پشکين به تومان پشکين تبديل شده است و بالاخره مشکين شهر، شهر مردان وزنان قهرمان اين مرزوبوم است .

مى توان ادعا کرد که در استان اردبيل کم تر منطقه اي به لحاظتاريخى و عظمت فرهنگى به پاي شهر خياب و مشکين شهر مى رسد. شاهدمدعاسيصدوپنجاه اثر مهم تاريخى و ميراث فرهنگى در اين شهرستان است که شناسنامه قدمت و سابقه درخشان اين شهر و مردم شريف مشکين شهراست . وجود قهرمانان،


دانشمندان و انديشمندان بزرگ ديروز و امروزمشکين شهر گواه دين داري وفرهنگ آفرينى و دانش پروري اين منطقه بزرگ است . از سعدالدين وراوينى ، شاعر واديب و دانشمند قرن ششم تا مولا امام درزي ، از مجاهدان نامدار مشروطيت ; يعنى مشکين شهر هم در دين و علم وادب و هنر، هم در مبارزه و سياست و دفاع از استقلال وآزادي اين ملت همواره چهره هاي درخشانى تقديم تاريخ ما کرده است و امروز هم کم نيستند،بزرگان و دانشمندان و شخصيت هاي برجسته در حوزه هاي علميه ، دانشگاه هاودر عرصه مديريت و سياست و فرهنگ جامعه ما که فرزندان رشيدمشکين شهر قهرمان اند،از جمله با احترام از حضرت آيت الله مشکينى ، اين انسان وارسته خدمتگزار به مردم وانقلاب قبل و پس از انقلاب ، رياست محترم مجلس خبرگان رهبري ، ياد بکنم . مردم مشکين شهر در سال 1321 به نمايندگى از ملت بزرگ ايران در برابر قواي بيگانه ووابستگان آن دفاع جانانه اي کردند و گفتند که ايران متعلق به ايرانى ست و هيچ بيگانه اي حق دخالت و نفوذ در سرزمين هميشه جاويد ايران را ندارد و اين ايرانى ست که بادست خود و با همت خود و با تکيه بر دين و فرهنگ خويش ، سرنوشت خويش رامى سازد. هم با استبداد مى ستيزد و هم با استعمار و مشکين شهريان پيشتاز مقابله بابيگانگان و وابستگان آنان بوده اند.در جريان انقلاب و جنگ تحميلى نيز مشکين شهر جايگاه والايى داشته است .

شاهد مدعاچهارصدونود شهيد و جاويدالاثر بزرگوار و گلگون کفن ،يک هزارودويست و نودوپنج جانبازسرفراز که در حضور بعضى از اين عزيزان پرافتخار هستيم و نودوشش آزاده عزيزسرمايه بزرگى ست که مردم بزرگ مشکين شهر براي انقلاب و دين و اسلام و ايران پرداختند.مشکين شهر سرشار از استعدادهاي فراوان انسانى و طبيعى ست و بعدازانقلاب پيشرفت هاي مهمى نيز داشته است ، ولى اين پيشرفت ها هرگز به تناسب و ظرفيت استعدادهاي منطقه و شايستگى هاي مردم اين منطقه نبوده است . منطقه اي که مهد علم ودانش بوده است ، از لحاظ دانشگاهى هنوز درمرحله کاملا مطلوبى نيست .

درست است که واحد پيام نور و دانشگاه آزاد دراين جا هست و به لطف خداوند اولين آموزشکده آب درمانى وابسته به دانشگاه علوم پزشکى مرکز اردبيل ان شاالله در اين جا تاسيس خواهدشد،ولى اين ظرفيت کجا و ظرفيت گسترده علمى و فرهنگى مشکين شهر کجا؟الان من نمى خواهم اقداماتى که در اين مدت شده است ، در اين جا بيان بکنم ، ولى بگويم که آن چه شده است ، هنوز براي اين شهرستان کافى نيست ودولت موظف است ومفتخر است که نسبت به رفع مشکلات اساسى مشکين شهر اقدام کند و به لطف خداوندخواهد کرد. خوشبختانه مشکين شهرو خلخال روي منطقه عظيم ذخاير مس گسترده ازشمال تا شرق و غرب ايران که عمده آن ، در آذربايجان شرقى و از جمله دو نقطه حساس آن ، درمشکين شهر و خلخال است ، قرار گرفته است . اگر ما با توجه به اهميتى که مس دارد و ان شاالله براي بهره برداري و فرآوري اين محصول ارزنده و اين محصول کانى بزرگ کشور با توجه به ذخاير تلاش بکنيم ، هم در اقتصادکشور، هم در اقتصاد استان ومنطقه مى توانيم تاثير داشته باشيم . خداي راسپاس گزارم که مجوز اصولى مجتمع مس صادر شد و در دوسال پيش درجلسه اي که استاندار محترم در هيات دولت داشتند، يک ميليون دلار ارزشناور فقط براي کمک به اين مجتمع تخصيص داده شد و در دست اقدام است و به استاندار محترم و مسوولان ذي ربط توصيه مى کنم که پى گيري کنند. اگرما هم بايد در تهران کاري انجام دهيم ، انجام دهيم که ان شاالله هرچه زودتراين مجتمع راه اندازي شود و شروع به کار کند و از مشکين شهريان عزيز که چهارهزار نفر از آنان سهام را خريدند تشکر مى کنم و بايد با کمک اين مردم اين تحول عظيم صنعتى ومعدنى در اين نقطه حساس ميهن مان تحقق پيدا بکند.مشکين شهر به لحاظ کشاورزي هم سرشار از استعدادهاي فراوان است وبدون ترديد اين شهرستان يکى از قطب هاي اصلى کشاورزي ست و نيز مزيت نسبى ديگر آن صنايع دستى شهرستان ، هنرمندي و سابقه و تجربه زنان ومردان در آفرينش آثار ارزنده صنعتى ست که ان شاالله با سرمايه گذاري واهتمام به آن در اين زمينه هم به لحاظ اشتغال و هم به لحاظ رونق اقتصادي مى توان کار کرد.وجود شهرک صنعتى که تازه در حدود 27 هکتار آغاز شده است و لزوم تقويت آن واحداث و گسترش صنايع يکى از مهم ترين مسايلى ست که مى تواند در توسعه شهرستان موثر باشد. خوشبختانه دولت هم اعتبارمناسبى براي ايجاد و توسعه و گسترش اين شهرک صنعتى تخصيص داده است .

سابقه ممتاز تاريخى و وجود آب هاي معدنى ، وجود سبلان سرفراز ومناظر زيباي طبيعى شهرستان مشکين شهر را يکى از نقاط مستعد گسترش صنعت گردشگري در استان وايران کرده است که باز هم زمينه توسعه در اين بخش فراوان است .باغ هاي ميوه هاي لذيذ و پربار شهرستان مشکين شهر، اين شهر را به يکى از مراکزتوليدکننده خوب محصولات باغى درآورده است . ما، در دولت گزارشى داشتيم از وزارت جهادکشاورزي يا کشاورزي سابق که مى گفت انگورمشکين شهر به لحاظ کيفيت ، طعم وساير مشخصات بهترين انگور ايران است ، گرچه در اين سفر کوتاه توفيق اين را نيافتيم که از انگورهاي خوب مشکين شهر تناول کنيم ، ولى توصيف آن هم کام ما را شيرين کرده است .به دنبال انتقال گاز به مشکين شهر که امروز خوشبختانه چهارده شهر استان اردبيل داراي گاز شده است و در همين سفر تعدادي از اين پروژه ها افتتاح شد.در اين سفرپنجاه وهشت طرح متعلق به مشکين شهر افتتاح شد که از جمله گازرسانى به شهرهاي رزي و لارود بود و توسعه ظرفيت سوييچ مخابرات .اميدوارم طبق قراري که با همکاران داشتيم و توافق شد و قولى که دادند،هرچه زودتر سهم اعتبار ناشى از فروش اوراق مشارکت براي سد مهم سبلان تعيين گردد و عمليات اجرايى آن به لطف خداوند آغازشود. من در همه سفرها هداياي کوچکى از محل اعتبارات اندک رياست جمهوري براي شهرستان ها در نظر مى گيرم .

آن چه براي شهرستان مشکين شهر درنظر گرفته شده است ، يک کانون فرهنگى بانوان ، هديه به زنان شريف مشکين شهري ،احداث مدرسه راهنمايى شبانه روزي دختران بخش مرادلو، سالن ورزشى دردهستان هاي قصابه و گونه 32; و چند طرح عمرانى .از اين که شما را زير آفتاب معطل کردم ، معذرت مى خواهم . از همه شماسپاس گزارم . ازآقايان علما و روحانيون معظمى که در اين جمع هستند، ازمديران و مسوولان ، ازدانشگاهيان و دانشجويان ، از معلمان و مربيان ودانش آموزان ، از کارگران و کشاورزان 32; و پيشه وران و کسبه و همه اقشار، ازنيروي عزيز انتظامى ، سپاهى و بسيجى برگزارکننده نظم و امنيت در شهر ودر اين مراسم و از امام جمعه معزز و محترم شهرستان مشکين شهر، جناب حجت الاسلام والمسلمين آقاي محسن زاده ، از فرماندار خوب و تلاش گروخوش فکر شما، جناب آقاي زمانى و از برادر عزيزم ، نماينده پرتلاش ،خيرخواه وخدمتگزار ملت ايران و مردم مشکين شهر در مجلس شوراي اسلامى ، جناب آقاي مهندس آقايى و مجددا از همه خانواده هاي شهيدان ، ازروحانيون بزرگوار به خصوص از حضرت حجت الاسلام والمسلمين ، جناب آقاي عشقى ، روحانى پير و با سابقه اين شهرستان سپاس گزاري مى کنم ومى گويم :

ياشاسين باش اوجالدان مشکينى سرپايدار اولسون قهرمان مشکينى سر.

شما را به خداي بزرگ مى سپارم .

http://nasrabadireza.persianblog.ir/1384/5/

حاج صدیف" مداح بزرگ ترک

حاج صدیف" مداح بزرگ ترک

 

"حاج صدیف در سال 1323 در یک خانواده کاملا حسینی در روستای «مجنده» از توابع مشکین شهر واقع در استان اردبیل دیده به جهان گشود از سن ده سالگی در محضر شیخ یوسف افقهی برای نوحه خوانی مشغول شد در این مدت مشوق ایشان پدر و مخصوص" مادرش بودند

مادر و پدر بزرگ ایشان نیز مدّاح بودند که پدر بزرگ ایشان ملا غفار غفاری نام داشت که یک مجاهد بود وبه دست اشرار تیر خورد و به شهادت رسید.

حاج صدیف در سن 12 سالگی در عرض یک سال پدر و مادرش را از دست داد نوحه خوانی را به طور جدی از دوازده سالگی در مشگین شهر در دسته طفلان آغاز کرد و در 15 سالگی در مسجد امیرالمومنین (ع) مشگین شهر با بزرگ سالان مشغول نوحه خوانی بود و در موقع حساس نوجوانی و شرایط بدی که با فوت شدن پدر و مادرش در خانواده ایجاد شده بود مشوقش برادرش بود.

به مرور زمان شناخته تر شد ودر اکثر شهرهای ایران مداحی کرد ایشان حضوری گسترده در جنگ تحمیلی داشتند و از جانبازان شیمیایی جنگ تحمیلی هستند"

 

متن بالا را از سایت www.sodeif.net آوردم که متاسفانه مدت زیادی این سایت غیر فعال است و فایل های صوتی موجود در این سایت را نتوانستم دانلود کنم. برای همین در این پست چند کاست خیلی مشهور از ایشان را قرار می دهم.

 

اگر به آثار حاج صدیف گوش فرا دهید به سبک خاص و جذاب ایشان در مداحی پی می برید. صدای گیرا و انتخاب اشعار حماسی از ویژگی های بارز مداحی ایشان است. «قضیه امان نامه» «مصیبت هنده» «مجلس ولید» «امّ حبیبه» «خطبه حضرت زینب در مجلی یزید»از جمله کاستهای ایشان می باشد و کمتر کسی را می شود پیدا کرد که کاستی از ایشان را گوش نداده باشد.

در مورد ایشان و اینکه چرا بایکوت شدند و چرا دیگر خبری از ایشان نشد و یک افول سریع در شهرت ایشان پیش آمد با اینکه هنوز هم مداحی می کنند –در کشورهای قفقاز آسیای میانه- همیشه سؤال هست؟؟ و مخصوصا" برای خود من که در اوایل دهه هفتاد گوش دادن به نوارهای ایشان بزرگترین لذت برای من بود ولی به یکبار دیگر خبری از صدیف و کاستهایش نشد!! من هنوز دلیل این افول را نیافتم. اما وقتی به کاستهای وی گوش می دهم حاشیه داشتن کارهای ایشان و درگیریش را با گروهی هایی به وضوح می توان یافت نمی دانم شاید ایشان هم دچار حاشیه شدند.

اما در هر صورتی آثار باقی مانده از ایشان به نوبه خود در ادبیات مرثیه و مداحی ترکی بی نظیرند و جایگاه ویژه‌ای دارند.

ایشان هنوز در قید حیات هستند و با اینکه پیر شدند اما صدایشان تا اندازه‌ای باقی مانده است و به مداحی –البته بیشتر در کشورهای قفقاز و آسیای میانه و روسیه برای مثال ایشان محرم 86 را در روسیه برای ترکان آذربایجانی آن کشور مداحی می کردند- ادامه می دهند. و ما آرزوی موفقیت و طول عمر برای جنابشان داریم.

v  اصطلاح جالب و پر معنی ایشان برای عاشقان اباعبدالله الحسین (ع) از سخنهای ماندگار است: "حۆسئن دلی‌لری" –دیوانگان حسین- اصطلاحی است که وی برای عاشقان امام شهید بکار می برد.

http://karrar.mihanblog.com/post/1501


زندگی پر برکت حجت الاسلام والمسلمین مهدی پیشوایی  تاريخ درج: ٣٠ارديبهشت١٣٩١، ساعت ١٢:٥٥   استاد گرا

زندگی پر برکت حجت الاسلام والمسلمین مهدی پیشوایی




استاد گرانمایه حجت الاسلام و المسلمین مهدی پیشوایی، از اساتید برجسته تاریخ اسلام و از کارشناسان زبر دست تاریخ اسلام رادیو معارف و عضو اتاق فکر تاریخ اسلام این رادیو مي‌باشد.
از وی کتاب‌های قابل توجهی در این حوزه ثبت شده که کتاب «سیره پیشوایان» و «مقتل جامع سیدالشهداء» معروف‌ترین آن‌هاست.


جناب حجت الاسلام و المسلمین  استادمهدی پیشوایی از کارشناسان اهل قلم در حوزه تاریخ اسلام  در سال 1324 در شهرستان مشکین شهر چشم به جهان گشودند.
وي در سنین جوانی و سال‌هاینخست طلبگی حسب وظیفه براي تبلیغ معارف دین و تبیین تاریخ و حماسه عاشورا سفرهایگوناگون تبلیغی داشته‌اند.
اين تاريخ نگار معاصر می‌گوید: بنده در ايامي كه به تبليغ مي رفتم،مانند بسياري از مبلغان آن دوران از كتاب ها و مقاتل قديمي استفاده مي‌كردم. اما به مرور زمان مطالعاتم در زمينه تاريخ اسلام بيشتر شد و متوجه نادرستي بسياري از مطالب درج شده در اين كتاب‌ها و مقاتل شدم که كم كم اعتمادم از اين كتاب‌ها سلب شد و هر چه بيشتر در مسائل تاريخ اسلام پيش مي‌رفتم متوجه ضعف و سُستي مطالب اين كتاب‌ها مي‌شدم و ديگر اين مطالب و تذكر به روضه خوان‌ها مرا خسته كرده بود تا اينكه بعد از پيروزي انقلاب اسلامي كتاب‌هايي در زمينه تحريفات عاشورا نوشته شد و انتقادات وسيعي در اين زمينه به وجود آمد و روشن­گري­هايي از سوي آيات عظام و علماء و انديشمندان حوزوي در جامعه صورت گرفت. به مرور زمان اين فكر در من تقویت شد كه  باید طلاب و مبلغين جوان از كتاب‌هاي قوي و غني استفاده كنند ولي بايد كتاب معتبري در اختيار آن‌ها گذاشت تا با بنيه علمي و قوي بالاي منبر رفته و روضه خواني كنند.
دغدغه یاد شده انگیزه ورود جناب استاد پیشوایی در حوزه تاریخ اسلام شد، به حدی که از ایشان فردی زبردست در این حوزه ساخت که اکنون  پژوهش‌ها و کتب ایشان منبع و مرجع تاریخ‌پژوهان شده است.
استاد پیشوایی که پیش از انقلاب با موسسه "در راه حق" برای تبیین تاریخ همکاری داشت. پس از پیروزی انقلاب در مجله پاسدار اسلام و بعدها در نشریه تخصصي تاریخ اسلام قلم زد تا زلال تاریخ را باز نویسی کند.
از استاد پیشوایی آثار قابل توجهی در حوزه تاریخ اسلام تقدیم جامعه شده که «سیره پیشوایان» و «مقتل جامع سید الشهداء»از معروف‌ترین آن‌هاست.
حجت الاسلام مهدی پیشوایی هم اکنون عضو هیئت علمی گروه تاریخ اسلام موسسه آموزشی و پژوهشی امام خمینی (ره)،مدرس سطح عالی تاریخ اسلام مراکز تخصصی و دانشگاه‌ها،عضو اتاق فکر تاریخ اسلام رادیو معارف و کارشناس برنامه پرسمان تاریخی این رادیو مي‌باشد.
گفتنی است برنامه پرسمان تاریخی ایشان به صورت نرم افزار و کتاب تقدیم تاریخ دوستان و پژوهشگران شده است.

ازدیارفخراباد

مرحوم حمزه ذبيحي  اولين كسي است در فخرآباد زماني كه مدرسه به شكل امروزي

نبود  با زحمات طاقت فرسا توانسته بود به  مقام  عالي  علمي برسد . ايشان   رئيس

آموزش و  پرورش  گرمي  بود  (زماني كه ما در كلاس سوم  ابتدائي  بوديم )  كه

با كمال تاسف در هنگام سخنراني در مراسمي  بعلت  برق  گرفتگي  جان  خود را

از دست داد . مرحوم ذبيحي يكي از افتخارات ما بوداعم در اخلاق و ادب و سواد

و مهرورزي به اهالي خصوصا به بچه ها و عموم مردم او رادوست داشتند . چرا

كه  انسان  متواضع  و بزرگوار بود  و   با هر كس  با  زبان  خودش حرف ميزد .

 خدا رحمت فرمايد


مكتب در فخرآباد

مكتب در فخرآباد


آخوند ملا حسينعلي (مدرس) مرحوم قبل از اينكه مدرسه بصورت امروزي داير شود

مكتب داردر فخرآباد بود . ايشان تدريس  قرآن را در  جوار  امامزاده  سيد سليمان ع

 داير كرده بود  و  علاوه بر  فخرآباد  روستاهاي  اطراف  و حتي از  منطقه ارشق و

مغان  براي  تحصيل  علوم قرآني  در فخرآباد  اتراق  ميكردند . اكثر  پيرمرداني   كه

اهل قرآن بودند بواسطه آخوند بود خداوند رحمت كند

http://amrollahalizadeh.blogfa.comمنبع

بیوگرافی تصویرگر علی نامور

بیوگرافی تصویرگر علی نامور
تصویرگر علی نامور فرزندمرحوم کرامت نامور در سال 1355.01.01  در شهرستان مشگین شهر دیار مادری خویش متولد شد ( به دلیل تغییر محل سکونت، خانواده ی علی نامور مجبور به صدور شناشنامه علی در تهران می شوند و بعد از مدت کوتاه  سه – چهار ماهه  به دلیل اوضاع نامناسب تهران اوایل پیروزیهای انقلاب اسلامی و برندازی رژیم طاغوت خانواده  مجددا با اصرار پی در پی مادر مجبور به بازگشت به دیار مادری خود یعنی آذربایجان می شوند و علی نامور دوران کودکی ، جوانی و بلوغ خود را در دیار سرسبز سبلان شهرستان مشگین شهر سپری می کند و زیر نظر اساتیدی همچون  حاج پرویز ایمانزاده، یحیی اکبری و رضا صالحزاده تعلیم دیده و در زمینه هنر به رشد و بلوغ فکری نیز می رسد). وی دوران ابتدایی را در مدرسه هفده شهریور شهرستان مشگین شهر ، دوران راهنمایی رادر مدرسه شهید دکتر چمران مشگین شهر و دبیرستان را با تحصیل در دانشسرای تربیت معلم مشگین شهر به پایان می رساند
علی نامور بعد از اتمام دوره ی تربیت معلم بر خلاف علاقه قلبی خود مجبور به تدریس در شهرستان پارس آباد می گردد. وی بعد از سه – چهار  سال تدریس در پارس آباد از رشته مورد علاقه خود یعنی هنرهای تجسمی - گرافیک قبول شده و برای تحصیلات عالیه عازم تهران می شود. علی بعد از پایان تحصیلات دانشگاهی در تهران مانده و در مجلات و نشریات رشد که زیر مجموعه آموزش و پرورش بود، فعالیتهای هنری خود را ادامه می دهد و روز به روز با پیشرفت  در زمینه تصویر سازی به اوج کارهای هنری خود نزدیک و نزدیکتر می شود. نامور بعد از مدتی فعالیتهای هنری در نشریات رشد رو به تصویرسازی کودک ونوجوان می آورد و اوج هنر تصویرسازی خویش را به ، نه تنها هنرمندان ایرانی بلکه هنرمندان کل دنیا نشان میدهد. با فعالیتهای روزانه و شبانه با سن کمی که دارد راه بزرگان هنر را طی می کند.
او فارغ‌التحصیل رشته هنرهاى تجسمى بود و در رشته گرافیک هم تدریس می‌کرد.
این هنرمند جوان و رو به رشد، 10 مرداد سال 1389 بر اثر ایست قلبی در سن 34 سالگی راهی سفر آخرت می شود و مادر داغ دارش (زهرا اظهری) و براداران کمرشکسته اش (محمد – حمید – مجید نامور) و خواهر دلسوزش (اعظم نامور) و فرزند دلبندش(آنارز) و همسر گرامیش (مهدیه حاج ابوالحسن) را با اندوهی بزرگ در دل و در تنهایی دنیوی باقی گذارده و راهی بهشت گمشده خویش می شود .
مراسم تشییع مرحوم علی نامور با همکاری انجمن تصویرگران برگزار شد. پیکر علی نامور تصویرگر کتاب‌های کودکان و نوجوانان صبح چهارشنبه 13 مردادماه از خانه هنرمندان به قطعه هنرمندان بهشت زهرا (س) بدرقه شد.
نامور در زمینه تصویرگرى کتاب کودک و نوجوان فعالیت‌های زیادی داشته که از آن جمله می‌توان به :
تصویرگری بیش از 150 کتاب کودکان و نواجوانان در داخل و خارج از کشور
برگزیده شدن در نمایشگاه تصویرگرى ایرانى در تایپه سال 2003
برگزیده ‌شده کتابخانه بین‌المللى
برگزیده‌ شده سال 2003 نمایشگاه تصویرگرى بلگراد  
برگزیده شده سال 2008 نمایشگاه تصویرگرى هزار و یک شب بارى یرو
و ... اشاره کرد.
و در آخر یک جمله از مجید نامور برادر کوچک مرحوم علی نامور
یکی از خبرگزاریها نوشته بود که تصویرگر علی نامور مرگ را به تصویر کشید. و من در جواب می گویم  تنهاترین تصویری که نباید می کشی

نخستین معلم مشکین شهر

در روز بازگشایی مدارس نخستین معلم مشگین شهری به دیار باقی شتافت.

مرحوم حاجی ادبایی معلم پیشکسوت مشگین شهری متولد سال ۱۳۰۰ خورشیدی بود که در سال ۱۳۳۰ به استخدام رسمی آموزش و پرورش درآمد.

آن مرحوم پس از ۳۰ سال و ۱۰ ماه و ۹ روز خدمت صادقانه در آموزش و پرورش شهرستان در سال ۱۳۶۱ به کسوت بازنشستگی نایل شده بود.

پیکر این آموزگار پیش از ظهر امروز با حضور جمعی از مسوولان و فرهنگیان در قبرستان عمومی مشگین شهر به خاک سپرده شد.

منبع خیاونیوز