علامه حسن زاده آملی
نتایج استنباط شده از رتق و فتق
حضرت مولى روحى فداه در نتيجه يكم تا پنجم از نتائج مترتب بر ميل كلى و انتقاص آن در رساله قيمه ((رتق و فتق )) مى فرمايد:
((1-
نتيجه نخست اين كه ، وقتى كه دائره شمسيه (منطقه البروج ) در سطح دايره
استواى سماوى قرار گرفته است و با او متحد شده است آب همه جاى كره را فرا
مى گيرد و روزگار اين دوره آدميان بسر مى آيد و پايان مى يابد، و دوباره
دايره شمسيه از دايره استواى سماوى انفتاح مى يابد بدين بيان :
دايره
شمسيه پس از انطباق مذكور يا بسان دوره پيش در جهت شمال دايره استواى سماوى
انفتاح مى يابد، و يا بالعكس در جهت جنوب دايره سماوى انفتاح مى يابد؛ كيف
كان باز ((دَحْو الارض )) پديد مى آيد، و در صورت اول باز خشكى زمين به
سمت شمال خواهد بود و دريا به سمت جنوب ، و در صورت دوم به عكس - يعنى
آبادى به جانب جنوب دايره استواى ارضى مى افتد و دريا به شمال آن - و در هر
دو صورت بسان دوره گذشته خلقت آدم پيش مى آيد.
دحوالارض گسترده شدن
زمين از قبة الارض - يعنى از برآمده ترين جاى زمين - است ، بدين سبب كه
شعاع استوايى زمين اطول از شعاع قطبى آن است چه اين كه زمين در حدود قطبين
اندك فرونشستگى دارد، و در حدود دايره استوا اندك برآمدگى ؛ لاجرم به سبب
تطامن مذكور، نصف قطر استوايى زمين اطول از نصف قطر قطبى آن است ، و در
نتيجه زمين كرده تام نيست بلكه شبيه به كرده و شلغمى شكل است ؛ و شعاع
استوايى در حدود 9/2 فرسخ ، اطول از شعاع قطبى است . بحث را به تفصيل در
درس 16 ((دروس معرفة الوقت القبلة )) و درس 46 و 50 دروس هيئت و ديگر رشته
هاى رياضى تقرير و تحرير كرده ايم .
2- نتيجه دوم اين كه يكى از معانى و
بطون آيه كريمه و اذا قال ربك للملائكة انى جاعل فى الارض خليفة ... (سوره
بقره /30) اين است كه پس از انفتاح دو عظيمه ياد شده و دحوالارض جديد، باز
انسان به تولد و پس از تولد به توالد بوجود مى آيد، و اين آدميان وجود
يافته جديد، جانشين آدميان دوره پيش اند.
در تفاسير وجوهى چند در معنى خليفه گفته آمد، ولكن خليفه بدين معنى را متعرض نشده اند.
4-
نتيجه چهارم اين كه روايت ماءثور از وسائط فيض الهى در تعدد عالم و آدم ،
يك وجه بسيار شريف معنى آنها تعدد آدم و عالم مربوط بدين بحث ميل كلى و
انطباق و انفتاح معدل النهار و منطقة البروج است .
فخر رازى در تفسير
كبيرش در تفسير اين كريمه و لقد خلقنا الانسان من صلصال من حماء مسنون از
سوره مباركه حجر گويد: و نقل فى كتب الشيعة عن محمد بن على الباقر (عليه
السلام ) اءنه قال : و قد انقضى قبل آدم الذى هو ابونا اءلف اءلف آدم اءو
اكثر...
شيخ اكبر محيى الدين عربى در باب 367 فتوحات مكيه فرمايد...
(ترجمه
آن چنين است ) يعنى در واقعه اى شخصى را در طواف ديدم كه به من خبر داد از
اجداد من بوده است و نامش را به من گفت ، از زمانش پرسيدم ، در جوابم گفت
چهل هزار سال پيش از اين بوده است . پس او را از مدت آدم پرسيدم ، به من
گفت از كدام آدم مى پرسى از آدم اقرب ؟ گفت تصديق كن كه من يكى از
پيامبرانم و براى عالم مدت نمى شناسم كه آغاز زمان باشد و در آنجا بايستم و
سپس از آنجا شروع كنم ، بدان كه خداى سبحان هميشه خالق بوده است و همواره
دنيا و آخرت خواهد بود، مدت براى مخلوق است نه در خلق و آفريدن چه اين كه
خلق با انفاس دم بدم پديد مى آيد.
5- نتيجه پنجم اين كه اعتقاد به رجعت
كه در جوامع روائيه اماميه و كتب كلامى آنان آمده است ، و حتى كتابهاى
مستقل در رجعت نوشته اند چنانكه در امامت ، ناظر به همين انطباق و انفتاح
دو عظيمه ياد شده است . بدين معنى كه انسان در هر دوره پس از دحوالارض به
تولد و پس از تولد به توالد كه بوجود مى آيد نياز به انسان كامل و
دستورالعمل انسان ساز دارد، و در ميان آنان انسانهاى كامل كه سفراى الهى
اند براى ارشاد آدميان مبعوث مى شوند، و به اختلاف تكون امزجه آنان درجات
امامت و نبوت و رسالت آنها متفاوت خواهد بود كه تلك الرسل فضلنا بعضهم على
بعض (بقره /254) و لقد فضلنا بعض النبيين على بعض (اسراء /56) در حق آنان
صادق است ؛ و اين سفراى الهى به همان روحانيت سفراى پيشين اند فافهم .
پايان عبارت حضرت مولى از رساله رتق و فتق .
منبع:شرح دفتر دل
موضوعات مرتبط: شرح دفتر دلhttp://alame-hasanzade.blogfa.com/