تفکیک چیست ؟ آیا مطالب عرفا کشک است استادرمضانی
| تفکیک چیست ؟ آیا مطالب عرفا کشک است |
برای تفکیک معنایی وجود دارد که اگر مراد آقایان از تفکیک آن معنا باشد خیلی راحت میتوان با تفکیک و تفکیکیان کنار آمد و اصلا نزاعی در کار نیست و مشکلی به وجود نمیآید. چراکه با توجه به آن معنا، خود فلاسفه اسلامی و عارفان مسلمان، بزرگترین تفکیکیان خواهند بود.
و آن معنا این است که آنچه را که عارفان و فلاسفه مسلمان با کشف و استدلال به آن رسیدهاند، هر چه که باشد از صدر تا ذیل، از مسائل اصلی و امهات گرفته تا مسائل فرعی و جزئیات، همه محصول فعالیت فکری، عقلی و تهذیب و تزکیه و شهود یک انسان غیر معصوم است و نمیتوان آنرا در عرض سخن ناب و پاک و معصومانه انسان کامل معصوم قرار داد.
سخن و گفتار یا شهود کسی که با وحی رابطه مستقیم دارد کجا و
فعالیت فکری و شهودی یک انسان غیر معصوم کجا! پس اگر مراد از تفکیک این است
که من همین جا اعلام میکنم و هیچ ابایی هم ندارم که ما بزرگترین تفکیکی
هستیم! حتی بیشتر از آنچه که اهل تفکیک میگویند به این مطلب معتقدیم.
چه
سخنی صادقانهتر و چه عبارتی گویاتر از این سخن وعبارت حضرت استاد علامه
حسن زاده آملی به عنوان یک عارف و فیلسوف مسلمان که بارها و بارها
فرمودهاند اگر ما فرض کنیم تمام بنی نوع بشر و بنی نوع انسان بشوند
افلاطون، ارسطو، فارابی، بو علی، خواجه نصیر الدین طوسی، ملا صدرا، انیشتین
و همه و همه جزو نوابغ باشند و اصلا آدم معمولی در دنیا نداشته باشیم و
همگی از این سنخ آدمها باشند باز هم این آیه قرآن کریم صادق است که فرمود:
«هُوَ الَّذي بَعَثَ فِي الْأُمِّيِّينَ رَسُولاً مِنْهُمْ يَتْلُوا
عَلَيْهِمْ آياتِهِ وَ يُزَكِّيهِمْ وَ يُعَلِّمُهُمُ الْكِتابَ وَ
الْحِكْمَةَ وَ إِنْ كانُوا مِنْ قَبْلُ لَفي ضَلالٍ مُبينٍ ؛ او كسى است
كه در ميان جمعيت درس نخوانده رسولى از خودشان برانگيخت كه آياتش را بر
آنها مىخواند و آنها را تزكيه مىكند و به آنان كتاب (قرآن) و حكمت
مىآموزد هر چند پيش از آن در گمراهى آشكارى بودند» (جمعه/2)
هر کسی هر چه که باشد در برابر انسان کامل معصوم، امی و بیسواد است. آیا آقایان اهل تفکیک سخنی بالاتر از این هم دارند و بهتر از این میخواهند راجع به تفکیک سخن بگویند؟ این بزرگوار که عمری را در فلسفه و عرفان گذرانیده و با همه برنامهها و فعالیتهای علمی که دارد میگوید همه در برابر پیغمبر خدا امّی هستند. پس اگر مراد از تفکیک این باشد که ما خودمان بزرگترین تفکیکی عالم هستیم.
اما اگر مراد از تفکیک، بیاعتبار جلوه دادن و به قول بعضی، کشک دانستن حاصل زحمتهای فلاسفه و عارفان خصوصا فلاسفه وعارفان مسلمان است همانطور که از ظاهر بلکه صریح بعضی ازعبارات استفاده می شود، در این صورت قول به تفکیک عین بیانصافی و از مصادیق بارز ظلم خواهد بود.
زمانی یکی از آقایان در یک سخنرانی نزدیک ایام ماه مبارک رمضان که طلاب میخواستند به تبلیغ بروند خطاب به آنها توصیهای کرده بودند و فرموده بودند شما هر روز بر خودتان این را یک وظیفه و یک امر واجب تلقی کنید که یک صفحه از صفحات بحارالانوار را مطالعه کنید؛ نوری که در صفحات بحار هست در کتاب شفای بو علی نیست.
این سخن چه معنایی را میخواهد به شنونده القا کند؟ اگر مراد این است که ما توقعی را که از آیات و روایات اهل بیت عصمت و طهارت علیهمالسلام داریم هُوَ هُوَ نمیتوانیم همان توقع را از عبارات یک انسان غیر معصوم و لو فیلسوف داشته باشیم، این حرفِ کاملا صحیح است، چون آن کجا و این کجا! بو علی سینا یک انسان غیر معصومی است که فعالیت فکری کرده و به نتایجی رسیده، او کجا و یک انسان معصوم کجا که سخن او متن واقع و نورانیت محض است.
ولی باید این نکته را متوجه بود که اصلا چه کسی چنان توقعی را از سخن غیر معصوم دارد که شما بیایید آن را نفی کنید. اصولا چنین ادعایی وجود نداشته و ندارد بلکه این شما هستید که سخن غیر معصوم را در کنار سخن معصوم گذاشته و این دو را با هم مقایسه میکنید و با این کار به سخن معصوم جسارت میکنید چون کنار هم گذاشتن این دو و مقایسه کردن این دو با هم کار غلطی است و به تعبیری جسارت به مکتب اهل بیت عصمت و طهارت علیهمالسلام است. شما میآیید و مطالب غیر معصوم را در کنار مطالب معصوم میگذارید و بعد میگویید نوری که اینجا هست آنجا نیست. اصلا گذاشتن اینها در عرض هم کار غیر قابل دفاعی است.
ولی اگر مراد از آن سخنان و عبارات این است که همه آنچه که درکتاب شفا و امثال شفاست کشک است و بی اعتباراست. انصافا این سخن، خلاف انصاف و از مصادیق ظلم است. چون حکیمانی مثل بو علی سینا، ملا صدرا و دیگر حکیمان صدرایی در عالم اسلام و فلاسفهای متاله و لو غیر مسلمان که توحید را، نبوت را، وحقانیت مکتب انبیا را آنگونه مستدل برای دیگران بیان کردهاند، درست نیست اینطور در حقشان بیانصافی و ظلم شود.
آنها گرچه نتوانستهاند با تکیه بر عقل صرف و کشف غیرمعصومانه خود بدون کمک گرفتن از انبیاء و اولیاء معصوم به دقائق مبدا و معاد راه پیدا کنند اما در حد توان خود، فعالیت کرده و زحمت کشیدهاند و در راستای آن بزرگان و بزرگواران حرکت کرده و می کنند و نیز به نتایج خوب و مطلوبی رسیده و میرسند، حال شما در مقابل آن همه تلاش و زحمت بگویید همه اینها کشک است. کجای این انصاف است؟ انسان باید در اظهار نظر عادل باشد و حق را به حقدار داده و همیشه حق را مورد توجه قرار دهد. و عشق به اهل بیت عصمت و طهارت علیهمالسلام که در دل همه ما ریشه دیرینه دارد نباید ایجاب کند که ما به دیگران ظلم کرده و متاع آنها را غیرمنصفانه ارزیابی کنیم.
ما باید ببینیم ائمه معصومین سلام الله علیهم اجمعین چطور با کمالات دیگران برخورد میکردند و در عین آنکه خودشان در رأس کمالات و خوبیها بودند در مقام ارزیابی کمالات دیگران چه رفتاری را در پیش میگرفتند. حضرت امام صادق علیهالسلام در کتاب توحید مفضل از ارسطاطالیس (ارسطو) نام میبرد و میفرماید: عدهای قائل به صُدفه و اتفاق بودند و برای این عقیده، به امور خارج از طور طبیعی؛ مثل افراد شش انگشتی یا ناقص الخلقهها و امثال این امور استدلال میکردند. در مقابل آنها شخصی به نام ارسطاطالیس با توجه به امور طبیعی که از ثبات و دوام و وحدت صنع برخوردارند اثبات کرد که پدیدههای یاد شده به خاطر عوارضی است که درمسیر امور طبیعی پیش میآید و آنها را از مسیر خود منحرف میکند و این خود شاهدی است بر وجود یک نظام علی و معلولی در عالم و دلالت میکند بر اینکه در عالم حساب و کتابی وجود دارد و گاهی اوقات که در این حساب و کتاب به هر دلیلی اختلالی به وجود میآید پدیدههای یاد شده مشاهده میگردد و این خود بهترین دلیل است بر اینکه در نظام آفرینش علیت حاکم است و چیزی بر اساس اتفاق و صُدفه به وجود نمیآید.
این مطلب را امام صادق علیهالسلام در حالی برای مفضل بیان میکند که خود یک امام معصوم است و فوق مقایسه با ارسطو است و این یعنی اگر کسی حرف قابل قبولی دارد باید آن را گفت و نقل کرد و نباید به بهانه اینکه او در رتبه از ما پایینتر است او را کنار بزنیم و بگوییم آنچه او میگوید کشک است.
بنابراین نباید با مطرح کردن تفکیک، انبیاء و اولیاء را به نفع خود مصادره کرد و دیگران را علیرغم کمالاتی که دارند کوبید و آنها را از راه آن بزرگواران منحرف دانست.
به تفکیکیان عرض میکنم اگر مرادتان از تفکیک معنای اول از دو معنایی که ذکر شد باشد که ما بهتر از شما این معنی را میفهمیم و به آن اعتقاد داریم و معترفیم و اگر معنای دوم مراد شماست که خلاف انصاف است بخواهیم به بهانه تکیه بر حقانیت اهل بیت عصمت و طهارت علیهمالسلام دیگران را تحقیر کنیم. هر چند که متاع احدی را نمیتوان با متاع انسانهای کامل و معصوم مقایسه کرد.سایت معظم له