زندگی نامه بزرگترین فیلسوف معاصرحکیم علامه نورانی

يادمان فیلسوفی از تبار عالمان قم و نجف
آنچه گذشت گوشهاي از زندگي پرافتخار عالمي از تبار شاگردان مکتب امام صادق (ع) است که تا آخرين روزهاي زندگي قلم را بر زمين نگذاشت و همواره بر اي اعتلاي مکتب اهل بيت (ع) تلاش نمود.
مرحوم آيتالله مصطفي نوراني اردبيلي از جمله عالماني است که در مکتب اهل بيت (ع) نزج گرفت و عمر خود را در پاسداري از آن صرف نمود.
مرکز خبر حوزه، به مناسبت فرارسيدن ايام سالگرد رحلت اين عالم رباني گوشهاي از زندگي وي را منعکس ميکند.
آيتالله مصطفي نوراني اردبيلي (ره) در سال 1305 شمسي در روستاي تقي ديزج از توابع اردبيل، در يک خانواده اهل علم به دنيا آمد.
ملا شکرالله پدر وي از علماي برجسته آن ديار بود. ابتدا در محضر پدر بزرگوار خود تلمذ کرد و سپس از برادر بزرگتر خود ملاعيسي بهره علمي برد.
اين عالم رباني بعد از فراگيري مقدمات عرب و علوم ديني در سن هفده سالگي وارد مدرسه ملاابراهيم اردبيل شد و در محضر عالمان آن ديار زانوي تلمذ زد.
مرحوم آيتاللهنوراني در بيست و پنجسالگي وارد شهر علم و
اجتهاد قم، شد و از محضر بزرگاني چون آيتالله حجت، آيتالله صدر و
آيتالله خوانساري که به آيات ثلاث معروف بودند، بهره برد.
اين عالم وارسته پس از کسب توشه علمي از قم، جهت بهرهمندي از فضاي علمي و معنوي نجف در جوار بارگاه اميرالمؤمنين(ع)، رحل اقامت افکند و از دروس آيات عظام حکيم، خويي و شيرازي شاهرودي استفاده نموده وي همچنين از درس آيتالله العظمي بروجردي و امام راحل کسب فيض نمود و ضمن تقرير درس امام راحل و با اشاره و راهنمايي ايشان شرح مکاسب را نگاشت و منتشر نمود.
*علاقه وافر به نويسندگي
مرحوم آيتالله نوراني از دوران جواني به تأليف و تحقيق و نشر معارف اهل بيت (ع) علاقه وافري داشت، از اين رو موفق شد در سن بيست و پنجسالگي کتاب «القعد والحل»، به رشته تحرير درآورد و با تأسيس مؤسسهاي با نام «مکتب اهل بيت (ع)» حرکت علمي و فرهنگي را پيريزي کرد و خود را وقف تحصيل، تدريس و نشر علوم اهل بيت (ع) نمود.
وي فعاليت علمي خود را در اين مؤسسه در سه بخش حوزوي، علوم اسلامي و دايرةالمعارف علمي اسلامي متمرکز نمود.
در بخش حوزوي به مباحثي چون صرف و نحو، منطق، بلاغت، درايت، رجال،فقه، فلسفه و... همت گماشت و در بخش علوم اسلامي که با علوم روز منطبق شده بود، شامل اقتصاد روانشناسي، جامعهشناسي رياضيات، طبيعيات و طب پرداخت که از دستاوردهاي آن ميتوان به دايرةالمعارف طب اسلامي بر اساس آيات و روايات و منطبق با طب قديم جمعآوري شده است و شامل بيش از دههزار صفحه و در سه بخش بهداشت گياهان دارويي و امراض و معالجات است اشاره کرد.
آن عالم فرهيخته در طول زندگاني با برکت خود موفق به تأليف و تصنيف بيش از يکصدو شصت کتاب شد.
*مبارزه عليه طاغوت
وي در طول دوران انقلاب و قيام اسلامي مردم ايران، همگام با امت اسلامي در خيزش دادخواهانه مردم شرکت جست و زجر تبعيد و زندانهاي بروجن، شهرضا، نجفآباد، اصفهان، قم، گنبد کاووس و... را براي مبارزه عليه ظلم و استبداد به جان خريد.
لزوم حفظ انقلاب اسلامي و دستاوردها و ارزشهاي ديني و مکتبي
آن از اموري بود که به شدت مورد اهتمام و توجه مرحوم آيتالله نوراني بود.
او بر اين باور بود اکنون که استکبار جهاني و ايادي آن اين انقلاب و ولايت
فقيه را هدف قرار دادهاند،همه بايد احساس خطر کنند،وي نيز اين خطر را
احساس نموده بود و درخواست مردم محترم دارالارشاد اردبيل را عليرغم
مشغلههاي علمي، فرهنگي و تحقيقاتي براي نمايندگي در مجلس خبرگان رهبري را
پذيرفت.
آن عالم وارسته چنان به تحقيق علمي و حفظ معارف و احاديث اهل بيت (ع) علاقه داشت که از لحظات عمر ارزشمند خود جهت کسب دانش و بهرهمندي از اين ميراث گرانسنگ بهره ميبرد.
حجتالاسلام سيدمحمد مجاهد، يکي از شاگردان وي، ميگويد که همسر ايشان به بنده گفت: سه ماه قبل از فوت ايشان و در ايامي که در بستر بيماري بودند، يک شب از بستر برخاست و تقاضاي قلم و کاغذ نمود و گفت؛ حديثي به ذهنم رسيده ميخواهم يادداشت کنم. وقتي از او سؤال کردم با توجه به کسالتي که داريد چه ضرورتي براي نگارش حديث وجود دارد، شما که يک عمر حديث نگاشتهايد، الان کمي استراحت کنيد. پاسخ داد که وظيفه و رسالت ما حفظ معارف اهل بيت (ع) است. شايد بعد از مرگ من کسي آن را ببيند و عمل کند.
آن مرحوم خود را وقف اسلام و اهل بيت (ع) نموده بود و خالصانه در اين مسير حرکت ميکرد، اهتمام ايشان به تدريس و تحقيق به حدي بود که در دوران زعامت آيتاللهالعظمي بروجردي، مرحوم نوراني به واسطه کثرت مطالعه و تحقيق و نگارش بيمار شدند و اطباء او را از تحقيق و تدريس منع کردند، ولي به واسطه علاقه فراوان به مطالعه در همان دوران بيماري شرح 5 جلدي بر محرمات را نگاشت.
آيتالله نوراني بر لزوم آشناکردن جوانان با معارف اهل بيت (ع) تأکيد مينمود و انحطاط و گسترش فساد در جامعه را ناشي از کمرنگشدن معارف ديني ارزيابي مينمود و تصريح ميکرد که ما هر چه داريم از مکتب اهل بيت (ع) و امام صادق داريم، در حالي که برخي جوانان که از حقايق غافل هستند، فکر ميکنند مبدأ علوم اروپا است.
*توصيههاي آن مرحوم
آيتالله حاج شيخ مصطفي نوراني اردبيلي(ره) در کتاب وظايف يک مبلغ آورده است: روحانيون بايد از اوقات و فرصتهاي مناسب همواره استفاده کنند و وقت خود را تلف ننمايند، لباس کسي که روحانيت به تن کرده، هدايت افراد و جامعه را يک وظيفه عمومي و جديد در ذمه خود بدانند، بخصوص در اين دوران پر آشوب و...
با اين وضع اسفانگيز، دهات دور دست که پاي مبلغ بدانجا
نرسيده و يک مبلغ لايق و برجسته به آنجاها اعزام نشده وظيفه ديني خود را با
رفتن به چنين مکانهايي ادا کنند برخي از مکانها هست که يا مبلغ به آنجا
نرسيده و يا تنها به گرياندن و روضه خواندن قناعت کردهاند و يا آن دهات به
وسيله تعزيه خوانها و شبيه خوانان اداره شده و احکام اسلام و قوانين
عاليه الهي بطور کامل به آنها ابلاغ نشده است، بايد براي رضاي خدا در وقت
مناسب به مناطق دوردست سفر کرده و نتيجه معنوي بدست بياورند در اين زمان که
مبشران مسيحي، مبلغين وهابي و... نسل جوان را به سوي پرتگاه ضلالت و
گمراهي ميکشد، بر ماست که براي بيداري آنها از اين مهلکه قيام کنيم و آنان
را از اين پرتگاه نجات دهيم.
*کتابي که آيتالله گلپايگاني از آن تمجيد نمود
مرحوم آيتالله نوراني در خاطرات خود مينويسد: حدود چهل سال قبل به فکر تحقيق و نوشتن اصول عقايد و ايدئولوژي افتادم که هم براي خودم و هم براي ديگران مفيد باشد و ابتدا مکاتب و اديان و سپس مذاهب را مورد بررسي قرار دادم و يادداشتها را بعدا به صورت کتاب درآوردم و در همان زمان به چاپ آن اقدام نمودم، وقتي کتاب زير چاپ بود، مرحوم آيتالله گلپايگاني (ره) مرا خواستند و فرمود: چند نفر از طلاب حوزه را جمع کنيد و يک کتاب اعتقادت بنويسيد، من عذر خواستم و عرض کردم: من ديگر ذوقي به اين کار ندارم؛ زيرا يک کتاب در مورد اعتقادات نوشتهام و اکنون زير چاپ است، ايشان فرمود: پس از چاپ، يک نسخه را به من بدهيد وقتي کتاب چاپ شد و يک نسخه را به ايشان دادم آقا مرا خواست و فرمود: همان قصدي که داشتم شما در اين کتاب انجام دادهاي و اديان و مذاهب باطله را رد کردهاي و دين حق و مذهب درست را ثابت کردهاي، سپس ايشان يک پارچه قبايي به من دادند و سيصد تومان ماهانه حسبالامر ايشان به من پرداخت ميکردند.
*لطف آيتالله العظمي بروجردي
در اولين نوشته اينجانب به نام (العقد والحل) تحقيقي درباره صيغههاي نکاح که تعرض به «استعمال ماده زوج با لفظ در لغت» داشتم، روزي در بيروني منزل مرحوم آيتالله العظمي بروجردي بودم و تعدادي از علما در خصوص مطالب آن کتاب اشکالاتي به من کردند تا اينکه مرحوم حاج محمد حسن، فرزند بزرگ آن مرحوم مرا به حضور آقا برد و ايشان از من پرسيدند؛ آيا تحقيق شما در اين مورد کامل است؟ عرض کردم: آري، پس از تامل، پانصد تومان جهت آن کتاب به من دادند و از قضا هزينه چاپ آن کتاب در آن وقت درست همان اندازه بود.
*تبحر آيتالله نوراني در طب اسلامي
حجتالاسلام احمد قاضي زاهدي گلپايگاني، حکايتي از مرحوم آيتالله مصطفي نوراني نقل ميکند ،فردي به نام حاج عبدالله اسفندياري که در خصوص طب مورد عنايتي از سوي امام زمان عج قرار گرفته بود ، از خراسان به قم آمد و مدت 2 سال در مؤسسه مکتب اهل بيت (ع) قم حضور داشت و تمام دانستنيهاي خود را در خصوص طب اسلامي عرضه نمود و سپس به خراسان بازگشت ، بعد از بازگشت حاجعبدالله اسفندياري، مرحوم آيتالله نوراني گفتار وي را در قالب دههزار صفحه تحت عنوان طب اسلامي گردآوري کرد.
*نگارش کتاب به تشويق امام راحل
آن مرحوم ميگويد: اينجانب شرح مکاسب را به تشويق مرحوم حضرت
امام خميني(ره) نوشتم، زيرا حدود چهل و پنج سال قبل که در درس خارج مکاسب
آن جناب حاضر ميشدم، تقريرات درس ايشان را مينوشتم و پس از تکميل مکاسب
محرمه، آن را به حضرت امام(ره) ارائه نمودم و عرض کردم: ببينيد اگر قابل
چاپ باشد تقريظي بنويسيد تا آن را چاپ کنم ايشان نوشته خودش را نيز که در
آن زمينه بود به من دادند و فرمود؛ شما نيز مطالعه کنيد، اگر نقصي داشته
باشد تکميل نماييد، من آن را بردم و استفاده نمودم پس از 25 روز آوردم و
عرض کردم حضرتعالي نوشته مرا مطالعه کرديد؟ فرمود: آري. گفتم: چه طور بود؟
فرمود: خوب است عرض کردم پس تقريظي بر آن بنويسيد تا چاپ کنم؟ فرمود: نه،
عرض کردم: چرا؟ در صورتي که ميفرماييد خوب است؟ فرمود: چون تو اقوال ديگر
فقها را نيز در آنجا نوشتهاي بهتر است شما مکاسب را شرح کنيد. عرض کردم
من نميتوانم! فرمود: تو ميتواني.
البته شيوه ايشان اين بود که طلاب را تشويق بر علمآموزي ميکردند لذا روزي در بيروني منزل ايشان نشسته بوديم به چند نفر از ما اشاره کرد و فرمود: شما سه نفر نبايد تقليد کنيد.
.
*غروب غمانگيز
آيتالله نوراني سرانجام در آبان 1382 مطابق 4رمضانالمبارک 1424 بعد از نماز ظهر و عصر به ديدار معبودش شتافت و در گلزار شهداي شيخان قم به خاک سپرده شد.
همچنين در پي ارتحال آن عالم برجسته اطلاعيهاي از هيئترييسه مجلس خبرگان رهبري و نيز اطلاعيه مشترکي از سوي جامعه مدرسين حوزه و شوراي عالي حوزه علميه قم و نيز دبيرخانه مجلس خبرگان رهبري در تعظيم و تکريم از جايگاه آن عالم فرهيخته منتشر شد.