کسانى که از مطالعه کتاب فطرت و دفتر آفرینش سرباز مى زنند و مسأله بلوغ را یک امر قراردادى تلقّى مى نمایند و تصوّر مى کنند که واقعیّات و حقایق، تابع اندیشه و قرارداد آنهاست، با سنن آفرینش به جنگ برخاسته و سرانجام مغلوب مى شوند؛ زیرا سنن خلقت با گفت و شنود افراد غافل از اصول خلقت، دگرگون نمى گردد.

همان طور که تکامل یک جنین در رحم، تقریباً در نُه ماه انجام مى گیرد و هرگاه گروهى بنشینند، قانونى وضع کنند که از این به بعد جنین باید در رحم مادر در مدّت یک سال تکامل پیدا کند، کار بیهوده اى انجام داده اند؛ همچنین دخل و تصرّف در حد بلوغ که یکى از سنن آفرینش است، جز بیهوده گفتن چیزى نیست.

این که رسول خدا(صلى الله علیه وآله) مى فرماید: «لا تُعادُوا الایّامَ فَتُعادِیْکم; با زمان ستیزه مکنید که با شما ستیزه مى کند» مقصود این است که با سنن خلقت جنگ نکنید؛ زیرا نبرد با آن جز مغلوبیّت و شکست نتیجه اى ندارد.

معدّل «سنّ بلوغ جنسى» در دختران کشور ما 14 و در پسران 16 مى باشد. در این فصل از زندگى تمایلات جنسى آنها بیدار مى شود و هرگاه سنّ ازدواج را بالا ببریم تکلیف دختران و پسران در این مدّت محرومیّت چیست؟ یا باید تن به آمیزش هاى نامشروع بدهند و سرانجام هزاران مصیبت دامنگیر اجتماع گردد، یا در برابر آتش غریزه جنسى مقاومت طولانى کنند که به فرض ممکن بودن براى همه افراد، اعصاب آنها را خرد مى کند.

هیچ مى دانید که ازدواج و همسر گزینى موجب شکفته شدن استعدادهاى نهفته است و افراد متأهّل بهتر از افراد مجرّد فکر مى کنند و جوانى که در کانون وجود او آتش شهوت زبانه مى کشد و وسیله مشروع براى اطفاى آن ندارد، نمى تواند صحیح و آرام فکر کند؟

این حقیقتى است که برخى از روانشناسان به آن اعتراف کرده و آزمایش هایى روى آن انجام داده اند.

................منبع ابنا